Link
click to show
click to show
جان هنری هالند
دانشمند آمریکایی در حوزههای علوم کامپیوتر، ریاضیات و علوم شناختی، از مهمترین چهرههایی بود که مفهوم «سیستمهای پیچیده سازگارشونده» را به یکی از محورهای اصلی دانش پیچیدگی تبدیل کرد.
پرسش اصلی هالند این بود که چگونه مجموعهای از عاملهای نسبتاً ساده میتوانند، از طریق برهمکنش و سازگاری، رفتارهایی پیچیده و سازمانیافته ایجاد کنند. او به جای آنکه پیچیدگی را ویژگی یک موجود یا یک ساختار منفرد بداند، توجه خود را به فرایندهایی معطوف کرد که در آنها عاملها با محیط و با یکدیگر تعامل میکنند، از پیامدهای رفتار خود تأثیر میپذیرند و قواعد رفتاری خود را تغییر میدهند.
یکی از مهمترین دستاوردهای هالند، توسعه «الگوریتمهای ژنتیک» بود. او از ایدههای انتخاب طبیعی و فرگشت داروینی الهام گرفت و آنها را به یک چارچوب محاسباتی تبدیل کرد؛ چارچوبی که در آن مجموعهای از راهحلها در معرض انتخاب، ترکیب و تغییر قرار میگیرند و به تدریج میتوانند به راهحلهای سازگارتر دست پیدا کنند. اهمیت این کار فقط در ساخت یک روش محاسباتی جدید نبود؛ هالند نشان داد که میتوان منطق فرگشت را به عنوان الگویی برای حل مسئله و جستوجو در فضای امکانها به کار گرفت.
هالند همچنین به مفهوم «ظهور» توجه ویژهای داشت. در سیستمهای پیچیده سازگارشونده، رفتار کل سیستم الزاماً از پیش در رفتار هیچ یک از اجزای آن وجود ندارد. عاملها بر اساس قواعد نسبتاً ساده عمل میکنند، اما از تعامل آنها الگوها و رفتارهایی در سطح بالاتر پدیدار میشود. بازار، اکوسیستم، جوامع انسانی و شبکههای زیستی را میتوان از این منظر بررسی کرد.
یکی از ایدههای مهم دیگر هالند، «قواعد درونی» یا قواعد سادهای است که عاملها بر اساس آنها رفتار میکنند. در یک سیستم پیچیده لازم نیست برای هر وضعیت، دستورالعملی از مرکز صادر شود. کافی است عاملها قواعد محلی داشته باشند و در محیطی از تعامل و بازخورد قرار گیرند؛ از ترکیب همین قواعد و تعاملات میتواند رفتارهای پیچیده در سطح کلان پدیدار شود.
هالند از نخستین چهرههایی بود که در شکلگیری جریان فکری مؤسسه سانتافه نقش داشت و در کنار دانشمندانی از رشتههای گوناگون، در ایجاد زبان مشترکی برای مطالعه سیستمهای پیچیده مشارکت کرد. حضور او در این جریان اهمیت خاصی داشت، زیرا الگویی ارائه میکرد که در آن زیستشناسی، محاسبات، اقتصاد، علوم اجتماعی و نظریه سیستمها میتوانستند در چارچوب یک پرسش مشترک قرار گیرند: چگونه سازگاری و سازمانیافتگی از تعامل تعداد زیادی عامل پدید میآید؟
جان هالند در کتابهای «سازگاری در سیستمهای طبیعی و مصنوعی» (۱۹۷۵)، «نظم پنهان: چگونه سازگاری پیچیدگی میسازد» (۱۹۹۵) و «ظهور: از آشوب تا نظم» (۱۹۹۸)، مجموعهای از ایدههای مهم دانش پیچیدگی را بسط داد. او با توسعه الگوریتمهای ژنتیک، منطق فرگشت را به محاسبات وارد کرد؛ با مفهوم سیستمهای پیچیده سازگارشونده، چگونگی شکلگیری رفتارهای پیچیده از تعامل عاملهای متعدد، قواعد محلی و سازگاری با محیط را صورتبندی کرد؛ و با تأکید بر ظهور، نشان داد که چگونه الگوها و ویژگیهای تازه میتوانند از تعامل اجزای یک سیستم در سطحی بالاتر پدیدار شوند. سازگاری، عاملها، قواعد محلی، ظهور و سیستمهای پیچیده سازگارشونده از مهمترین مفاهیمی هستند که در آثار هالند جایگاهی محوری دارند.
جان هالند از این جهت یکی از معماران اصلی دانش پیچیدگی است؛ زیرا مفهوم «سیستم پیچیده سازگارشونده» را از یک مثال زیستی فراتر برد و آن را به چارچوبی برای اندیشیدن درباره طیف گستردهای از پدیدههای طبیعی، محاسباتی و اجتماعی تبدیل کرد.
https://t.me/complexitythinking
2 · 109 ·