Фотография
click to show
click to show
تهدید کانون وکلا به انحلال، فقط تهدید یک نهاد صنفی نیست؛ تهدید حق دفاع مردم است.
وقتی قدرت به وکیل مستقل حمله میکند، در واقع میخواهد متهم بیپناهتر شود، خانواده زندانی تنهاتر بماند، معترض کمتر امکان دفاع داشته باشد، و دادگاه آسانتر به نمایش تبدیل شود.
وکیل مستقل مزاحمِ دستگاه سرکوب است؛ چون سؤال میپرسد، پرونده را میخواند، از شکنجه و اعتراف اجباری حرف میزند، به خانوادهها راه نشان میدهد، و نمیگذارد متهم کاملاً در تاریکی بلعیده شود.
برای همین، حمله به کانون وکلا را نباید یک دعوای اداری بر سر مجوز و سامانه و آییننامه دید. مسئله عمیقتر است: حکومت میخواهد آخرین پناهگاههای دفاع مستقل را هم زیر کنترل خود ببرد.
جامعهای که وکیل مستقل نداشته باشد، شهروند امن ندارد.
دادگاه بدون وکیل مستقل، عدالت نیست؛ اتاق فرمان قدرت است.
حق دفاع بدون استقلال وکالت، فقط یک جمله تزئینی روی کاغذ است.
امروز اگر کانون وکلا تهدید شود، فردا هر شهروندی که بازداشت میشود، هر خانوادهای که دنبال دادخواهی میرود، هر معترضی که به پرونده امنیتی گره میخورد، تنهاتر خواهد شد.
دفاع از استقلال وکلا، دفاع از خود وکلا نیست؛ دفاع از جامعه است.
دفاع از حق اعتراض است.
دفاع از حق دادخواهی است.
دفاع از این است که هیچ انسانی در برابر قدرت، بیصدا و بیپناه رها نشود.
حکومتی که از وکیل مستقل میترسد،هم از عدالت میترسد؛ و هم از دیده شدن حقیقت میترسد.
4.2K ·