آیا واقعاً آنقدر که فکر میکنیم ذهن منعطفی داریم؟
بیشتر ما خودمان را افرادی منطقی و دارای ذهنی منعطف میدانیم؛ اما یک مشکل وجود دارد: خودارزیابی ما همیشه معیار خوبی برای سنجش انعطافپذیری شناختیمان نیست.
دکتر لئور زمیگراد، پژوهشگر علوم اعصاب شناختی، برای بررسی این موضوع از آزمونهای رفتاری استفاده میکند. در نمونهای که در این کلیپ میبینید، فرد ابتدا قاعدهای را یاد میگیرد و بر اساس آن پاسخ میدهد. سپس، بدون هشدار، قاعده تغییر میکند.
اینجاست که تفاوت مهمی آشکار میشود: بعضی افراد سریع متوجه میشوند که الگوی قبلی دیگر کار نمیکند و راهبردشان را تغییر میدهند؛ برخی دیگر همچنان بر همان قاعده قبلی پافشاری میکنند.
این تفاوت با مفاهیمی مانند انعطافپذیری شناختی (Cognitive Flexibility) و در سوی مقابل سرسختی شناختی (Cognitive Rigidity) مرتبط است.
اما بخش جذابتر پژوهشهای خانم زمیگراد اینجاست: مطالعات او و پژوهشگران دیگر نشان دادهاند که برخی ویژگیهای شناختی با جزماندیشی، شدت نگرشهای ایدئولوژیک و نحوه مواجهه ما با تغییر و عدمقطعیت ارتباط دارند.
⚠️ البته این یافتهها به این معنا نیست که با یک آزمون میتوان تشخیص داد چه کسی «متعصب» است، یا اینکه زیستشناسی سرنوشت سیاسی و فکری ما را تعیین میکند. رابطه میان مغز، شناخت، شخصیت، محیط اجتماعی و ایدئولوژی بسیار پیچیدهتر از این است.
📘 در کتاب «مغز ایدئولوژیزده»، لئور زمیگراد به یکی از پرسشهای مهم زمانه ما میپردازد:
چرا بعضی ذهنها انعطافپذیرترند و راحتتر در باورهای خود تجدیدنظر میکنند، در حالی که برخی دیگر حتی در برابر شواهد مخالف بر باورها و الگوهای قبلی پافشاری میکنند؟
و شاید پرسش مهمتر این باشد:
آیا میتوان ذهن خود را برای انعطافپذیری بیشتر در برابر تغییر، شواهد تازه و عدمقطعیت پرورش داد؟
نویسنده: دکتر لئور زمیگراد
ترجمه: مهدی شفا
ناشر: نشر درنگ
🎥 این کلیپ کوتاه را ببینید؛ آزمونی ساده که ما را با پرسشی بسیار بزرگتر درباره ذهن خودمان روبهرو میکند:
اگر قواعد بازی عوض شوند، شما چقدر سریع حاضرید قواعد قدیمی را کنار بگذارید؟
📚 خرید قانونی نسخه فارسی کتاب
فارسی زبانان داخل ایران
نسخه چاپی: نشر درنگ
فارسی زبانان خارج از ایران
🌎 نسخه الکترونیکی: Google Play Books
🍎 نسخه الکترونیکی کتاب در Apple Books
ن
هوش جمعی هستش .
در مورد انسان هم میتونیم هوش جمعی رو داشته باشیم.
ممکنه به تنهای هوش شما و من و آترین و سینا و صد نفر دیگه از اعضای گروه نتونه مسئله ای رو حل کنه ولی هوش همه ما باهم به عنوان هوش جمعی موفق بشه.
در مورد مورچه هم یک مورچه به تنهایی ممکنه نتونه موفق به انجام یک هدف خاص بشه اما کلونی مورچه ها بتونند.
این هوش جمعی است و هوش ایمرجنت نیست.
کاملا درسته موضوع میتونه به همین سادگی باشه، اما به نظر من کلونی مورچه یا کلونی انسان مثلا یک شهر به لحاظ هوش واقعا میتونه مفهوم امرجنت هم داشته باشه. بله هوش چند نفر دوست صرفا با هوش جمعی قابل بیانه، اما گاها میشنویم و گفته میشه که روابط در شهر یا در محله یا در بازار هوشمند رفتار میکنه. بازار بدون اینکه کسی مدیریت هوشمند کلان روش داشته باشه هوشمند رفتار میکنه بدون هماهنگی این از کجا نشات میگیره آیا یک هوش امرجنت هست، آیا اگه امرجنت هست صرفا برآمده از هوش اشخاص هست یا ممکنه پارامترهایی غیر از هوش افراد هم در اون هوشمندی دخیل باشند. نه اینکه خودم پاسخ این سوالها را بدانم اما میدانم که پاسخ به اون سادگی هوش جمعی نیست. هوش جمعی یک اسم است.
خوب اون هوشمندی هم که به بازار یا شهر نسبت داده میشه به لحاظ مفهوم و معنا تا حدی متفاوت است در اون تعریف حداقلی میگنجد یعنی هم هدف دارد هم بازخورد میگیرد اما حقیقتا همان هوش انسانی یا جمع جبری آن نیست. شاید هم ریشه و منشأ آن صرفا هوش انسانها نباشد.
استعاره نیست رفتار بازار واقعا در آن تعریف میگنجه، هدف دارد و خودش را وفق میدهد با نوسانات اجتماعی، سیاسی، بسته شدن مرزها حتی بدون مدیریت کلان یک پارچه، و بدون هماهنگی برنامه ریزی شده، پاسخ میده
درود وقتی در یک سامانه پیچیده رفتاری پدیدار میشه که در اجزا آن دیده نمیشه و اون رفتار غیر قابل محاسبه از رفتار اجزا باشه و قابل فروکاست به جز نباشه یا اصطلاحا جمع جبری نباشه
فرض کن بازار آزاد لوازم خانگی در یک کشور، شامل نوسان قیمتها، عرضه و تقاضا، بهرهدهی، فروشنده، مشتری، ...
هر کدام از این آیتمها با هم در تعامل هستند، بازخورد میگیرند و خود را تنظیم میکنند، بدون یک مدیریت کلان یکپارچه و هوشمند.
خودت هم گفتی ، به این میگن تعامل .
هوشمندی یک استعارست وگرنه اینجا تعامل رو داریم.
به خود تنظیم گری بازار هم اشاره کردی ، اینجا ممکنه فردی هم بگه بازار زنده است.
یعنی بازار حیات دارد؟ نه یک استعارست.
این نوع نگاه شما و استفاده از تعامل یا خودتنظیم گری هم درسته، اما ما با تعریف حداقلی پیش رفتیم و با استناد به اون قضاوت میکنیم نه از یک اصطلاح رایج، شما میگی خودتنظیم گری من میگم بازخورد هر دو درسته، برا ما مهم اینه که در تعریف میگنجد
ضمنا اگه اشتباه نکنم یک جایی از ساپولوسکی شنیدم که از امرجنت هوش کلونی مورچه در مقایسه با هوش ناچیز مورچه صحبت میکرد، البته خاطرم نیست هوش کلونی را برآمده از چی در نظر میگرفت.
ببینید اختلافات سر مفاهیم و تعاریف بوده همیشه ، ما الان به یک مسئله دیگه هم رسیدیم و اون مفهوم و تعریف بازار هست.
از شما خواستم منطورت از بازار رو بگی که توضیح دادی و بازار رو مجموعهای معرفی کردی که عرضه و تقاضا رو شامل میشه و در جهت تعادل در تعامل هستند.
خب اینجا روابط انسانی تعامل رو شکل میده و هیچ هوشی برای این مجموعه با عنوان بازار نمیشه در نظر گرفت ، در واقع بازار یک مفهوم انتزاعی است و اصلا نمیتونه هوش داشته باشه .
من مباحث و مطالب شما رو اکثرا دنبال میکنم و به توانایی بالای شما در استدلال و مهمتر از اون استنتاج و نتیجهگیری واقف هستم و حداقل از خود من تواناتر هستید، و هیچوقت شما رو متعصب ندیدم و این برام لذت بخش بوده همیشه.
در باب شایعات ویروس طاعون روسی !
قبل از هر چیز باید بدانیم طاعون یک بیماری باکتریال و در صورت تشخیص بهنگام ، قابل درمان آنتی بیوتیکی است .
و اما داستان:
یک خانم ۲۸ ساله ی روس که در آزمایشگاهی در مرز مغولستان روی طاعون کار میکرده، با ذات الریه ی ناشناخته فوت کرده .
در افراد دیگری علائمی رویت شده که حدود ۲۰۰ نفر بستری و قرنطینه شده اند .
در اتوپسی جسد طاعون یا سایر پاتوژنهای موجود در آن آزمایشگاه پیدا نشده.
ذات الریه با تشخیص ناشناخته ، پدیده ی عجیبی نیست و پزشکان بخصوص در این فصل مکررا با آن مواجه میشوند و درمانهایی بر مبنای گمان ، انجام میدهند.
انتقال طاعون بشکل کلاسیک در مواجهه با پستاندار آلوده است و انتقال آزمایشگاهی بدلیل شرایط محیط کار و ميزان مواجهه و پروتکل های بهداشتی کم سابقه است .
بشکل کلاسیک طاعون قبل از کشف آنتی بیوتیک ها ، بارها مسبب پاندمی های برق آسا و مرگ سیاه شده .
منجمله گمان میرود سقوط امپراتوری ساسانی ، ناشی از چیرگی قبایل دوره گرد عرب بر ارتش ساسانی نبوده و اسناد تاریخی میگوید طاعون با انتشار از غرب به ایران ، عملا باعث قتل عام مردم در زندگی مدنی و خالی شدن شهرهایی مثل تیسفون و مدائن شد و بدینسان قبایل دوره گرد ( به واسطه ی زندگی بیابانی و مصون ماندن آز طاعون ) به سادگی شهرهای تقریبا خالی از جمعیت و دفاع را فتح کردند .
نمونه ی دیگر پاندمی طاعون سیاه در اروپا بود که قسمت بزرگی از جمعیت انسانی را قتل عام کرد .
و نمونه اخیر شیوع طاعون طی اشغال ایران در جنگجهانی توسط دولت مفخمه بریتانیای کبیر بود که به مرگ ربع جمعیت کشور ختم شد .
طاعون و قحطی چنان گسترده بود که آدمها اجساد عزیزان خود را در کوچه پرت میکردند و بلدیه اجساد را جمع آوری و معدوم میکرد.
و البته قبله ی عالم از شهر به ییلاقات فرار کرده بودند .
القصه ...
طاعون در کنار سیاه زخم و آنفولانزا و وبا و سل و حصبه و ...به عنوان یک سلاح بیولوژیک، همیشه مورد علاقه ی کشورها بوده و امکان مهندسی ژنتیک برای تولید سوشهای کشنده و مقاوم به درمان منتفی نیست.
اما در مورد اخیر هنوز ردپایی از طاعون پیدا نشده.
پاورقی :
یکی از مهمترین میزبانان واسط در انتقال طاعون به انسان ، پستانداران و بخصوص موشها هستند !
قابل توجه دوستان گربه دوستی که با غذا دادن به گربه های شهر ، باعث تنبلی و شکم سیری ا
• نقشه ریاضیات
• کل حوزه ریاضیات در یک نقشه واحد خلاصه شده است! این نقشه نشان میدهد که ریاضیات محض و ریاضیات کاربردی چگونه به یکدیگر مرتبط هستند و از چه زیرموضوعاتی تشکیل شدهاند.
@Discourseees
تایملپس کل جهان
بخش اول: از بیگ بنگ تا امروز
.
کیفیت HD 720
.
با قصهگویی پروفسور برایان کاکس
.
قصه علمی جهان از انفجار بزرگ تا امروز
.
@Discourseees
تایملپس کل جهان
بخش دوم: از امروز تا پایان زمان
.
با قصهگویی جمعی از محبوبترین دانشمندای جهان از جمله؛ پروفسور استیون هاوکینگ، برایان کاکس، میچیو کاکو، لاورنس کراوس، نیل دگراس تایسون و چندتا از متخصصای خوب دیگه توی حوزه فیزیک و کیهانشناسی
.
سفری به آینده محتمل کیهان همراه با جلوههای صوتی و تصویری بسیار زیبا و منحصربفرد و همچنین گذری در حیطههای اسرارآمیز جهان و مرز دانش انسان
@Discourseees
حیات در ماورا
قسمت اول: حیات بیگانه، دورههای طولانی زمان و جایگاه ما در تاریخ کیهانی
یکی از بزرگترین پرسشهای زمانه ما: آیا ما تنها هستیم؟
تماشای قسمت اول این مستند، شما را به جهانهای بیگانه و جایگاههای دوردست در زمان و فضا میبرد؛ در جستوجوی اینکه حیات بیگانه ممکن است کجا پنهان شده باشد و موقعیت ما در تاریخ حیات چیست.
پس از نسلها پرسش و کنجکاوی، حقیقت سرانجام در دسترس ما قرار گرفته است.
پژوهشها و فناوریهای جدید، ما را بیش از هر زمان دیگری به یافتن پاسخ نزدیک کردهاند؛ به گفت برخی از دانشمندان ناسا، شاید تنها چند دهه با آن فاصله داشته باشیم.
این جستوجو به کشفیاتی انجامیده است که ذهن شما را به روی افقهایی کاملا نو میگشاید و دیدگاهی عمیقا متفاوت درباره زندگی انسان به شما میبخشد.
در قسمتهای آینده مجموعه «حیات در ماورا» ، به موضوعاتی همچون برقراری ارتباط با حیات هوشمند فرازمینی، فیزیک احتمالیِ زیستشناسی موجودات بیگانه، چگونگی بقا پس از پایان جهان و موضوعات دیگری خواهیم پرداخت.
@Discourseees
حیات در ماورا
قسمت دوم: موزه حیات بیگانه
اگر موزهای وجود داشت که در آن هر شکل از حیات در سراسر جهان هستی نگهداری میشد، چه؟
این تجربه شما را به سفری در میان شکلهای احتمالی حیات بیگانه میبرد. از گونههایی که به طرزی وهمآور آشنا به نظر میرسند تا موجوداتی کاملا بیگانه و شگفتانگیز؛ از اعماق زمین گرفته تا خشنترین و نامساعدترین گوشههای جهان.
پژوهشهای جدید در حال دگرگون کردن تصور ما از حیات و مکانهایی هستند که ممکن است در آنها پنهان شده باشد؛ نه فقط در سیاراتی شبیه زمین، جایی که موجودات میتوانند شکلهایی مشابه آنچه سیاره ما پدید آورده است پیدا کنند، بلکه در مکانهای دور از انتظار، مانند قلب ستارگان مرده و حلقههای سیارات غول گازی. در جهان، هیچ مکانی خارج از محدودهٔ امکان حیات نیست.
تنها زمانی که بدانیم چه چیزهای دیگری در آن بیرون وجود دارند، واقعا خودمان را خواهیم شناخت.
این آزمایش فکری، تصویری اجمالی از آنچه ممکن است در آن بیرون وجود داشته باشد، چگونگی یافتن آن، و اینکه دامنه تخیل طبیعت تا کجا میتواند گسترده باشد را به ما نشان خواهد داد.
@Discourseees