يه روز با یکی آشنا میشى كه برات از خيانت اكسش میگه؛ از اینکه چطور دلش رو شكسته و دیگه نمیتونه به هيج كس اعتماد كنه. جورى حرف میزنه كه انگار زخميه، حساسه و از ته دل داره حرف مى زنه، و تو هم دلت براش میسوزه. دلت مى خواد بهش ثابت كنى كه با بقيه فرق دارى؛ اينكه همه دروغ نمیگن و ترکت نمیکنن.
ولی اون لحظه باید فرار کنی. این یه تلهست. چون بيشتر وقتها اون هنوز خوب نشده؛ فقط درد، خشم و بىاعتمادى حل نشدهش رو با خودش وارد رابطهی جديد كرده.
و به جاى اينكه زخمهاى خودش رو درمان كنه، كم كم كارى مى كنه كه تو تاوان كارى رو پس بدى كه يه نفر دیگه باهاش كرده.
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
🆔
@proxy_daemi