Link
click to show
click to show
فیلیپ اندرسون
فیزیکدان نظری آمریکایی و برنده جایزه نوبل فیزیک، بخش بزرگی از زندگی علمی خود را در فیزیک ماده چگال گذراند؛ اما مهمترین میراث او برای دانش پیچیدگی، مقاله مشهور «بیشتر، متفاوت است» (More Is Different) در سال ۱۹۷۲ بود. او در این مقاله استدلال کرد که با افزایش تعداد اجزا و شکلگیری سطوح بالاتر سازمانیافتگی، ویژگیها و قوانین تازهای پدیدار میشوند که از مطالعه اجزای منفرد به دست نمیآیند.
پیام اندرسون ساده اما انقلابی بود: شناخت اجزا، شرط لازم فهم کل است، اما شرط کافی نیست. جهان در هر سطحی از سازمانیافتگی، ویژگیها و قواعد خاص خود را میآفریند و این ویژگیهای نوظهور را نمیتوان صرفاً به قوانین سطح پایینتر فروکاست.
اهمیت اندرسون برای دانش پیچیدگی در دفاع از مفهوم «ظهور» و نقد تقلیلگرایی است. او نشان داد که میان اتم، مولکول، سلول، موجود زنده، جامعه و فرهنگ، فقط تفاوت در اندازه یا تعداد اجزا وجود ندارد؛ هر سطح، منطق و سازمان ویژه خود را دارد.
البته ظهور را اندرسون کشف نکرد. پیش از او ارسطو، گشتالت، برتالنفی و حتی وایتهد درباره کل و جزء سخن گفته بودند.کار اندرسون این بود که ظهور را از یک ایده فلسفی، به یک اصل مشروع در علم تبدیل کرد. او به فیزیکدانان گفت: اگر در بنیادیترین علم طبیعت نیز سطوح جدید قوانین خود را دارند، دیگر نمیتوان همه علوم را صرفاً به فیزیک فروکاست.
نکته دیگر در مورد اندرسون این است که:
اندرسون ظهور را نه به معنای رازآلود بودن پدیدهها، بلکه به معنای پدید آمدن سطحی تازه از سازمانیافتگی میفهمد؛ سطحی که ویژگیها و قواعد آن در اجزای منفرد وجود نداشت، هرچند با قوانین بنیادی جهان ناسازگار هم نیست.به عبارتی اندرسون وارد منازعه ظهور قوی و ضعیف نمی شود.
از دیدگاه او :پیچیدگی از جایی آغاز میشود که کمیت، کیفیت تازهای میآفریند و کل، چیزی بیش از مجموع اجزای خود میشود.
در سال ۱۹۸۷، اندرسون همراه با اقتصاددان نوبلیست کنت ارو کنفرانسی را درباره اقتصاد در سانتافه سازمان دادند. فیزیکدانها و اقتصاددانها کنار هم نشستند و درباره اقتصاد بهعنوان یک سیستم پیچیده و در حال تحول بحث کردند؛ همین جریان بعدها به شکلگیری برنامه «اقتصاد پیچیدگی» در سانتافه کمک کرد.
https://t.me/complexitythinking
2 · 173 ·