Replymessage unavailable
اگر منظورت از «هستیشناختی» همان استدلالی است که صرفاً از مفهوم خدا به وجود او میرسد (نه از تجربه، نه از علیت، نه از نظم)، در فلسفهٔ معاصر سه نسخه بیش از همه جدی گرفته شدهاند:
1. استدلال موجهات (Modal Ontological Argument) از Alvin Plantinga
2. نسخههای صوری مبتنی بر منطق موجهات از Kurt Gödel
3. بازسازیها و دفاعهای جدید توسط Robert M. Adams، Norman Malcolm و Charles Hartshorne.
اما اگر بپرسی کدام مهمترین و قویترین است؟ تقریباً اجماع این است که نسخهٔ پلنتینگا مهمترین استدلال هستیشناختی معاصر است.
چرا استدلال پلنتینگا مهم است؟
پلنتینگا استدلال آنسلم را با استفاده از منطق موجهات S5 بازسازی کرد. ایدهٔ اصلی بسیار ساده است:
1. ممکن است موجودی با «عظمت حداکثری» وجود داشته باشد.
2. موجود با عظمت حداکثری، اگر در جهانی ممکن وجود داشته باشد، در همهٔ جهانهای ممکن وجود دارد (زیرا وجود ضروری جزئی از عظمت حداکثری است).
3. اگر در همهٔ جهانهای ممکن وجود داشته باشد، در جهان ما هم وجود دارد.
4. پس خدا وجود دارد.
صورت فشردهٔ آن:
◇□G
□◇G → □G (در S5)
بنابراین □G
پس G
نقطهٔ قوت استدلال این است که از نظر صوری، اگر مقدمهٔ اول پذیرفته شود، نتیجه تقریباً ناگزیر است.
---
اما مشکل اصلی
تقریباً همهٔ بحث روی مقدمهٔ اول متمرکز است:
> «ممکن است موجودی با عظمت حداکثری وجود داشته باشد.»
منتقدان میگویند چرا این امکان را بپذیریم؟ اگر کسی به همان اندازه موجه بگوید:
> «ممکن است چنین موجودی ناممکن باشد.»
آنگاه با همان منطق S5 نتیجه میگیرد که وجود خدا ناممکن است.
به همین دلیل، بسیاری از فیلسوفان میگویند:
> استدلال پلنتینگا از نظر اعتبار منطقی (validity) بسیار قوی است، اما از نظر اقناعکنندگی (soundness) موفق نیست؛ زیرا مقدمهٔ کلیدی را اثبات نمیکند، بلکه فرض میگیرد.
خود پلنتینگا هم ادعا نکرد که این استدلال اثباتی قاطع برای یک شکاک است. او صریحاً گفته بود که هدفش بیشتر نشان دادن این است که باور به خدا میتواند عقلانی باشد، نه اینکه همهٔ افراد را ناگزیر به پذیرش نتیجه کند.
استدلال گودل
گودل نسخهای بسیار پیچیدهتر ارائه کرد که بر پایهٔ منطق موجهات و مفهوم «صفات مثبت» بنا شده است. این استدلال از نظر ریاضی و منطقی بسیار ظریف است، اما به علت اتکای شدید به اصول موضوعه (Axioms)، اغلب به عنوان تمرینی در منطق تلقی میشود تا برهانی متقاعدکننده برای وجود خدا.
---
ارزیابی امروز در فلسفه
اگر به ادبیات فلسفهٔ دین معاصر نگاه کنیم:
از نظر نفوذ تاریخی: پلنتینگا بیرقیب است.
از نظر پیچیدگی منطقی: گودل.
از نظر میزان پذیرش به عنوان برهان موفق: هیچکدام اجماع ایجاد نکردهاند.
حتی بسیاری از فیلسوفان خداباور معتقدند که استدلالهای کیهانشناختی یا مبتنی بر تبیین (مانند استدلالهای Richard Swinburne یا نسخههای جدید استدلال امکان و وجوب) از نظر اقناع فلسفی قویتر از استدلالهای صرفاً هستیشناختی هستند.