Web appOpen in Telegram
WWater and Life Conversation

Water and Life Conversation

@irEveryDropCounts · group · Health · indexed since 2026-05-24
46members
14writing in 30 days
141messages in 30 days
1 340messages in the index
K
W
Water and Life Conversation
Khجسارتا من چون در این زمینه پژوهش داشتم. اصلا چیزی به نام فاضلاب روستایی دیگر معنا ندارد. زیرا خروجی فاضلاب برای تصویه و تبدیل به پسآب را وقتی مشاهده کردن .نتیجه حیرت آور بود. روستائیان تولید کننده برعکس بسیار صرفه جو و غناعت پیشه هستند. یعنی تقریبا آبی را هدر نمی دادند تا به تصویه خانه روستایی برسد
درود اتفاقا من هم پژوهشی روی زنان روستایی انجام دادم. مصرف آب شرب در روستاها بسیار بالاست. حیاط‌های بزرگ، شستن فرش، داشتن دامهای کوچک که می گفتن فقط عادت به خوردن آب شیر دارند، شستن لباسها با دست، و.. اما همه پساب از طریق جوی های کوچک از منزل خارج و وارد سیستم‌های دفع بسیا آلوده ای میشه که به جوی‌های بزرگتر آب مزارع گاها وصلند. نکته مهم اینه که توی روستاهای مورد تحقیق بنده، پساب رو آب نجس می دونستند و حتی با روش‌های تصفیه ساده به درختهای میوه دار حاضر نبودن بدهند. یعنی یه بخش فرهنگی هم داره.
آ
Photo
click to show
📚 زن و آب در ادبیات جهان از رحم به‌عنوان گهواره‌ای آبی تا اقیانوسی که رام نمی‌شود، پیوند میان «آب» و «زنانگی» قرن‌هاست در فرهنگ‌های مختلف تکرار می‌شود. اما این نماد از کجا می‌آید و زنان نویسنده چطور با آن کنار می‌آیند — گاهی می‌پذیرندش، گاهی به چالشش می‌کشند؟ کتاب Women and Water in Global Fiction به ویراستاری اما استنیلند (انتشارات راتلج، ۲۰۲۳) دقیقاً همین سؤال را دنبال می‌کند. این مجموعه‌مقاله، آثار نویسندگانی از سراسر جهان را گرد هم آورده: از تحلیل رمان «جاده‌های نمک» نالو هاپکینسون که داستانی گمانه‌زن و مادرمحور را روایت می‌کند، تا بررسی افسانه‌های پری‌دریایی در آثار ماری نیمیه، و تجربه‌ی زنان دیاسپورای سومالی با دریا در نوشته‌های کریستینا علی فرح. نویسندگان این مجموعه نشان می‌دهند که تصویر «زن-آب» صرفاً یک استعاره‌ی رمانتیک نیست؛ بلکه پای مسائل واقعی‌تری هم در میان است: جایگاه اجتماعی زنان، محیط‌زیست، و حتی سیاست‌های مربوط به دسترسی به آب. اگر به تقاطع بوم‌فمینیسم و ادبیات تطبیقی علاقه دارید. کتاب خوبی است. 🔷 @WaterForUs
6 · 135 ·
K
  1. W
    Water and Life Conversation
    درود نمی گم که شما اشتباه می کنید خدای نکرده. حرفم اینه که الگوها یک شکل نیست. و هر جایی به نسخه خودش نیاز داره
Whole thread · 1 reply →
W
Photo
click to show
مجوز قانونی ورود گوشت الاغ و قاطر هم به بازار مصرف صادر شد ✍ چند روز دیگه گربه و خوک و سوسک و انواع حشرات و مار و سوسمار هم مجازید بخرید
82 · 2.1K ·
آ
امروز در جلسات گفتگوی Riverhood and River Commons درباره یک مقاله خیلی جالب بحث شده که نکات مهمش براتون میزارم. تم اصلی مقاله اینه که «جامعه آب را تغییر می‌دهد؛ اما آبِ تغییرکرده هم جامعه را تغییر می‌دهد» مقاله در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده و Open Access است و علاقمندان می تونن بهش مراجعه کنند. اما نکات مهمش آب زیرزمینی، جغرافیای نابرابری را تغییر می‌دهد. وقتی از نابرابری در دسترسی به آب حرف می‌زنیم، معمولاً به قدرت، ثروت، مالکیت زمین و جایگاه اجتماعی فکر می‌کنیم. طبیعی هم هست؛ چون کسانی که منابع و قدرت بیشتری دارند، معمولاً امکان بیشتری برای دسترسی و بهره‌برداری از آب دارند. اما آیا همیشه می‌توان داستان را همین‌قدر ساده دید؟ یک پژوهش تازه از هند، سؤال جالب‌تری مطرح می‌کند: آیا خودِ تغییرات آب زیرزمینی می‌تواند روابط اجتماعی و جغرافیای نابرابری را تغییر دهد؟ تانوی آگراوال (Tanvi Agrawal) این مسئله را در دلتای رودخانه کاوری در هند بررسی کرده است؛ منطقه‌ای که کشاورزی برنج در آن وابستگی زیادی به آب زیرزمینی و چاه‌های لوله‌ای دارد. پژوهشگر همراه با کشاورزان، آبخوان را نقشه‌برداری و پایش کرده و سپس وضعیت آب را در کنار اطلاعاتی درباره مالکیت زمین، دسترسی به آب، نوع کشت، معیشت و جایگاه اجتماعی گروه‌های مختلف بررسی کرده و نتیجه جالب است. آب زیرزمینی در بخشی از منطقه به‌تدریج شور شده، اما این شوری در همه نقاط یکسان نیست. بعضی مناطق هنوز آب شیرین دارند و در بعضی مناطق، کشاورزان با آب شور و کاهش امکان تولید مواجه شده‌اند. بنابراین، فقط این مسئله مطرح نیست که چه کسی از ابتدا قدرتمندتر بوده است؛ بلکه یک عامل جدید وارد ماجرا می‌شود: آب در کجا و چگونه تغییر کرده است؟ این سوال از اونجا مهمه که نتایج نشون دادن که تغییر مکانی آب حتی می‌تواند بعضی روابط اجتماعی قبلی را پیچیده کند. برای مثال، برخی کشاورزان متعلق به گروه‌های اجتماعی میانه که پیش‌تر از موقعیت نسبتاً بهتری برخوردار بودند، اکنون در مناطقی قرار گرفته‌اند که آب زیرزمینی شور شده و کشاورزی برایشان زیان‌آورتر شده است. در مقابل، بعضی کشاورزان متعلق به گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده در مناطقی با آب شیرین زندگی می‌کنند و وضعیت بهتری برای ادامه کشاورزی دارند. پژوهشگر از مفهوم «فضامندیِ سلب دسترسی» (spatialities of dispo
3 · 90 ·
آ
بخش اول : منطق کنش اجتماعی و بحران آب زیرزمینی یکی از دوستان سؤالی پرسیدند. که چرا با وجود این که اغلب بهره برداران در مورد مخاطرات برداشت آب زیرزمینی و بحران دشتها میدونن اما باز به برداشت ادامه میدهند. برای پاسخ به این سوال بهتر دیدم که از نظریه‌ی منطق کنش اجتماعی ریمون بودون کمک بگیرم. بودون، جامعه‌شناس فرانسوی، از یک نکته‌ی ساده شروع می‌کند: آدم‌ها معمولاً بی‌دلیل عمل نمی‌کنند. هر فرد، با توجه به موقعیت، اطلاعات، محدودیت‌ها و منافعش، برای کنش خود دلیلی دارد که از نگاه خودش منطقی است. و مسئله از جایی شروع می‌شود که کنش‌ها روی هم جمع می‌شوند. وقتی تعداد زیادی از افراد، هرکدام با دلایل خودشان، کار مشابهی انجام می‌دهند، ممکن است پیامدی در سطح جامعه پدید بیاید که هیچ‌کس قصدش را نداشته است. بودون به این پدیده «اثر ترکیبی» می‌گه؛ همان فاصله‌ی میان منطق کنش فردی و پیامد جمعی. ( چیزی شبیه نظریه «تراژدی منابع مشترک» .) حالا سراغ آب زیرزمینی برویم چرا با وجود خطر فرونشست، هنوز از آب زیرزمینی برداشت می‌شود؟ آیا کشاورز نمی‌داند چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ لزوماً نه. او برای خودش دلایلی دارد: اگر امروز برداشت نکنم، محصولم از بین می‌رود. اگر من برداشت نکنم و دیگران بکنند، فقط خودم ضرر می‌کنم. اگر امسال کشت نکنم، درآمدم را از دست می‌دهم. اگر سیاست‌ها همچنان تولید بیشتر را تشویق می‌کنند، چرا هزینه‌ی حفظ آبخوان را من به‌تنهایی بپردازم؟ با این دلایل، ادامه‌ی برداشت برای هر فرد در موقعیت خودش منطقی به نظر می‌رسد. اما وقتی هزاران نفر، هرکدام برای حفظ معیشتشان، همین تصمیم را بگیرند، حاصل جمع آن افت آبخوان و در نهایت فرونشست زمین است. در حالی که هیچ‌کدام با خود نگفته‌اند: «بیایید آبخوان را نابود کنیم.» اما اتفاق افتاده. و حتی وقتی می دانستند هم ادامه دادند یعنی دانستن، تغییر رفتار نمی‌آورد. حتی وقتی فرونشست رخ داده و مردم از آن خبر دارند،«دانستن» الزاماً به «تغییر رفتار» نمی‌انجامد. یه چیزی بین دانستن و کنش وجود دارد که بودون «منطق موقعیت» تعریف کرده . توقف برداشت برای فرد هزینه‌ای فوری و قطعی دارد، ولی سود حفظ آبخوان جمعی و بلندمدت است. پس چیزی که برای فرد در کوتاه‌مدت منطقی است، در مقیاس جمعی به نتیجه‌ای زیان‌بار برای همه می‌رسد. به همین دلیل، بحران آب فقط مسئله‌ی «
4 · 72 ·
  1. .
    Voice message
    3.8 MB · click to show
Whole thread · 1 reply →
آ
منطق کنش اجتماعی و بحران آب زیرزمینی (بخش دوم): عبور از کنش فردی در بخش اول دیدیم که چگونه کنش‌های منطقی افراد، با «اثر ترکیبی»، به پیامدی جمعی و ناخواسته می‌رسد. حالا سؤال این است: آیا منطق کنش فقط به کنش فردی مربوط است؟ اگر یک نهاد عمومی از فروش یا تخصیص آب، درآمد و منافع سازمانی دارد، نمی‌توان از بهره‌بردار «مصرف کمتر» انتظار داشت و نهاد را کنار گذاشت. مسئله دیگر فقط منطق کنش کشاورز نیست؛ خودِ نهاد نیز درون یک منطق کنشی قرار دارد. منطق بهره‌بردار ممکن است برداشت بیشتر برای تولید و درآمد بیشتر باشد. منطق نهاد عرضه‌کننده یا تخصیص‌دهنده‌ی آب هم ممکن است عرضه‌ی بیشتر، فروش و درآمد بیشتر در جهت تحقق مأموریت و توجیه زیرساخت باشد. یعنی فرونشست به منطق بهره‌بردار و نهاد آب، هر دو، بستگی دارد. هر بازیگر در موقعیت خودش دلیلی برای ادامه‌ی این رفتار دارد، اما حاصل جمع این منطق‌های جداگانه برای کل سیستم بحران‌زاست. تغییر سؤال اینجا می‌توان سؤال را عوض کرد: چطور می‌توان از کنشگران انتظار داشت رفتاری را متوقف کنند که خودِ ساختار حکمرانی برای ادامه‌ی آن مشوق ایجاد می‌کند؟ و یک گام جلوتر: اگر سیستم از برداشت بیشتر منتفع می‌شود، توصیه به کاهش برداشت بدون تغییر در منطق منافع و مشوق‌ها تا چه اندازه می‌تواند مؤثر باشد؟ منطق جایگزین فقط برای بهره‌بردار لازم نیست، برای خودِ نهاد هم باید وجود داشته باشد. اگر قرار است «آب کمتر» عرضه شود، باید پرسید: نهاد آب در یک نظام کم‌مصرف، از چه چیزی منتفع می‌شود؟ اگر پاسخی برای این سؤال نداشته باشیم، ممکن است سیستم از یک سو درباره‌ی بحران آب هشدار بدهد و از سوی دیگر سازوکارهایی داشته باشد که همان رفتار بحران‌زا را بازتولید می‌کنند. آن‌وقت مسئله صرفاً آگاهی، فرهنگ مصرف یا رفتار بهره‌برداران نیست؛ مسئله، منطق‌های کنشیِ درهم‌تنیده‌ای است که یکدیگر را بازتولید می‌کنند. به بیان دیگر، اینجا با «بازتولید ساختاری» بحران روبه‌رو هستیم: منافع بهره‌بردار و نهاد در یک جهت هم‌راستا شده‌اند و هرکدام دلیل ادامه‌ی رفتار دیگری را تقویت می‌کند. از «تغییر رفتار» به «تغییر منطق موقعیت» اگر سیستم واقعاً بخواهد یک کنش بحران‌زا متوقف شود، باید ببیند چه کنش جایگزینی می‌تواند برای کنشگران، در همان میدان اجتماعی، منطقی باشد. اینجاست که مسئله از «تغییر رفتار» و شعار
3 · 54 ·
آ
منطق کنش اجتماعی و بحران آب زیرزمینی (بخش سوم): فراتر از بودون تا اینجا از بودون کمک گرفتیم: کنش‌های منطقی، با «اثر ترکیبی»، پیامدی ناخواسته می‌سازند. در بخش دوم گفتیم نهادها هم کنشگرند. اما همین‌جا باید صادق باشیم: این‌جا از بودون فراتر رفته‌ایم و بودون کافی نیست. چرا بودون کافی نیست؟ بودون بیشتر از منطق فردی شروع می‌کند و پیامدهای کلان را نتیجه‌ی جمع کنش‌ها می‌داند. این رویکرد در نشان دادن «ناخواسته بودن» پیامد قوی است، اما درباره‌ی قدرت و نابرابری کمتر می‌گوید. بهره‌بردار خرد و نهاد تخصیص‌دهنده‌ی آب در موقعیتی برابر نیستند. یکی قواعد را اجرا می‌کند و دیگری با آن‌ها زندگی می‌کند. اگر منطق هر دو را هم‌وزن ببینیم، ممکن است بی‌آنکه بخواهیم، مسئولیت را «مساوی» تقسیم کنیم. برای همین، مفهوم «میدان» در نگاه بوردیو کمک می‌کند: بازیگران در میدانی عمل می‌کنند که قواعد، منابع و جایگاه‌هایش نابرابر توزیع شده است. منطق کنش کشاورز و منطق نهاد، هر دو معتبرند، اما هر دو درون میدانی شکل می‌گیرند که قواعدش را همه یکسان ننوشته‌اند. پس تغییر از کجا شروع می‌شود؟ اگر مشکل فقط «آگاهی» نیست، راه‌حل هم فقط «توصیه» نیست. باید ساختاری ساخت که در آن کاهش برداشت برای کنشگران منطقی باشد. چند پرسش عملی: آیا درآمد نهاد به حجم فروش آب گره خورده یا می‌شود آن را به سلامت منابع آب و آبخوان و پایداری منابع گره زد؟ آیا بهره بردار برای کاهش برداشت جایگزین معیشتی دارد؟ آیا اطمینان دارد که دیگران هم کاهش می‌دهند، یا فقط او هزینه می‌دهد؟ آیا در تصمیم‌گیری درباره‌ی آب صدایی دارد؟ پرسش سوم مهم است: بخشی از «منطق موقعیت» بهره بردار ترس از این است که فقط خودش هزینه بدهد. اگر قواعد جمعی، شفاف و قابل نظارت باشند، همین ترس کم می‌شود. پژوهش‌های الینور استروم درباره‌ی مدیریت منابع مشترک نشان می‌دهد در شرایطی مثل قواعد روشن، نظارت و مشارکت ذی‌نفعان، جوامع می‌توانند منابع مشترک را پایدار مدیریت کنند. جمع‌بندی سه‌گانه ۱. کنش‌های منطقی فردی می‌توانند پیامد جمعی ناخواسته بسازند. ۲. نهادها هم کنشگرند و منطق منافع خود را دارند. ۳. تغییر واقعی یعنی بازطراحی موقعیتی که در آن، ادامه‌ی برداشت بحران‌زا دیگر «منطقی‌ترین گزینه» نباشد. و شاید پرسش پایانی این باشد: ما بحران را بیشتر با سرزنش کنشگران مدیریت می‌کنیم یا
3 · 62 ·
آ
چندبار تصمیم گرفتم کانال آب و جامعه رو ببندم. بارها فکر کردم در این ساختاری که دورهمی خودش رو داره و حاضر به پذیرش رویکرد «دیگری» ولو با ایده های جدید نیست ، سکوت کردن بهتر نیست؟ از این رو شما دوست عزیزی که فکر می کنی این نوشته ها در این سیستم کاربردی نداره بدون که منم عین خودت فکر می کنم. اما فکر کن دارم برای خودم و تعدادی همفکر می نویسم که دور هم یه چیزی یاد بگیریم... بیا به این دید نگاه کنیم. 🙂
2 · 82 ·
  1. T
    دست مریزاد شما دانه دانش میکارید
  2. .
    بکار پر برکت خود ادامه دهید
  3. H
    اگاهی از جنس نور هست و همیشه نور تاریکی و جهالت را نابود میکند
  4. ف
    لطفا بنویسید.. ادامه بدهید‌‌‌‌.در کوران سوء مدیریت ها همین نوشته هاتون مرحم آلام ماست
  5. M
    قلمتان نویسا باد ! در دورانی که قلم ها شکسته .........
  6. M
    منم یه کانال کوچولو برا همین موارد دارم و بارها به همین دلیل خواستم ببندمش ولی نتونستم. به این نتیجه رسیدم که این نوشتن ها شمع در تاریکی هستند.
    1. W
      Water and Life Conversation
      کانالاتون معرفی کنید 🙏
      1. M
        کانال کوچیکی است . و خیلی مواقع از مطالب شما اونجا میذارم . هم مطالب آب میذارم و بیشتر مطالب شهر فسقلی خودم . بیشتر این دست مسائل است
  7. ج
    لطفا ادامه بدین. جزو کانالایی هستین که هر وقت ببینم مطلب جدیدی گذاشتین زود میام و میخونم. کارتون ارزشمنده
Whole thread · 9 replies →
آ
Photo
click to show
🔴 آیا فروش گوشت اسب و الاغ در ایران مجاز شده است؟ اخیراً تصویری از نامه‌ای منتشر شده که در شبکه‌های اجتماعی با این عنوان دست‌به‌دست می‌شود: «مجوز فروش گوشت الاغ و اسب صادر شد.» اما ماجرا کمی متفاوت است. آنچه در نامه مطرح شده، بیشتر به ضوابط و شرایطی مربوط است که در صورت طرح چنین درخواستی باید بررسی شود؛ از جمله مسائل شرعی، سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی و الزامات بهداشتی و نظارتی. بنابراین باید میان دو گزاره تفاوت گذاشت: 📌 «درباره امکان کشتار و عرضه گوشت تک‌سمیان مکاتبه و استعلامی انجام شده است.» و 📌 «فروش گوشت اسب و الاغ در بازار آزاد مجاز شده است.» این دو گزاره یکی نیستند. گاهی یک نامه اداری واقعی، وقتی بدون متن کامل و زمینه انتشارش در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود، به خبری بسیار متفاوت تبدیل می‌شود. پس فعلاً نمی‌توان از این نامه نتیجه گرفت که فروش گوشت خر و اسب در بازار ایران آزاد و مجاز شده است. 🔷 @WaterForUs
4 · 296 ·
آ
چه کسی حق دارد رودخانه را روی نقشه تعریف کند؟ وقتی به یک نقشه رودخانه نگاه می‌کنیم، معمولاً تصور می‌کنیم که نقشه فقط دارد یک واقعیت جغرافیایی شامل مسیر رودخانه، شاخه‌ها، حوضه آبریز، شهرها و روستاها را به ما نشان می‌دهد. اما پژوهشگران هیدروسوشیال یک سؤال مهم مطرح می کنند: چه کسانی تصمیم اند گرفته چه چیزی از رودخانه روی این نقشه دیده شود؟ مقاله‌ای تازه از پژوهشگران حوزه Riverhood با عنوان: “Enlivening riverhood through counter-mapping: Evoking the hydrocommons in India and Colombia” به سراغ همین سؤال رفته است. ( به زودی یه سلسله مباحثی در مورد نقشه برداری اجتماعی می نویسم) پژوهشگران در دو منطقه، در هند و کلمبیا، با جوامع و کنشگران محلی از روش counter-mapping یا «نقشه‌برداری بدیل» استفاده کرده‌اند؛ یعنی به جای اینکه رودخانه را فقط از نگاه نقشه‌های رسمی و فنی ببینند، تلاش کرده‌اند آنچه را که مردم در زندگی روزمره خود از رودخانه می‌بینند و تجربه می‌کنند نیز روی نقشه بیاورند. و نتیجه جالب اینه که رودخانه دیگر فقط یک خط آبی نیست. با این نگاه رودخانه هم‌زمان: یک زیست‌بوم است؛ بخشی از جامعه و زندگی روزمره است؛ یک قلمرو است ؛ بخشی از هویت و تعلق مردم است؛ محل زندگی موجودات و معیشت انسان‌هاست؛ و حتی پدیده ای اجتماعی است که مردم خود را در رابطه با آن تعریف می‌کنند. نقشه‌برداری بدیل فقط تغییر دادن یک نقشه نیست؛ تغییر دادن شیوه دیدن رودخانه است. نقشه رسمی ممکن است رودخانه را به «منبع آب»، «حوضه»، «مسیر انتقال» یا «زیرساخت» تبدیل کند. اما نقشه‌ای که از دل تجربه مردم شکل می‌گیرد،یک پدیده اجتماعی حاوی خاطرات، مکان‌های زندگی، تالاب‌ها، مسیرهای معیشت، فضاهای از دست‌رفته، روابط اجتماعی و حتی رابطه عاطفی و هویتی مردم با رودخانه تعریف می شود. مفهوم hydrocommons یا «مشاعات آبی» به این اشاره دارد که آب را نه فقط به‌عنوان یک منبع قابل مدیریت، بلکه به‌عنوان عرصه‌ای از روابط، دانش‌ها، وابستگی‌ها و زندگی مشترک ببینیم. شاید مهم‌ترین پرسش این بوده که : «رودخانه‌ای که روی نقشه می‌بینیم، رودخانه واقعی است یا فقط رودخانه‌ای است که نظام دانش و قدرت اجازه داده آن را ببینیم؟» به همین دلیل است که نقشه‌برداری می‌تواند یک کنش اجتماعی باشد. وقتی مردم رودخانه خود را دوباره روی ن
5 · 115 ·
آ
Photo
click to show
مهتا بذرافکن جامعه‌شناس در گفت‌وگو با بامداد جنوب : به‌طورکلی بزرگ‌سالی امروز دیگر مانند دو دهه گذشته مسیری خطی و از پیش تعیین‌شده نیست. در فضای اجتماعی امروز، به‌ویژه در میان نسل زد، فردیت و استقلال اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. جوانان امروز بیش از نسل‌های پیشین از فردیت خود دفاع می‌کنند و برای استقلال اقتصادی اهمیت زیادی قائل‌اند، بااین‌حال، اهمیت یافتن فردیت در شرایطی اتفاق می‌افتد که ناامنی‌های اقتصادی و اجتماعی نیز افزایش‌یافته است. پژوهش‌های متعددی درباره این نسل انجام‌شده که نشان می‌دهد جوانانی که زندگی آنالوگ را تجربه نکرده‌اند، ارزش‌های خود را در فضای رسانه‌ای و دیجیتال بازتعریف کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی عملاً بخشی از نقش واسطه‌های سنتی در انتقال ارزش‌ها را برعهده‌گرفته‌اند. در چنین شرایطی، خانواده الزاماً ضعیف نشده، اما معنای آن تغییر کرده است. در بامداد جنوب بخوانید https://bamdadjonub.ir/news/14168
1 · 107 ·
آ
Video
9-16.mp4 · 13.3 MB · click to show
♦️باقر موسوی، فعال محیط زیست و عکاس طبعیت، ویدیویی را از دو آهو در حال نوشیدن آب از یک آبشخور مصنوعی در خوزستان منتشر کرده است. فعالان محیط زیست این آبشخورها را برای کمک به حفظ حیات وحش همزمان با خشک شدن تالاب‌های طبیعی منطقه ساخته‌اند. باقر موسوی نوشته است یکی از عوامل موثر در خنک ماندن آب، استفاده از شن خالص در ساختار آبشخور است. این لایه شن مانند یک عایق طبیعی عمل کرده و با کاهش انتقال مستقیم گرمای محیط و محدود کردن تبادل حرارتی و تبخیر، به حفظ دمای پایین‌تر آب کمک می‌کند. با این حال او می‌گوید که به نظر می‌رسد آهو‌ها لزوما به دنبال آب خنک نیستند. @indypersian
36 · 4.7K ·

An open public feed from the search index ChatCrawler — “Google for public Telegram”; refreshed as the venue is crawled. Times are UTC.

Public content only, official Telegram API. About · FAQ · What we do not do · Remove a page · Catalog · Search · How we count