Голосовое сообщение 1786212068183_-2147483648_-215557.ogg · 492 KB · click to show
جواب به ایرادات و شبهات متن زیر قسمت یک
به نظرات سیاسی ایشون (منظور محمدعلی طاهری)انتقادی وارد نیست .از اساس و پایه عارفی که در سیاست نظر داشته باشد ادعای عرفانی بودنش مفت گران است .
عارف با سیاست به شهود نمیرسد با خلوص نیت به ارتباط خدا میرسد . یا باید سیاسی بود یا مرد خدا بود . در سیاست بلوف ، رکب و حتی دروغ نقش برجسته یی دارد .
قسمت دوم
https://t.me/eshgh_agahi_azadi/2802
📍موضوع: پاسخ به برچسب فرقه زدن به عرفان کیهانی حلقه - تایید اندیشه یک متفکر و بکارگیری آن در زندگی به معنای فرقه نیست
📕#پنجمین_وبینار_نجات_از_اعتیاد_بینالملل #۲۵مردادماه_۱۴۰۵
🎥 لینک ویدیو 🎙 لینک صوت
🔍 #فرقه #برچسب #متفکر
🌱 ۱۰۰ گام برای جامعه مدنی
گام ۳ | خشم مردم را سرزنش نکنیم؛ آن را بفهمیم
وقتی آدمی سالها زیر فشار باشد،
وقتی درآمدش به زندگیاش نرسد،
وقتی هر روز چیزی گرانتر شود،
وقتی برای آینده فرزندش نگران باشد،
وقتی احساس کند صدایش شنیده نمیشود،
نباید انتظار داشت همیشه آرام، صبور و خوشبین بماند.
خشم مردم را نمیشود فقط با نصیحت درمان کرد.
گاهی پشت یک جمله تند، سالها تحقیر جمع شده است.
پشت یک دعوای ساده، شاید فشار اجاره، بدهی، بیکاری یا ترس از فردا خوابیده باشد.
پشت جملهی «دیگه بریدم» ممکن است انسانی باشد که مدتهاست احساس میکند هیچ راهی برای تغییر زندگیاش ندارد.
🔴 خشم همیشه نشانه ضعیف یا بیمار یا بد بودن بودن مردم نیست؛ گاهی علامت فشاری است که دیگر قابل تحمل نیست. 🔴
اما اینجا یک خطر بزرگ وجود دارد.
فشار میتواند آدمها را به یکدیگر نزدیک کند...
و میتواند آنها را به جان هم بیندازد.
فروشنده، مشتری را مقصر بداند.
مستأجر، صاحبخانه را.
کارگر، مهاجر را.
یک گروه اجتماعی، گروه دیگری را.
مخالف سیاسی، مخالف دیگر را.
و کمکم مردمی که بسیاری از دردهایشان مشترک است، به جای دیدن ریشه مشکلات، انرژی خود را صرف جنگیدن با یکدیگر کنند.
اینجاست که جامعه مدنی معنا پیدا میکند.
نه با گفتن اینکه:
«عصبانی نباشید.»
بلکه با پرسیدن:
«این خشم از کجا آمده و چگونه میتوانیم نگذاریم ما را علیه یکدیگر قرار دهد؟»
خشم میتواند تخریب کند.
اما همان خشم میتواند تبدیل شود به:
مطالبه.
همکاری.
کمک متقابل.
دفاع از حق دیگری.
تشکیل یک گروه یا انجمن.
و تلاش جمعی برای تغییر چیزی که زندگی مردم را سخت کرده است.
جامعه مدنی قرار نیست خشم جامعه را خاموش کند.
قرار است کمک کند این خشم به جای اینکه میان خود مردم منفجر شود، زبان، جهت و امکان عمل جمعی پیدا کند.
شاید یکی از مهمترین پرسشهای امروز ما همین باشد:
🔴 چطور میتوانیم عصبانی باشیم، بدون اینکه دشمن یکدیگر شویم؟ 🔴
چون جامعهای که درد مشترک دارد اما علیه خودش میجنگد، ضعیفتر میشود.
🌱 اما جامعهای که بتواند دردهای مشترکش را بشناسد و از دل آنها همکاری بسازد، هنوز قدرت دارد.
حتی وقتی خسته است.
حتی وقتی عصبانی است.
حتی وقتی امیدش کم شده است. 🌱
این پیام را به دست دوستان خود برسانید
کانال از حامیان صلح میگوید که میشود باز هم ساخت و
اعدام؛ پایان یک پرونده یا نشانهای از شکست نظام حکمرانی و تربیت؟
#حسین_منفردی
این روزها اخبار احکام اعدام در کشور افکار عمومی را نگران کرده است.
پرسش بنیادین این است که فردی که مرتکب جرم سنگین میشود و بر اساس قانون به شدیدترین مجازات محکوم میگردد، چگونه به چنین نقطهای رسیده است؟ آیا مسئولیت تنها بر عهده اوست یا خانواده، نظام آموزشی، رسانهها، نهادهای فرهنگی، شرایط اقتصادی، ساختارهای اجتماعی و نظام حکمرانی نیز در شکلگیری این وضعیت سهمی دارند؟
در نظریه «نگرش سیستمی» در مدیریت، هیچ پدیدهای معلول یک عامل واحد نیست. هر خروجی، حاصل عملکرد مجموعهای از اجزا و روابط میان آنهاست. اگر فردی به مرحله ارتکاب یک جرم سنگین میرسد، این رویداد را باید نتیجه زنجیرهای از عوامل فردی، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی دانست. بنابراین، هرچند مسئولیت کیفری متوجه شخص مجرم است، اما مسئولیت اجتماعی و مدیریتی نیز متوجه نهادهایی است که در فرآیند تربیت، آموزش و هدایت شهروندان نقش دارند. باید از خود بپرسیم که چه ضعفهایی در نظام تربیتی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی وجود داشته که فردی به چنین سرانجامی رسیده است. جامعهای که تنها به مجازات مجرم بسنده کند، اما به اصلاح فرآیندهای تولیدکننده جرم نپردازد، در واقع چرخه تکرار جرم را متوقف نکرده است.
از سوی دیگر، نظریه «پنجره شکسته» نیز نشان میدهد که بیتوجهی به آسیبهای کوچک اجتماعی، زمینه بروز جرائم بزرگتر را فراهم میکند. وقتی بیعدالتی، فقر، اعتیاد، خشونت خانگی، ترک تحصیل، ضعف مهارتهای زندگی، کاهش سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی عمومی بهموقع مدیریت نشوند، احتمال بروز رفتارهای پرخطر افزایش مییابد.
همچنین نظریه «سرمایه اجتماعی» بر این نکته تأکید دارد که هرچه اعتماد، مشارکت، همبستگی اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به جامعه بیشتر باشد، میزان جرم و خشونت نیز کاهش مییابد. امنیت پایدار، بیش از آنکه محصول شدت مجازات باشد، نتیجه کیفیت حکمرانی، عدالت، آموزش و اعتماد عمومی است.
از منظر علوم تربیتی نیز مجازات، آخرین حلقه زنجیره اصلاح است، نه نخستین راهکار. جامعهای موفقتر است که بتواند پیش از وقوع جرم، عوامل زمینهساز آن را شناسایی و کنترل کند.
راهکارهای مدیریتی و راهبردی
برای کاهش جرائم سنگین و حرکت به سوی امنیت پایدار، صرف اتکا
فلسفه تاسیس سازمان صلح طاهری
صفحه اصلی | درباره | فلسفه تاسیس
سازمان صلح طاهری با رسالتی جهانی در راستای احیای حقوق بشر، توسعه صلح پایدار، حمایت از محیط زیست و ارتقاء شأن و کرامت انسانی بنیان نهاده شده است. این سازمان توسط اینجانب به عنوان یکی از قربانیان نقض حقوق بشر و فردی که جنجالیترین و غیرقانونیترین پرونده قضایی ایران را به خود اختصاص داده است، در واکنش به نقض آشکار حقوق بشر در ایران، پس از رهایی از چنگال دژخیمان نظام جمهوری اسلامی ایران و پس از حدود یک دهه حبس و درگیری به طرق مختلف با عوامل امنیتی، در تاریخ اول فروردین ۱۴۰۰ تاسیس شد.
از نکات مهم این پرونده ضد حقوق بشری میتوان به دستگیری و حبس طولانی مدت در سلول انفرادی، مواجهه با نقض متعدد حقوق بشر، دریافت احکام قضایی ناعادلانهای که با استانداردهای بینالمللی فاصله بسیاری داشت، سپری کردن نزدیک به یک دهه پشت میلههای بازداشتگاههای امنیتی، اِعمال فشارهای روحی و جسمی توسط بازجویان و شکنجهگران، اجرای هفده بار مراسم اعدام نمایشی، صدور دوبار حکم اعدام در طی هشت و نیم سال (که هر دو حکم توسط دیوان عالی کشور نقض گردید)، هفده بار اعتصاب غذا در اعتراض به احکام صادره، اقدامات فراقانونی گسترده و کارشکنی نهادهای امنیتی در روند دادرسی و… که همگی از مصادیق آشکار نقض اصول بنیادین حقوق بشر (از جمله مواد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی) میباشند، اشاره کرد.
انگیزه شکلگیری سازمان صلح طاهری از باور عمیق به ضرورت پاسداری از حقوق بنیادین بشر و پیگیری بیوقفه مطالبات انسانی آغاز شد. این دغدغه، مرا بر آن داشت تا نهادی رسمی و تأثیرگذار بنیانگذاری کنم که هم در عرصه آگاهیبخشی عمومی و هم در معرفی دکترین اینتریونیورسالیزم به جامعه جهانی ایفای نقش کند؛ دکترینی که دههها پیش در مکتب عرفان کیهانی حلقه پایهگذاری و نامگذاری کردم. این سازمان، نهادی غیردولتی و غیرانتفاعی است که در کشور کانادا بهصورت رسمی و قانونی با شماره ثبت 8-1704367 به فعالیت مشغول است. مأموریت آن، بازتعریف جایگاه حقیقی انسان در هستی، احیای شأن، کرامت و هویت انسانی، و مقابله با تمامی اشکال بردهداری مدرن است؛ بردهداریای که هویت انسان را میزداید و او را در ساختارهای سیستماتیک و فناورانه به موجودی مطیع و بیاختیار بدل م
🔴 این بار از قزلحصار، خبر مرگ نمیآید
گاهی یک خبر را باید برعکس خبرهای اعدام خواند.
نه اینکه چند نفر کشته شدند؛
بلکه اینکه چند نفر قرار بود کشته شوند و نشدند.
بر اساس گزارش هرانا، حکم قطعی اعدام دستکم ۵۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار، که در پروندههای مرتبط با مواد مخدر محکوم شده بودند، در پی اعمال بخشنامه عفو به حبس تبدیل شده است.
دستکم ۵۰ حکم مرگ.
۵۰ انسانی که اگر حکمشان اجرا شده بود، امروز دیگر زنده نبودند.
اما حالا قرار نیست اعدام شوند.
و درست همینجا یک سؤال ساده اما اساسی شکل میگیرد:
اگر میشد این ۵۰ نفر را بدون کشتن مجازات کرد،
پس کشتنشان چه ضرورتی داشت؟
اعدام با هر مجازات دیگری یک تفاوت بنیادی دارد:
تا زمانی که یک انسان زنده است، امکان تغییر حکم وجود دارد.
ممکن است قانونی تغییر کند.
ممکن است عفوی اعمال شود.
ممکن است پروندهای دوباره بررسی شود.
ممکن است تصمیمی که روزی قطعی به نظر میرسید، تغییر کند.
اما پس از اعدام، دیگر هیچ تصمیم تازهای معنایی ندارد.
مرگ قابل بازنگری نیست.
این خبر از جهت دیگری هم قابل تأمل است.
همین واحد ۲ قزلحصار در تیرماه شاهد ۱۶ روز اعتصاب غذا و تحصن شماری از محکومان به اعدام بود.
یکی از خواستههای آنها توقف اجرای احکام اعدام در پروندههای مرتبط با مواد مخدر و بازنگری در پروندهها بود.
نمیدانیم و نمیتوانیم ادعا کنیم که تبدیل این احکام نتیجه مستقیم آن اعتراض بوده است.
اما امروز میدانیم که دستکم ۵۰ حکم اعدام در همان واحد، دیگر قرار نیست اجرا شود.
این شاید یکی از روشنترین پاسخها به یک سوءتفاهم قدیمی باشد:
«نه به اعدام» یعنی «نه به مجازات» نیست.
جامعه حق دارد در برابر جرم از خود محافظت کند.
قربانی و خانواده او حق دادخواهی دارند.
و کسی که مرتکب جرم شده میتواند مجازات شود.
اما میان «مجازات کردن» و «گرفتن جان یک انسان» فاصله بزرگی وجود دارد.
این بار قرار نیست ۵۰ نام دیگر به فهرست اعدامشدگان اضافه شود.
این بار خانوادههایی قرار نیست خبر اجرای حکم را بشنوند.
این بار دستکم ۵۰ نفر هنوز فردایی دارند.
شاید همین خبر، سؤال امروز «صدای قزلحصار» باشد:
🔴 اگر میتوان مجازات کرد و نکشت، چرا باید کشت؟
امروز عدد ۵۰، آمار اعدام نیست.
آمار جانهایی است که هنوز گرفته نشدهاند.
و شاید همین، یکی از روشنترین معناهای «ن
هفته جهانی آب
هیچکس به فکر این نیست که بعضاً برای فرسایش خاک باید چه کار بکند، برای مسئله هوا، مسئله آب، بحران آب.
علم الان به خوبی به مسائل محیط زیست واقف است و رشته مهندسی محیط زیست اصولاً از مباحث علمی است که به نحو احسنت جلو می رود. ولی چرا اتفاقی نمیافتد؟
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#هفته_جهانی_آب
#خشکسالی
#بحران_آب
#کمبود_آب
#حفظ_محیط_زیست
#MohammadAliTaheri
#TaheriPeaceOrganization
#WorldWaterWeek
#Taheri_Movement
🔴 لینک ایکس
🔴 لینک یوتیوب
🔴 لینک اینستاگرام
🔴 لینک فیسبوک
🔴 لینک مشاهده وبینار دوازدهم
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🟣 صفحات مجازی مرکزیت مکتب عرفان کیهانی حلقه
🌱 ۱۰۰ گام برای جامعه مدنی
گام ۴ | وقتی میگوییم «هیچ کاری فایده ندارد»
«فایدهای نداره.»
شاید این یکی از آشناترین جملههای این سالهای ما باشد.
اعتراض کردیم؛ چه شد؟
نوشتیم؛ چه شد؟
امضا جمع کردیم؛ چه شد؟
اعتصاب شد؛ چه شد؟
صدا بلند کردیم؛ چه شد؟
وقتی آدم بارها تلاش میکند و نتیجهای که انتظار دارد نمیبیند، طبیعی است که خسته شود.
وقتی شکستها روی هم جمع میشوند، ناامیدی دیگر فقط یک احساس نیست.
کمکم تبدیل میشود به یک نتیجهگیری:
«ما هیچ قدرتی نداریم.»
و این جمله 📛خطرناک📛 است.
نه چون مردم باید همیشه امیدوار و خوشبین باشند.
نه چون هر کار کوچکی حتماً نتیجه میدهد.
واقعیت این است که بعضی تلاشها شکست میخورند.
بعضی کارزارها نتیجه نمیدهند.
بعضی حرکتها سرکوب میشوند.
بعضی مطالبهها سالها بیپاسخ میمانند.
🔴 جامعه مدنی قرار نیست درباره این شکستها به مردم دروغ بگوید. 🔴
اما بین دو جمله تفاوت بزرگی وجود دارد:
«این تلاش نتیجه نداد.»
و
«هیچ تلاشی هیچوقت نتیجه نمیدهد.»
اولی تجربه است.
دومی میتواند ما را فلج کند.
وقتی میلیونها نفر باور کنند هیچ کاری فایده ندارد، هرکس به زندگی خودش عقب میکشد.
آدمها کمتر به یکدیگر اعتماد میکنند.
کمتر سازمان پیدا میکنند.
کمتر مطالبه میکنند.
و هرکس در برابر مشکلاتش تنهاتر میشود.
اینجاست که جامعه مدنی اهمیت پیدا میکند.
جامعه مدنی قرار نیست به ما بگوید:
«فقط امیدوار باش.»
میگوید:
تنها نمان.
یک نفر شاید قدرت زیادی نداشته باشد.
ده نفر هم شاید نتوانند یک ساختار بزرگ را تغییر دهند.
اما وقتی آدمها شبکه میسازند،
تجربههایشان را منتقل میکنند،
از شکستها یاد میگیرند،
کار را تقسیم میکنند،
و حرکتهای کوچک را به یکدیگر متصل میکنند،
چیزی ساخته میشود که یک فرد تنها ندارد:
قدرت جمعی.
و این هم مهم است:
🔴 کار کوچک بهخودیخود مقدس نیست.
اگر پراکنده، بیهدف و بدون ادامه باشد، ممکن است واقعاً اثر چندانی نداشته باشد.
مسئله این است که کارهای کوچک چگونه به هم وصل میشوند.
چگونه از یک اعتراض، شبکه باقی میماند.
از یک کارزار، تجربه باقی میماند.
از یک شکست، درس باقی میماند.
و از چند انسان پراکنده، یک جمع شکل میگیرد.
شاید سؤال درست این نباشد:
«آیا این یک کار، همهچیز را تغییر میدهد؟»
شاید بهتر باشد
تهدید کانون وکلا به انحلال، فقط تهدید یک نهاد صنفی نیست؛ تهدید حق دفاع مردم است.
وقتی قدرت به وکیل مستقل حمله میکند، در واقع میخواهد متهم بیپناهتر شود، خانواده زندانی تنهاتر بماند، معترض کمتر امکان دفاع داشته باشد، و دادگاه آسانتر به نمایش تبدیل شود.
وکیل مستقل مزاحمِ دستگاه سرکوب است؛ چون سؤال میپرسد، پرونده را میخواند، از شکنجه و اعتراف اجباری حرف میزند، به خانوادهها راه نشان میدهد، و نمیگذارد متهم کاملاً در تاریکی بلعیده شود.
برای همین، حمله به کانون وکلا را نباید یک دعوای اداری بر سر مجوز و سامانه و آییننامه دید. مسئله عمیقتر است: حکومت میخواهد آخرین پناهگاههای دفاع مستقل را هم زیر کنترل خود ببرد.
جامعهای که وکیل مستقل نداشته باشد، شهروند امن ندارد.
دادگاه بدون وکیل مستقل، عدالت نیست؛ اتاق فرمان قدرت است.
حق دفاع بدون استقلال وکالت، فقط یک جمله تزئینی روی کاغذ است.
امروز اگر کانون وکلا تهدید شود، فردا هر شهروندی که بازداشت میشود، هر خانوادهای که دنبال دادخواهی میرود، هر معترضی که به پرونده امنیتی گره میخورد، تنهاتر خواهد شد.
دفاع از استقلال وکلا، دفاع از خود وکلا نیست؛ دفاع از جامعه است.
دفاع از حق اعتراض است.
دفاع از حق دادخواهی است.
دفاع از این است که هیچ انسانی در برابر قدرت، بیصدا و بیپناه رها نشود.
حکومتی که از وکیل مستقل میترسد،هم از عدالت میترسد؛ و هم از دیده شدن حقیقت میترسد.
بالاخره ما خرِ کی باشیم؟
سالها پیش، در یکی از کلاسهای دانشگاه، دانشجویان مدام از استادشان میپرسیدند:
استاد، شما پادشاهی خواهی یا ملی گرا یا پایداری چی یا راستی یا چپی یا ضد انقلاب ؟
دل در گرو نظام داری یا از نظام سابق دفاع میکنی؟
استاد هیچوقت پاسخ نمیداد. تا اینکه در آخرین جلسه ترم، وقتی پرسشها تکرار شد، لبخندی زد و گفت:
«در رو ببندید... میخواهم براتون یه قصه بگم.»
و چنین گفت:
روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند.
گورخر از خر پرسید:
ـ پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟
این زخمها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟
خر آهی کشید و گفت:
از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما میگذارد، کتکمان میزند، غذای درست نمیدهد... اما چارهای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده.
گورخر گفت:
ـ چرا میمانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب.
خر گفت:
ـ من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم.
گورخر گفت:
ـ همهتان بیایید، جا برای همه هست. فردا همینجا قرارمان.
فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:
بیایید! اینجا آزادی است!
اما خرها پچپچ میکردند. بالاخره یکی از خرهای ریشسفید جلو آمد و گفت:
ـ پسرعمو، فرض کنیم همهی حرفهایت درست باشد... ما آمدیم آن طرف، خرِ کی باشیم؟!
استاد در پایان گفت:
«ما ملت، سالهاست منتظریم کسی بیاید که برایش خر باشیم - نه اینکه بفهمیم اصلاً چرا باید خر کسی باشیم!»
همهی کلاس در سکوت فرو رفت.
کسی جرأت نکرد چیزی بگوید.
حالا بیایید بپرسیم:
ما بالاخره خرِ کی باشیم؟
این پرسش، به ظاهر طنزآمیز، اما ریشه در عمیقترین بحرانهای اجتماعی ما دارد: وابستگی ذهنی به قدرت.
چه در دل نظام جمهوری اسلامی، چه در میان اپوزیسیون، چه در گروههای بهظاهر آزادیخواه، چه در بین طرفداران پادشاهی ، اغلب همان ذهنیت وجود دارد:
«به کدام اردوگاه بپیوندیم؟
زیر پرچم چه کسی برویم؟»
ما هنوز سیستم فکری مستقل نداریم.
تفکر سیستمی یعنی فهمیدن جایگاه خود، روابط خود، و مسئولیت خود در کل ساختار.
اما ما هنوز درگیر الگوی قبیلهای هستیم؛ همان الگویی که
ای من
تو بارانی که میباری بر تر و خشکی که میسوزند با هم در صحرای بی عدالتی
ای من
تو دریایی که میشورانی ماهی ها را که ز رود های دور می آیند از غبار غم
ای من تو آفتابی که میتابی بر دل مردگان صحرای قربت
تو آبی آسمانی پر ز امید در نگاه عاشقی منتظر
تو رقص سمائی در میانهی زندان
برقص و بخند که میرود این خزان و میرسد نو بهاری دیگر در دل مردمان
یک شب بارانی در دنیزلی
۱۱/۰۶/۲۰۲۲
ساعت چهار و نیم سحری مقدس
شعر خلاصه ای از زندگی و بازداشت سه روزه من در کمپ پناهندگان دنیزلی به دلیل دستفروشی
پوریا یوسفی
امروز عکس ابولفضل پایدار را دیدم (واقعا دیدم(مشاهده(شهادت))) و این شعر که چند سال پیش در حالت اتصال به حلقههای رحمانیت زیستم را باز زیستم ... نامشان جاوید و راهشان را پایدار
پرودگارا اقدام ما را در راهشان ثابت کن (یثبت اقدامنا یا الهی)
🌱 ۱۰۰ گام برای جامعه مدنی
گام ۵ | فشار اقتصادی چگونه ما را از هم جدا میکند؟
مردی از قیمت یک کالا عصبانی است و با فروشنده بحث میکند.
فروشنده میگوید:
«فکر میکنی من دارم سود میکنم؟ خودم هم نمیتوانم از پس هزینهها بربیایم.»
مستأجر از صاحبخانه خشمگین است.
صاحبخانه میگوید هزینههای خودش چند برابر شده.
کارگر از صاحبکار ناراضی است.
صاحبکار میگوید بازار خراب است و دخلوخرجش نمیخواند.
هرکس زیر فشار است.
و کمکم هرکس، دیگری را بخشی از مشکل خودش میبیند.
🔴 فشار اقتصادی فقط سفرهها را کوچک نمیکند؛ اگر مراقب نباشیم، فاصله میان آدمها را هم بزرگ میکند. 🔴
وقتی زندگی ناامن میشود، اعتماد کردن سختتر میشود.
آدم نگران است که دیگری حقش را بخورد.
نگران است عقب بماند.
نگران است اگر خودش را نجات ندهد، کسی به دادش نخواهد رسید.
در چنین شرایطی حتی ممکن است گروههایی که دردهای مشترک زیادی دارند، به جای همکاری، مقابل یکدیگر قرار بگیرند.
کارگر مقابل کارگر.
مستأجر مقابل مستأجر.
مردم یک شهر مقابل مردم شهر دیگر.
یک قوم مقابل قوم دیگر.
شهروند ایرانی مقابل مهاجر.
یک گروه اجتماعی مقابل گروهی دیگر.
و اینجا اتفاق خطرناکی میافتد:
آدمهایی که هرکدام به تنهایی قدرت کمی دارند، از یکدیگر هم دورتر میشوند.
جامعه مدنی دقیقاً در نقطه مقابل این پراکندگی قرار دارد.
جامعه مدنی نمیتواند گرانی را با چند جمله زیبا حل کند.
نمیتواند جای سیاستگذاری اقتصادی، تأمین اجتماعی یا مسئولیت حکومت را بگیرد.
اما میتواند یک کار مهم انجام دهد:
نگذارد مردم در برابر بحرانها کاملاً تنها بمانند.
گاهی این کار از چیزهای بسیار ساده شروع میشود:
معرفی یک فرصت کاری به دیگری.
کمک به خانوادهای که موقتاً گرفتار شده.
تشکیل یک گروه صنفی برای پیگیری یک مشکل مشترک.
به اشتراک گذاشتن اطلاعات و تجربههای مفید.
همکاری چند همسایه برای حل یک مشکل محلی.
حمایت از کسی که به تنهایی توان دفاع از حقش را ندارد.
این کارها قرار نیست فقر را جادویی از بین ببرند.
اما چیزی میسازند که برای یک جامعه بسیار باارزش است:
رابطه.
اعتماد.
شبکه.
تجربه همکاری.
و اینها همان چیزهایی هستند که انسانهای پراکنده را کمکم به یک جامعه توانمند تبدیل میکنند.
شاید یکی از مهمترین کارهایی که میتوانیم در روزهای سخت انجام
مشارکت همراهان مجموعه عرفان کیهانی حلقه در راستای اهداف سازمان صلح طاهری در خصوص حفظ محیط زیست
(بخش دویست و چهل و هشتم)
تشکلهای محیط زیست که زیر مجموعهای از سازمان صلح طاهری هست، ارزش و اهمیت بسیار زیادی دارد و آن هم این است که این فرهنگ حفظ محیطزیست را به میان مردم میبرد و از آنجا که با پاکسازی صورت میگیرد، خودش میتواند یک آموزشی باشد برای پیشگیری از آلودهسازی محیطزیستمان و با توجه به اینکه تخریب بسیار زیادی از این بابت شده و در واقع یک طوری شده است که ممکن است بعضاً افراد با توجه به اینکه میبینند همه جا ریخته و پاشیده و آلوده شده است، دیگر ارزشی برای اینکه آنها خودداری بکنند از آلودهسازی محیط باز بمانند، وقتی ببینند که افرادی دارند محیط را پاکسازی میکنند و برای این امر مهم پیش قدم شدهاند، آنها هم از آلودهسازی محیط، مسلماً خودداری میکنند و تحت تاثیر قرار میگیرند.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری / وبینار با جمعی از مربیان آذربایجان شرقی
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#محیط_زیست
#حفظ_محیط_زیست
#پاکسازی_محیط_زیست
#تشکل_محیط_زیست
@taheri_tweet
🔴 وقتی دیگر فرصت نمیکنیم نامها را به خاطر بسپاریم 🔴
یک خبر را هنوز نخواندهایم که خبر بعدی میرسد.
یک حکم اعدام را هنوز بررسی نکردهایم که چند حکم دیگر صادر میشود.
نام یک زندانی را هنوز به خاطر نسپردهایم که ده نام دیگر به فهرست اضافه میشود.
و شاید یکی از خطرناکترین اتفاقها همین باشد:
اعدام آنقدر تکرار شود که دیگر برایمان «اتفاق» نباشد.
تبدیل شود به پسزمینه اخبار روزانه.
امروز خبر رسید که حکم اعدام علیاصغر (علیرضا) پیغمبری، ۲۶ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در دیوان عالی کشور تأیید شده است.
او از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شده است.
وکیل او نیز گفته برای اعاده دادرسی و توقف اجرای حکم اقدام شده است.
هنوز این خبر را هضم نکردهایم که باید درباره ده نفر دیگر حرف بزنیم:
ترانه رحیمی
نوید الیاسی
ابوالفضل دادگستر
مهدی منصوری
احمدرضا سعیدی
مهرداد بوئری
محمدمهدی اسدی
آرمین غلامی
پارسا جعفری
مهدی جعفری (خسروی)
ده انسان.
ده متهم پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» که شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان برای هر یک از آنها حکم اعدام صادر کرده است.
این احکام بدویاند و هنوز قطعی نشدهاند.
چند روز قبلتر هم خبر رسید که امیرمحمد مجلل چوبری، جوان ۲۲ سالهای که اکنون در قزلحصار زندانی است، به اعدام محکوم شده.
و این فهرست با این نامها تمام نمیشود.
مشکل فقط تعداد احکام نیست.
مشکل این است که وقتی خبر مرگ پشت خبر مرگ میآید، ذهن ما کمکم انسانها را به عدد تبدیل میکند.
یک نفر.
ده نفر.
بیست نفر.
بیشتر...
اما پشت هر عدد، یک زندگی وجود دارد.
کسی که روزی به دنیا آمده.
کسی که آدمهایی منتظر بازگشتش هستند.
کسی که ترسیده، امید داشته، اشتباه کرده یا نکرده؛ کسی که دفاعی دارد که باید شنیده شود.
و کسی که تا وقتی زنده است، هنوز امکان بازبینی پرونده و تغییر حکم درباره او وجود دارد.
قرار نیست ما درباره هر پرونده حکم صادر کنیم.
قرار نیست بدون اطلاع کامل از پروندهها، درباره گناهکاری یا بیگناهی این آدمها ادعا کنیم.
اما میتوانیم یک اصل را فراموش نکنیم:
گرفتن جان یک انسان نباید آنقدر عادی شود که به یک خط کوتاه در میان خبرهای روز تبدیل شود.
پس امروز نامها را دوباره بخوانیم:
علیاصغر پیغمبری.
امیرمحمد مجلل چوبری.
ترانه رحیمی.
نوید الیاسی.
آزادی در مدار مراعات و محدودیت
آزادی اندیشه؛ اولین چیز آن، این است که دیگر تو نمیتوانی حرف بزنی. برای اینکه باید آزادی اندیشه همه را در نظر بگیری، دهانت را که باز کنی، ممکن است آزادی اندیشه دیگران را به هم بزنی.
آزادی بیان؛ تو نمیتوانی هر چیزی را بیان کنی، چون بیان تو، دیگری را آزار خواهد داد، بیان تو قرار نیست که باعث آزار کسی بشود، باعث صدمه به کسی بشود.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#آزادی_بیان
#آزادی_اندیشه
#آزادی
#حقوق_بشر_نوین
#MohammadAliTaheri
#TaheriPeaceOrganization
#Taheri_Movement
🔴 لینک ایکس
🔴 لینک یوتیوب
🔴 لینک اینستاگرام
🔴 لینک فیسبوک
🔴 لینک مشاهده لایو حلقه کل و سولو شدن
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🟣 صفحات مجازی مرکزیت مکتب عرفان کیهانی حلقه
🟢 امام جمعه حاجی آباد بندرعباس به خاطر افشاگری به دادگاه کشیده شده و او را مجبور به عذرخواهی کردند،
حالا اومده عذرخواهی کرده
عجب عذرخواهی جالبی
نوشِ جان و گوشت به ران مسئولین بشه
ماشالله به این قوه قضائیه عادل و مستقل و عاقل ... حکم اعدام میدادی به این بنده خدا به خاطر افشاگری و گفتن حقیقت و ظلم ستیزی که کرده. عیبه قوه قضائیه اینقدر داره کم کاری میکنه ها ...
ولی بازم دمش گرم.خوب عذرخواهی کرد.
ولی کاش از وزیر راه هم عذر میخواست که عید پارسال با خانواده رفتن کیش اونم به حساب وزارتخونه.البته عذرخواهی بابت اینکه کم خرج کردن.اونم فقط ۹۰۰ میلیون.
عذرخواهی از همسر قالیباف که سر زمین بیمارستان دکتر سمیعی کم بالا کشید.از همه مهمتر،ایت الله صدیقی که زمین ۱۰۰۰ میلیاردیو سند زده بود ولی پس گرفتن.
کاش این امام جمعه رو زندانی میکردن.کم معذرتخواهی کرده.الان حق المسئولین گردنشه.
اعدام فقط حکم نیست، پیام است
تحلیل سوم
آیا ممکن است حکومتی برای کاهش خشونت، انسانی را بکشد...
اما همین کار، پیام دیگری درباره خشونت به جامعه بدهد؟
جرمشناسان سالهاست این سؤال را بررسی میکنند.
حتی برای یکی از فرضیههای مربوط به آن نامی وجود دارد:
Brutalization Effect
یا «اثر خشونتزایی اعدام».
ایده ساده است:
وقتی حکومت خودش کشتن را بهعنوان یک مجازات رسمی و مشروع به کار میگیرد، ممکن است پیام اعدام فقط این نباشد که:
«جرم عواقب دارد.»
پیام دیگری هم ممکن است در کنار آن منتقل شود:
«در بعضی شرایط، کشتن انسان پاسخ قابل قبول است.»
این فقط یک بحث فلسفی نیست.
در برخی پژوهشهای جرمشناسی، محققان حتی بررسی کردهاند که آیا پس از اعدامها میزان قتل تغییر میکند یا نه.
یکی از مطالعات مشهور، درباره اعدامهای ایالت نیویورک در بخش بزرگی از قرن بیستم، افزایش قتل در ماه پس از اعدام را گزارش کرد.
پژوهشگران برای توضیح این نتیجه از همان مفهوم «اثر خشونتزایی» استفاده کردند.
اما یک نکته بسیار مهم:
🔴 علم هنوز نگفته است که اعدام حتماً باعث افزایش خشونت یا قتل میشود. 🔴
مطالعات مختلف به نتایج متفاوتی رسیدهاند و بررسیهای جامع علمی گفتهاند شواهد موجود برای تعیین قطعی اینکه اعدام قتل را بیشتر میکند، کمتر میکند یا تغییری ایجاد نمیکند، کافی نیست.
پس مسئله را نباید ساده کنیم.
اما همین اختلاف علمی یک سؤال مهم را باقی میگذارد:
اگر حتی احتمال دارد کشتنِ رسمی بهجای آموزش حرمت جان، خشونت را مشروع جلوه دهد، چرا باید آن را ابزار بدیهی عدالت بدانیم؟
اعدام فقط اتفاقی درون یک زندان نیست.
دولت انجامش میدهد.
قانون آن را مجاز میداند.
دادگاه آن را صادر میکند.
و جامعه پیام آن را دریافت میکند.
به همین دلیل سؤال فقط این نیست که:
«اعدام با یک مجرم چه میکند؟»
سؤال دیگری هم هست:
🔴 «اعدام درباره کشتن انسان، چه چیزی به یک جامعه میگوید؟» 🔴
شاید اعدام قرار باشد پیام قدرت قانون باشد.
اما باید جرئت کنیم بپرسیم:
آیا ممکن است در کنار آن، پیام دیگری هم منتقل شود؟
پیامی بسیار خطرناکتر:
گاهی میتوان انسانی را کشت و نام آن را عدالت گذاشت.
Видео hidden-addict-lq.mov · 45.5 MB · click to show
چرخه پنهان اعتیاد
موضوع اعتیاد آنطور که ما به آن نگاه میکنیم، نرم افزاری است و یک بخشی هم که خب شیمیایی است.
منظور از اعتیاد این است که انسان در کنترل خودش نیست، یعنی آن شما را دارد دنبال خودش میکشاند، نه شما آن را دنبال خودتان.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#اینتریونیورسالیزم
#تشکل_نجات_از_اعتیاد
#نجات_از_اعتیاد
#ترک_اعتیاد
#چرخه_نرم_افزاری_اعتیاد
#MohammadAliTaheri
#TaheriPeaceOrganization
#Taheri_Movement
🔴 لینک ایکس
🔴 لینک یوتیوب
🔴 لینک اینستاگرام
🔴 لینک فیسبوک
🔴 لینک مشاهده وبینار چهارم تشکلهای نجات از اعتیاد بینالملل
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🟣 صفحات مجازی مرکزیت مکتب عرفان کیهانی حلقه
رد مداخله بیگانگان در امور ایران؛
دفاع از حق ملت بر امنیت، استقلال و رفاه
در کشوری برخوردار از منابع عظیم طبیعی و ظرفیتهای گسترده انسانی، تداوم فقر، ناامنی و محرومیت مردم واقعیتی دردناک است. جنگ و مداخله خارجی، این وضعیت را عمیقتر میکند و با گسترش بیثباتی، رکود اقتصادی، توقف فعالیتهای تولیدی، افزایش بیکاری و تشدید فقر، دسترسی مردم به زندگی درخور و امکان توسعه برای نسل امروز و فردا را بیش از پیش محدود میسازد. در چنین شرایطی، برخی بازیگران و جریانها نیز از تحریم، تشدید تنش، نوسانات بازارهای مالی و انرژی و فرایندهای جنگ و آتشبس، منافع سیاسی و اقتصادی کسب میکنند؛ در حالی که پیامدهای انسانی و اجتماعی این بحرانها بر ملتها تحمیل میشود.
حق ملت ایران در اداره مستقل امور، منابع و ثروتهای ملی خود، قابل واگذاری به هیچ قدرت خارجی نیست. حمله نظامی آمریکا و اسرائیل و هرگونه فشار، تحمیل یا مداخلهای که اراده و منافع مردم ایران را نادیده بگیرد، مردود و محکوم است. هیچ منفعت سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیکی نباید بر جان، امنیت و رفاه ملتها مقدم شمرده شود. تبدیل جنگ به ابزاری برای تحقق منافع قدرتطلبانه، چرخه خشونت و رنج انسانها را تداوم میبخشد.
#نه_به_حمله_بیگانگان
#نه_به_جنگ
🔴 لینک ایکس
🔴 لینک اینستاگرام
🔴 لینک فیسبوک
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🟣 صفحات مجازی مرکزیت مکتب عرفان کیهانی حلقه