Replymessage unavailable
مارسل پروست و "زمان"
زمان، اشیا را از "کارکردشان" جدا میکند.
این صندلی، صندلی نیست؛ این دستکش قدیمی، دستکش نیست، غیاب توست.
کلیسا کلیسا نیست، چهرهی تمام آن مردگان و زندگانیست که سالهاست از اینجا، از کومبره، رفتهاند.
زمان، بُعد چهارم است اما نه در همنشینی با سه بُعد دیگر.
زمان بُعدیست که چون به شیء اضافه شود، دیگر شیء شیء نیست، تبدیل به "نشانه" میشود.
بدینسان، یک شیء منبسط میشود از رایحهها، اصوات، طرحها و اقلیمهای گوناگون.
زمان اشیا را اشباع میکند، از فروبستگیِ چرخهی "وسیله_هدف" آزاد میکند و به حرکت درمیآورد
زمان "آن" را به"او"بدل میکند.
https://t.me/hezar_khom