Link
click to show
click to show
اعداد و محیط زیست(۷)
مسعود امیرزاده
رکوردهای نمایشی
بزرگترین پل خاورمیانه»، «بلندترین سد غرب آسیا»، «طولانیترین تونل»، «عظیمترین فرودگاه»، «وسیعترین مجتمع»؛ این واژهها برای همه آشنا هستند. تقریباً هیچ پروژه عمرانی بزرگی نیست که هنگام افتتاح، با یکی از این «ترینها» معرفی نشود. گویی ارزش یک پروژه نه در مسئلهای که حل میکند، بلکه در رکوردی است که ثبت میکند.
این همان جایی است که عدد، از ابزار اندازهگیری به ابزار نمایش تبدیل میشود.
جامعه شیفته رکورد است. «بلندترین»، «بزرگترین» و «عمیقترین» توجه رسانه را جلب میکنند، احساس غرور میآفرینند و برای لحظهای این تصور را میسازند که هرچه عدد بزرگتر باشد، دستاورد نیز بزرگتر است. اما این یک خطای شناختی است؛ بزرگی عدد، لزوماً بزرگی منفعت نیست.
سالها پیش هنگام افتتاح سد گتوند نیز بارها از «ترین»های این سد سخن گفته شد. گفته میشد این پروژه رکوردهای متعددی را در منطقه و حتی جهان دارد. امروز اما نام گتوند بیش از آنکه با رکوردهایش شناخته شود، با یکی از پرهزینهترین تجربههای مدیریت آب در ایران پیوند خورده است. این شاید بهترین یادآوری باشد که «ترین بودن» هیچ تضمینی برای «درست بودن» نیست.
مسئله فقط یک سد گتوند نیست. بسیاری از پروژهها از همان ابتدا در دام منطق رکورد میافتند. تبلیغ رسمی سد بختیاری تبلیغ رسمی پروژه بر یک ویژگی متمرکز بود: بلندترین سد بتنی جهان. ارتفاع ۳۲۵ متر به عنوان رکورد جهانی معرفی میشد.
در افتتاح سد کارون ۴ از تعابیری مانند «بلندترین سد بتنی ایران» و «یکی از بزرگترین سدهای دنیا» استفاده شد.
پل B1 کرج؛ تقریباً تمام خبرها پروژه را با عنوان «بلندترین پل خاورمیانه» معرفی میکنند. حتی بعد از آسیب دیدن پل نیز رسانهها همچنان همین عنوان را تکرار کردند.پل معلق مشگینشهر،پل قطور خوی ،پل عابر میدان رسالت تهران همگی یک صفت تفضیلی همراه خود دارند.
این نشانگر آن است، که خود «ترین» به بخشی از هویت رسانهای پروژه تبدیل شده است.وقتی هدف، ثبت یک «ترین» باشد، اندازه پروژه آرامآرام از اندازه نیاز جدا میشود. پل بلندتر میشود، سد بزرگتر میشود، ساختمان مرتفعتر؛ نه الزاماً چون مسئله چنین اقتضا میکند، بلکه چون رکورد جذابتر است.
در محیط زیست، این منطق بسیار خطرناک است. هر متر ارتفاع بیشتر یک سد، هر کیلومتر اضافه یک جاده، هر هکتار توسعه بیشتر، فقط یک عدد نیست؛ تغییر بیشتری در رودخانه، کوهستان، جنگل، زیستگاه و چشمانداز ایجاد میکند. طبیعت هزینه رکوردها را میپردازد.
در مهندسی و برنامهریزی، پرسش اصلی نباید «بزرگترین چه چیزی را میتوان ساخت؟» باشد. پرسش باید این باشد: «کمترین مداخله لازم برای حل مسئله چیست؟»
این تفاوت، تفاوت دو فلسفه توسعه است. یکی توسعه را در عظمت سازه میبیند؛ دیگری در تناسب میان نیاز، هزینه و اثرات سرزمینی.
دانش محیط زیست از اصل احتیاط سخن میگوید: هر مداخله در طبیعت باید ابتدا ضرورت خود را ثابت کند. ساختن، اصل نیست؛ ساختن استثناست و باید برای آن دلیل وجود داشته باشد. زیرا هر سازه، پیش از آنکه بتن و فولاد باشد، ردپایی بر آب، خاک، انرژی، تنوع زیستی و آینده سرزمین بر جا میگذارد.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای مسابقه «ترینها»، مسابقه دیگری آغاز شود؛ مسابقه برای کمترین تخریب، کمترین مصرف منابع، کمترین ردپای اکولوژیک و بیشترین کارایی.
همه «ترینها» افتخار نیستند. بعضی از آنها فقط عددهای پرزرقوبرقی هستند که بهایشان را سرزمین میپردازد.
ادامه دارد...
https://t.me/complexitythinking
3 · 68 ·