Link
click to show
click to show
اروین شرودینگر
فیزیکدان برجسته اتریشی و از بنیانگذاران مکانیک کوانتومی، بیشتر با معادله دشوار شرودینگر و استعاره مشهور «گربه شرودینگر» شناخته میشود. اما برای دانش پیچیدگی، شاید مهمترین میراث او کتاب کوچک اما اثرگذار «حیات چیست؟» باشد؛ کتابی که یکی از مهمترین پرسشهای قرن بیستم را مطرح کرد: چگونه موجود زنده، با وجود قانون دوم ترمودینامیک، نظم خود را حفظ میکند؟
شرودینگر حیات را نه صرفاً مجموعهای از مولکولها، بلکه سامانهای دید که پیوسته با محیط خود ماده و انرژی مبادله میکند و از این راه سازمانیافتگی خود را حفظ میکند. او برای توضیح این ایده از مفهوم «آنتروپی منفی» یا نگانتروپی استفاده کرد؛ یعنی موجود زنده با تغذیه از نظم محیط، از افزایش بیوقفه بینظمی در درون خود جلوگیری میکند. مقصود او نقض قانون دوم ترمودینامیک نبود؛ بلکه نشان داد موجود زنده، چون یک سامانه باز است، میتواند با مصرف انرژی و صدور آنتروپی به محیط، نظم درونی خود را حفظ کند.
اهمیت شرودینگر برای دانش پیچیدگی در همین تغییر زاویه نگاه است. او حیات را به مسئلهای برای فیزیک تبدیل کرد و راه را برای اندیشیدن به موجود زنده به عنوان یک سامانه سازمانیافته و دور از تعادل گشود؛ مسیری که بعدها در آثار پریگوژین، برتالنفی و علوم پیچیدگی ادامه یافت.
دستاورد شرودینگر برای دانش پیچیدگی این باشد که نشان داد حیات، شنا کردن برخلاف ترمودینامیک نیست؛ بلکه هنر حفظ نظم در جهانی است که گرایش طبیعی آن به سوی افزایش آنتروپی است.
شاید برای برخی خوانندگان این پرسش پیش بیاید که چرا در میان معماران دانش پیچیدگی، از فیزیکدان کوانتومی که شهرت او در قلمرو دیگری از دانش است نام می برم در حالی که او و بسیاری دیگر هرگز از «دانش پیچیدگی» سخن نگفتهاند.
پاسخ من این است که دانش پیچیدگی هنوز بنایی جوان و در حال شکلگیری است. معماران آن لزوماً در یک رشته و حتی در یک دوران زندگی نکردهاند. هر یک، مصالحی را از قلمرو دانش خود به این بنا آوردهاند؛ یکی مفهوم احتمال را، دیگری فرگشت را، یکی سیستم را، دیگری بازخورد، ناوردایی، آشوب یا خودسازمانیابی را.
شرودینگر نیز حیات را موضوعی برای فیزیک کرد ،دانشی که بعدها حداقل یکی از مدعیان تملک آن فیزیک بود، «فیزیک پیچیدگی».
https://t.me/complexitythinking
masoud · 5 · 212 ·