Web appOpen in Telegram
چچتمارس.

چتمارس.

✅ High trust
@chetmax · channel · indexed since 2026-06-10
8 436subscribers−4 in a week
2 704average post reach
32%ER — reach to subscribers
41posts in 30 days
چتمارس.
هر وقت خیلی وقت می‌شود که نمی‌نویسم، خیلی وقت می‌شود که نمی‌توانم بنویسم. و وقتی ماهی نتواند شنا کند، مجبور است از درون بجهد، ژنتیکی‌. پس دست می‌برم توو در توو که ببینم چه پیچی باید بپیچد تا فرکانسی بدون پارازیت پیدا کنم؛ از اطرافم، یا جایی زیر پوست. آب و الکترولیت است که جسدم را آورده یک گوشه. موج است که می‌خورد به ساحل. و برمی‌گردد. می‌پرسد آب نمی‌خواهی؟ چهار روز است آب نخورده‌ام الا برای فرو بردن قرص‌ها. و قرص‌ها فرو برده‌اندم جایی پایین‌تر. نور می‌رسد؟ بله. صدا می‌رسد؟ بله. حرکت وجود دارد؟ جایی در درون. تنها جای باقی‌مانده روی زمین که زمین نیست. تنها جای باقی‌مانده در زمین که هواست. و حواست نیست که داری جایی در درون، زور می‌زنی کلمه‌ی لعنتی بعدی را استخراج کنی. و عرقت درمی‌آید برای کلمه‌ی بعدش. و به نفس‌نفس می‌افتی برای یک ترکیب استعاری کارکرددار. پشت در مانده‌ام. در حیرتم و حسرت. حسرت این که بگویم زنده‌ام. زنده‌ترم. زنده و ترم. زنده و تروتازه. اما چهار روز است آب نخورده‌ام الا برای فرو بردن قرص‌ها. قلبم چروکیده و کبدم مثل لکه‌یی از قیر، هر حلّالی را حلال می‌داند. من اما حتا الکل ضدعفونی ندارم که تعفن این روز تقویم را از بین ببرم. یک تقویم تخمی شمسی که اکثر مناسبت‌های تخمی‌ترش، تنها تهوعم را تشدید می‌کند.
17 · 2.6K ·
Audio
Stevie Ray Vaughan - Riviera Paradise.mp3 · 20.8 MB · click to show
حوصله نکردم اجرای زنده‌اش را پیدا کنم.
50 · 2.6K ·
متاسفانه یک بار دیگر شکست خوردم. خلاف پیش‌بینی‌یم، اسپری ایرانی کاسپین Oceano پخش بو، ماندگاری و حتا بوی بهتری نسبت به نیوآ Espresso داشت💔
40 · 2.4K ·
چتمارس.
Photo
click to show
آخرین پست جان سینا، کشتی کج‌کار افسانه‌یی:
21 · 2.3K ·
Photo
click to show
محتوایی که باعث ارگاسم مسئول حکومتی جمهوری اسلامی می‌شود:
40 · 2.7K ·
چ
به موهایم روغن مالیده‌ام و منتظرم نیم‌ساعت بگذرد که بروم حمام. بعد از رفتن پدرم، نظم زندگی‌یم خیلی مختل شد. البته که قبلش هم نظمی وجود نداشت و دارم گناه خودم را می‌اندازم گردن آمدن آن مردک مفلوک. اما به آن بی‌نظمی عادت داشتم. به این کوفتی جدید عادت ندارم. حالا دلم نمی‌خواهد پالخت تووی خانه راه بروم. منتظرم حقوقم برسد که یک قالی برای آشپزخانه بگیرم. فهمیده‌ام که چاقوهایم کندتر از چیزی‌یند که تصور می‌کنم. فهمیده‌ام که کابل شارژرم کندتر از چیزی‌ست که رویش نوشته. فهمیده‌ام سایز شلوارم خیلی تعریف‌شده نیست. فهمیده‌ام خیلی خوابم می‌آید و دلیلش این است که خسته‌ام. همه را می‌دانسته‌ام و نخواسته‌ام هیچ‌کدام را جدی بگیرم. چون زندگی سخت است و وقتی نمی‌توانم همه‌ی مشکلاتم را یک‌جا حل کنم، ترجیح می‌دهم هیچ‌کدام را حل نکنم. این‌وقت‌ها چشم‌هایم را می‌بندم که نبینم. گشادتر می‌گیرم که کنار بیایم. وقتی چیزی هم حل می‌شود، جای این‌که به چشم دستاورد نگاهش کنم، تنها یک تسک انجام‌شده می‌بینمش. یکی از هزاران. حالا نهصدها و نودها و نه‌هاتا تسک دیگر باقی مانده. بابت چه خوشحال باشم؟
14 · 3.3K ·
چ
چتمارس.
بر نان کپک زده‌ی نوازش هنوز بر جای مانده دندان‌هایم مایاکوفسکی ترجمه‌ی کاشیگر
16 · 3.1K ·
چتمارس.
مدت‌هاست نگران شعر نخواندن کسی نیستم. و مرگ را چیز ترسناکی نمی‌بینم؛ البته از گلو‌ به بالا. این زندگی آیا شکنجه‌ی نحیف من نیست؟ این رزمایش عضلات ضعیف من زیر تیغ آفتاب نیست که شب‌ها مجبورم می‌کند به اعتراف؟ عمدن از بدن حرف می‌زنم؛ چون تو درک دیگری از بدن داری. تو می‌دانی از دست دادن تکه‌ها یعنی چه. و تو می‌دانی کبریت‌ها راحت‌تر از آدم‌ها از دریا عبور می‌کنند. گاهی دلم می‌خواست فندک باشم. لازم داشتم این را بشنوی: من٬ نسخه‌ی مجبورِ خودم بودم. دیگر نشد که نباشم و حتا نشد که دوور باشم. موسیقی از درونم نشت کرد و چاله‌ها با گیاه پر شدند. و زندگی درین تعریف شد که از زمین بمکم تا زمانی که زمین مرا بمکد. امشب برای کسی سوال شد چرا این‌قدر به مکیده شدن فکر می‌کنم؛ آن هم وقتی بیل و بیل‌چه در دست خودم است. جهان شد ماینکرفت و من به حفره‌ها عمق می‌دادم که گفتم: خیلی. و تو گفتی: این‌ها را فراموش نکن: (و این‌ها گفتند: ما را فراموش نکن) ((من اما تنها به یاد دارم که نباید فراموش کنم)) اما فراموشی٬ کاه است در کالبد من. سفتم که ساده‌ام؛ و الا من کجا و این کش نیامدنم در حد یک آدم، کجا؟ مورچه باید چیزی برای مردن داشته باشد؛ من ندارم و می‌میرم.
28 · 3.6K ·
چ
چتمارس.
ماشه با دست‌هات که کاری می‌کنی، آدم نمی‌فهمد واقعن نیتت انجام همان کار است، یا تأمین مقدمات یک برون‌ریزی متحورانه‌ی آخرالزمانی، یک فخرفروشی عام‌المنفعه برای منطقه‌ی دیدرَس، بذل یک لطف الاهی که از بدِ روزگار، جای این که از مخرجی وسیع مثل آسمان ببارد نصیب خیل عظیمی از زمینیان شود، جمع شده نوک چند انگشت و مختصرن و منحصرن، تنها به چیزی می‌ماسد که انگشت‌هات بر آن مماس است. تو واقعن آستینت را به با نوک انگشت‌ها به کف دستت می‌فشاری و چند پرنده واقعن در ساحلی جنگ‌زده، زیر سطحی از نفت خام خفه می‌شوند.
16 · 2.4K ·
چتمارس.
ولی بهترین thirst trap تاریخ رو یزید ریلیز کرد برای امام حسین.
23 · 1.9K ·
چ
چتمارس.
به جواب‌های مختلفی فکر می‌کردم، اما در نهایت دانستم گاهی اوقات برای بیدار ماندن به چیزی بیشتر از یک پشه نیازی نیست.
7 · 1.5K ·
چتمارس.
Audio
Akte X Briqueville (1).m4a · 13.3 MB · click to show
اتمسفریک پست‌راک؟
48 · 1.4K ·
به سیاوش سابق، یوسف سابق‌تر نامه‌ات را نخواندم. احمق بودنم که انتها ندارد. نگاهش کردم و دیدم ای بابا، مدت‌هاست چیزی برای دوستانم ننوشته‌ام. مدت‌هاست فکر می‌کنم دیگر دوستی ندارم و در همان حال که فکر می‌کنم دوستی ندارم، در رفاقت با برخی غرقم. نمی‌دانم در خاطرت مانده یا نه. سه ماه پیش داشتیم حرف می‌زدیم. حدود نیم‌ساعت بود که داشتیم روی یک ایده کار می‌کردیم. و وقتی گفتم بیا راجع به آن تلفنی حرف بزنیم (خودت می‌دانی چقدر از تماس بیزارم)، گفتی الان نمی‌توانی، چون داری سکس‌چت می‌کنی. و من سه ماه است منتظرم سکس‌چتت تمام شود. هرچند در این سه ماه، چندبار تلفنی حرف زده باشیم. یادم است شاید حدود ده ماه پیش از عاطفه خواستم بعد از هفت سال رفاقت، من را دوست خودش بداند و برایم از ناراحتی‌هایش حرف بزند. وقتی اما حرف زد، چنان سنگین آمد که دیگر نتوانستم کاری جز خواندن بکنم. مثل یک باد آمد. سنگینم کرد. سیل شد. بخشی از من را برد. و من حتا حالا که آب فرونشسته و رفته هم هنوز همان سنگر را گرفته‌ام که یک روز، شاید یک روز توانستم جوابش را بدهم. از تو چه پنهان، بدجوری دوستش دارم. یادگار زمانی‌ست که جنونم هنوز چیز قابل عرضه‌یی بود. او اما نسخه‌ی دیگری از آن جنون را بیرون می‌کشید و سلاحش برای این کار، نمایش معصومانه‌ترین جنونی بود که از یک لاله‌ی واژگون انتظار داری ببینی. تووی خیابان راه می‌رفت و ابرها را نشانم می‌داد و گونه‌اش را می‌چسباند به دیوارها و سایه‌اش را مثل یک اثر هنری می‌انداخت روی دیوارنویسی‌ها و جاهایی قرار می‌گرفت که متن‌ها با او معنا پیدا می‌کردند. چنان جنسی از معصومیت و دیوانگی که خشونت تهران هم برایش نرم شود و همراهی کند. نامه‌ی او را هم جواب نداده‌ام هنوز. نامه‌ات را نخواندم. تنها چشمم افتاد که در انتهایش آهنگی طلب کرده‌یی. باز از تو چه پنهان، روزهای زیادی رفته که چیزی دیگر از گوش تکانم نداده. فکر می‌کنم سنگین شده‌ام که دیگر چیزی زورش نمی‌رسد از گوش بلندم کند. اما هیجان دارم. اما حشر دارم. اما گرسنه‌ام. چه خوب است که دارم کمی از آشپزی می‌فهمم. دلم می‌خواست مشهد باشم و چند تا ایده برای چند تا سس را با هم پرورش بدهیم. مثل کره‌ی بادام‌زمینی با سویا سس و پیازچه برای پاستا. تو باید راجع به پیازچه نظر بدهی. تو باید بگویی شاید کمی روغن کنجد آن را سس مناسبی حتا برای گوشت قرمز هم
17 · 1.4K ·
Audio
All I Never Said.mp3 · 12.3 MB · click to show
این هم موزیک. امروز به دستم رسید. تکانم داد. خیالم را راحت کرد که تقصیر من نیست.
104 · 1.4K ·

An open public feed from the search index ChatCrawler — “Google for public Telegram”; refreshed as the venue is crawled. Times are UTC.

Public content only, official Telegram API. About · FAQ · Index limits · Remove a page · Catalog · Search · How we count