Link
click to show
click to show
استوارت آلن کافمن
زیستشناس نظری و پزشک آمریکایی،مسیر علمی او از پزشکی و زیستشناسی آغاز شد، اما خیلی زود علاقهاش به این پرسش کشیده شد که چگونه میتوان نظم پیچیده موجودات زنده را از مجموعهای عظیم از اجزا و برهمکنشهای آنها فهمید.
کافمن برخلاف بسیاری از زیستشناسان که مسئله تکامل را عمدتاً از دریچه انتخاب طبیعی دنبال میکردند، به مسئلهای بنیادیتر توجه کرد: آیا همه نظم موجود در حیات حاصل انتخاب است، یا بخشی از این نظم میتواند از خودِ سازمانیافتگی و برهمکنش اجزای یک سامانه پدیدار شود؟ این پرسش مسیر اصلی زندگی علمی او را شکل داد.
او در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به مطالعه شبکههای تنظیم ژن و مدلهای ریاضی رفتار شبکههای زیستی پرداخت و از شبکههای بولی برای بررسی چگونگی شکلگیری الگوهای پایدار در شبکههای ژنتیکی استفاده کرد. کار او از همان ابتدا در مرز زیستشناسی، ریاضیات و علوم محاسباتی قرار داشت؛ مرزی که بعدها به یکی از قلمروهای اصلی دانش پیچیدگی تبدیل شد.
کافمن در ادامه فعالیت علمی خود به مؤسسه سانتافه پیوست و در شکلگیری جریان فکری علوم پیچیدگی نقش داشت. او در آنجا با دانشمندانی از رشتههای گوناگون، از فیزیک و ریاضیات گرفته تا اقتصاد و علوم کامپیوتر، کار کرد و مسئله حیات را در چارچوبی وسیعتر از زیستشناسی سنتی دنبال کرد.
یکی از ویژگیهای برجسته کافمن این بود که به جای جستوجوی یک علت واحد برای پیچیدگی حیات، به تعامل میان فرایندهایی مانند خودسازمانیابی، انتخاب طبیعی، سازگاری و نوآوری توجه داشت. به همین دلیل، آثار او به تدریج از زیستشناسی نظری فراتر رفت و به موضوعاتی مانند تکامل، شبکهها، خلاقیت، اقتصاد و خاستگاه نظم در سامانههای پیچیده کشیده شد.
کافمن در طول زندگی علمی خود چندین کتاب تأثیرگذار نوشت که از میان آنها «خاستگاههای نظم» (The Origins of Order، ۱۹۹۳)، «در خانه در جهان» (At Home in the Universe، ۱۹۹۵) و «تحقیق درباره مقدس» (Reinventing the Sacred، ۲۰۰۸) شناختهشدهترند.
در مسیر پژوهشهایش، کافمن در شکلگیری و گسترش شماری از ایدههای مهم دانش پیچیدگی، از جمله خودسازمانیابی، شبکههای بولی، لبه آشوب، چشمانداز برازندگی، مدلهای تکاملی و مفهوم «مجاورِ ممکن» نقش داشت؛ برخی از این ایدهها پیش از او مطرح شده بودند و لیاو آنها را در چارچوبی تازه بسط داد و برخی صورتبندیهای مشخصاً به کارهای خود او مربوطاند
آنچه کافمن را برای تاریخ دانش پیچیدگی مهم میکند، بیش از هر چیز تغییری است که در نوع پرسش ایجاد کرد. مسئله دیگر فقط این نبود که موجودات زنده چگونه تکامل پیدا میکنند؛ پرسش عمیقتر این بود که چگونه در جهانی متشکل از اجزای متعدد و برهمکنشهای فراوان، اصلاً امکان پیدایش نظم، سازمان و نوآوری به وجود میآید.
استوارت کافمن را از این منظر میتوان یکی از چهرههایی دانست که مسئله «خاستگاه نظم» را از حاشیه زیستشناسی به مرکز گفتوگوی میانرشتهای درباره پیچیدگی آورد.
https://t.me/complexitythinking
7 · 257 ·