.
تو مهربان من!
بیا کنار پنجره،
که آفتاب روح من عیان شود . . .
رضا_براهنی✍️
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡
می کشیم . گوشتش را می خوریم . هنگام صحبت واظهار نظر می گوییم گاو است نمی فهمد . عجب! البته من. گوشتخوار نیستم و از گوشت بیزارم . لطفا کمی در چشم ونگاه آن را که کشته وکله اش را آویخته اند و حرکت ورفتار واشکهای اورا به بوییدن دوست کشته شده اش بر خاسته توجه کنید . راستی گاو کیست ؟ و جنایتکار کدام ؟
Www.yourdshsh.com
.
یادش بخیر
عصری را که پنجره،
سهم آسمان را
بی دریغ
به خانه می آورد،
چای
آهسته دم می کشید
و دل،
بی آنکه چیزی کم داشته باشد،
به غروب
لبخند می زد.
حالا،
غروب که می شود،
فنجانی چای
می نوشم…
شاید
طعم دیروز
دوباره
به خانه برگردد...
#رویا_زینلی
@shaere_Abi💙
هرچه مى نوشم
مست نمى شود
هجران رفتنت
به كدام ميخانه پناه ببرم
وقتى چشمان زيباى تو
در گورى سوسو مى زند
دهانت را گل گرفته اند
كدام ترانه را بخوانم
گوشهايت زنگ بزند
ناگهان برخاسته به خواب
من بيايى گونه ام را ببوسى
بگويى ديگر نبار
سردم است.....
#آرام_شهنواز
تيرمى كشدقلب شهريور
دروغی به نام «مخالفت با جنگ، حمایت از حکومت است»
یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ روانی، ساختن دوگانههای کاذب است. این روزها هم این طور القا میشود که هر کس با حمله نظامی به ایران مخالف است، حتما حامی حکومت است. اما این یک دوگانه ساختگی ست که نه با واقعیت جامعه سازگار است و نه با منطق.
پرسش اصلی این است: چه اتفاقی میافتد که انسان به نام آزادی، رنج و مرگ مردم خود و ویرانی زادگاهش را بپذیرد؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان فقط در روانشناسی فردی جستوجو کرد. انسانها در خلأ تصمیم نمیگیرند؛ قضاوت آنها درباره جنگ در دل تجربههای زیسته، روابط قدرت، شرایط اجتماعی و موقعیت طبقاتی شکل میگیرد. به همین دلیل، پذیرش و تشویق به خشونت فقط نتیجه خشم یا ناامیدی نیست، بلکه به این نیز مربوط است که چه کسی جنگ را از دور میبیند و چه کسی آن را با جان، خانه و آینده خود تجربه میکند.
جنگ تنها شهرها را ویران نمیکند؛ شیوه داوری اخلاقی را نیز تغییر میدهد. وقتی انسانها به «تلفات جانبی»، «اهداف نظامی» یا «هزینه آزادی» تقلیل داده میشوند، رنج آنان از تجربهای انسانی به مفهومی انتزاعی تبدیل میشود. هرچه قربانیان کمتر دیده شوند، پذیرفتن مرگ آنان آسانتر میشود.
اما جنگ همیشه یک پرسش طبقاتی نیز پیش روی ما میگذارد: چه کسانی بهای آن را میپردازند؟ معمولاً نه کسانی که درباره جنگ تصمیم میگیرند یا از دور برای آن نسخه مینویسند، بلکه مردمی که امکان پناه گرفتن، مهاجرت یا نجات خود را ندارند؛ کارگران، کودکان، سالمندان و خانوادههایی که امنیت، شغل، درمان، تحصیل و آینده خود را از دست میدهند. بنابراین، نمیتوان از جنگ سخن گفت، بیآنکه از نابرابری و توزیع ناعادلانه رنج سخن گفت.
ایگناسیو مارتینبارو یادآور میشد که خشونت فقط جان انسانها را نمیگیرد، بلکه بافت روانی و اخلاقی جامعه را نیز دگرگون میکند. جنگ، امید را به ناامیدی، اعتماد را به سوءظن و همبستگی را به گسست اجتماعی تبدیل میکند؛ زخمی که گاه بسیار ماندگارتر از ویرانی ساختمانهاست.
از همین رو، مخالفت با جنگ الزاماً به معنای حمایت از حکومت نیست. میتوان هم با استبداد مخالف بود و هم نخواست که مردم به «هزینهای ناگزیر» یا «تلفات اجتنابناپذیر» تقلیل یابند. دفاع از جان مردم، دفاع از حکومت نیست؛ دفاع از این اصل است که هیچ آرمان سیاسی حق ندارد زندگی و کرا
Аудио 4_5942913266421335627.mp3 · 4.8 MB · click to show
چنان تهیام از خود
که فرو میروم ذرهذره در گردابی مسموم،
پیرامونم چیزی پیدا نیست،
صدایت را بفرست
تاکه چون پیچکی در آن بیاویزم
و از این تالاب بگریزم...
#عزیز_نسین
ماه
باید
آنجا باشد آنجا که
مشت یک زن زیر چادر از داغی میسوزد
ماه
باید
آنجا باشد آنجا که
پشت گیسوهایش پنهان است
آنجا باید
صدقات تاریخ
آری
باید در جیبش باشد
ماه
وزن خورشیدی سوزان
کهکشانهای موزون
در کنار سینهی سیمینش باید باشد
ماه
باید
ساعتکهایی باشد در مردمکهای چشمانش
ماه
باید
باشد
به خدا باید باشد
#رضا_براهنی
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡
من به عنوان یک سیاهپوست به دنیا آمدم و به عنوان یک زن؛ و حالا دارم تلاش میکنم که قویترین شخصی شوم که میتواند زندگیای را که به من داده شده، بزید. و نیز سعی میکنم به ایجاد تغییر در راستای آیندهای قابل زیستن بر این زمین و برای کودکانام کمک کنم.
من همواره خودم را به عنوان یک سیاه، لزبین، فمینیست، سوسیالیست، شاعر، مادر دو فرزند از جمله یک پسر، و عضو یک زوج بینانژادی، بخشی از گروهی مییابم که اکثریت در آن مرا به عنوان آدم سخت، منحرف، پست یا خیلی ساده «اشتباه» تعریف میکند.
به خاطر عضویتام در تمام این گروهها دریافتهام که ستم و تابنیاوردن تفاوت به هر شکل و قالب و رنگ و سکسوالیتهای در میآید؛ و در میان آنهایی از ما که رهایی و آیندهای کارساز برای فرزندانمان هدف مشترکشان است، نباید ستم سلسلهمراتب داشته باشد. من آموختهام که سکسیسم (باور به برتری ذاتی یک جنس بر جنسهای دیگر و در نتیجه به حق سلطهگری آن) و دگرجنسگرامحوری (باور به برتری ذاتی الگویی از عشقورزیدن به تمام دیگر الگوها و در نتیجه به حق سلطهگری آن) هر دو از همان منبعی سرچشمه میگیرند که نژادپرستی ــ یعنی باور به برتری ذاتی نژادی بر تمام دیگر نژادها و در نتیجه به حق سلطهگری آن.
صدایی از جامعهی سیاهان میگوید: «اوه، اما سیاهبودن نرمال و عادی است». بله، من و بسیاری از آدمهای سیاه همسن من روزهایی را دردناکانه به خاطر میآوریم که سیاهبودن نرمال نبود!
اصلا باور ندارم که وجههای از من ممکن است از ستم بر بخش دیگری از هویتام سود ببرد. میدانم که خلقِ من ممکن نیست از ستم بر هر گروه دیگری که به دنبال حقِ وجود داشتن صلحآمیز خودشان هستند، سودی ببرند. برعکس، ما خودمان را خوار میکنیم وقتی دیگران را از چیزی محروم میکنیم که جهت به دست آوردن آن برای فرزندانمان خون دادهایم. و تمام آن فرزندان باید بیاموزند که برای همکاری با هم در راستای آیندهای که همگی در آن سهیماند، لازم نیست همگی مِثلِ یکدیگر شوند.
حملههای رو به افزایش علیه لزبینها و گیها تنها مقدمهای است بر حملههای فزاینده علیه تمام خلق سیاه، چرا که هر جا ستم در این کشور ظهور میکند، خلق سیاه قربانی بالقوهی آن هستند. و این هم از معیارهای کلبیمشربی راستگرایانه است که اعضای گروههای ستمدیده را به اقدام علیه یکدیگر تشویق میکند. تا زمانی که م
من همیشه بر خلاف نور شنا کردهام
شبیه ماهیهایی که از نفتکشها ترسیدهاند
و از کبریتهایی که با یک چاک
خاورمیانه را به آتش میکشند
☘️ بخشی از یک شعر
آیدا مجیدآبادی
Аудио 2-06. Yanni - One man's dream.mp3 · 6.2 MB · click to show
طنینی از رنگ رویا در قطعه زیبای
One Man Dream
اثری ماندگار از
Yani
Аудио Beyond The Sunset.mp3 · 8.8 MB · click to show
موزیک - بیکلام
کی گفته موسیقیهایِ بیکلام، بیکلامَن؟ اتفاقا موسیقیهایِ بیکلام کلی هم حرف دارن، مثل همون حرفایی که ما داشتیم و هیچ وقت نزدیم.
آن که دانست زبان بست
وان که می گفت ، ندانست
چه غم آلوده شبی بود!
وان مسافر که در آن ظلمت خاموش گذشت
و برانگیخت سگان را به صدای سم اسبش بر سنگ
بی که یک دم به خیالش گذرد
که فرود آید شب را
گویی…
همه رویای تبی بود
چه غم آلوده شبی بود!
شاملو
I
Аудио chris_rea_nothing_to_fear 128.mp3 · 12.5 MB · click to show
chris_rea_nothing_to_fear 128.mp3
سایه ها
از درونم سر بر می کشند
شب برافراشته می شود آرام آرام .
خورشیدی تاریک
تشعشعش فروکاسته می شود
و دَوَران
ما را به خود می خواند
ورای زمان .
با من بگو !
آنگاه که بر کرانه ی آب ها نشسته ام
نظاره گر سایه هایی که سراغم می آیند
با من بگو !
آیا خاطرات محو ناشدنی ات از بین خواهند رفت ؟
#خوزه آنخل والنته
به نور سلام ...☀️
☀️صبح یعنی نور خورشید و غرور
☀️صبح یعنی آمدن، یعنی ظهور
🍞نان گرم و چای شیرین، حال خوش
☀️صبح یعنی درد از چشمت به دور
صبحتون بخیر اهالی
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡
دونستم زندگی برای هیچ کدوم از ما صبر نمیکنه
صبر نمیکنه تا حال دلمون خوب بشه،
تا مشکلاتمون رفع بشه
تا از بیماری شفا پیدا کنیم
تا از غم دست بکشیم
تا داغ عزیز از دست رفتمونو کنار کنیم
تا کارهای تلنبار شدمونو سروسامان بدیم
تا بی وفایی هارو هضم کنیم
آره زندگی برای هیچ کدوم از ما صبر نمیکنه،نمی ایسته
گذر میکنه
باید با جریانش پیش بریم،ولو اینکه کوله بارمون خیلی سنگین باشه...
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡
✅ فکر میکرد که بهترین کاری که آدم موقع درد یا نگرانی میتواند بکند این است که به رختخواب برود. چون چیزی که باعث اذیت آدم میشود هم باید با آدم بخوابد. بعد دیگر تنها کاری که آدم باید بکند این است که خیلی آرام بیدار شود تا آن چیز بد را بیدار نکند. بعد از تخت بیرون بیاید و بگذارد آن چیز بد همانجا بخوابد تا دیگر اذیتش نکند.
📚 خشکسالی طولانی
✍️ کنان جونز 🏴
📁 صفحه ۹۶
📱 @PouyaKetab 📚
خیلی از ما سالها تلاش میکنیم «بهتر» بشیم، چون فکر میکنیم فقط وقتی کاملتر، زیباتر، موفقتر شدیم، بالاخره ارزش دوست داشتن داریم.
اما شاید مسیر، برعکس باشه.
شاید اول لازم باشه یاد بگیریم خودمون رو، همینطور که هستیم، ببینیم و بپذیریم.
چون تغییر در فضایی که فقط شرم و سرزنش هست، فرصت وجود پیدا نمیکنه.
پذیرش خود، نقطهی مقابلِ رشد نیست؛
بعضیوقتها همون جاییه که رشد از اون آغاز میشه. ✨
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡
آدم هم میتونه دایره باشه و هم خطِ راست!
انتخاب با توئه که تا ابد دور خودت بچرخی یا تا بینهایت ادامه بدی.🤍
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡
برای هر انسان، کسی باید باشد که با دوست داشتن زیباترش کند.
مثل آن پنجرهی چوبی
که از شمعدانیها
جان تازهای میگیرد ...
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡
به شب سلام ...⭐️🌙
شبها
مهتاب کجا بود؟
تویی که باز میتابی!
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡
دستهایش سفید بود و روشن
انگار از چیدنِ ماه آمده بود .
#رسول_یونان
شبتون بهشت
✿⃟🪻🍃 @beheshteroya ♡