ChatCrawlersearch across public Telegram Open the app
ا

انجمن فرهیختگان

сообщение · 2026-08-31 07:50 UTC
P
بالاخره ما خرِ کی باشیم؟ سال‌ها پیش، در یکی از کلاس‌های دانشگاه، دانشجویان مدام از استادشان می‌پرسیدند: استاد، شما پادشاهی خواهی یا ملی گرا یا پایداری چی یا راستی یا چپی یا ضد انقلاب ؟ دل در گرو نظام داری یا از نظام سابق دفاع می‌کنی؟ استاد هیچ‌وقت پاسخ نمی‌داد. تا اینکه در آخرین جلسه ترم، وقتی پرسش‌ها تکرار شد، لبخندی زد و گفت: «در رو ببندید... می‌خواهم براتون یه قصه بگم.» و چنین گفت: روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند. گورخر از خر پرسید: ـ پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟ این زخم‌ها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟ خر آهی کشید و گفت: از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما می‌گذارد، کتکمان می‌زند، غذای درست نمی‌دهد... اما چاره‌ای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده. گورخر گفت: ـ چرا می‌مانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب. خر گفت: ـ من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم. گورخر گفت: ـ همه‌تان بیایید، جا برای همه هست. فردا همین‌جا قرارمان. فردا رسید. گورخر از آن‌سوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد: بیایید! اینجا آزادی است! اما خرها پچ‌پچ می‌کردند. بالاخره یکی از خرهای ریش‌سفید جلو آمد و گفت: ـ پسرعمو، فرض کنیم همه‌ی حرف‌هایت درست باشد... ما آمدیم آن‌ طرف، خرِ کی باشیم؟! استاد در پایان گفت: «ما ملت، سال‌هاست منتظریم کسی بیاید که برایش خر باشیم - نه اینکه بفهمیم اصلاً چرا باید خر کسی باشیم!» همه‌ی کلاس در سکوت فرو رفت. کسی جرأت نکرد چیزی بگوید. حالا بیایید بپرسیم: ما بالاخره خرِ کی باشیم؟ این پرسش، به ظاهر طنزآمیز، اما ریشه در عمیق‌ترین بحران‌های اجتماعی ما دارد: وابستگی ذهنی به قدرت. چه در دل نظام جمهوری اسلامی، چه در میان اپوزیسیون، چه در گروه‌های به‌ظاهر آزادی‌خواه، چه در بین طرفداران پادشاهی ، اغلب همان ذهنیت وجود دارد: «به کدام اردوگاه بپیوندیم؟ زیر پرچم چه کسی برویم؟» ما هنوز سیستم فکری مستقل نداریم. تفکر سیستمی یعنی فهمیدن جایگاه خود، روابط خود، و مسئولیت خود در کل ساختار. اما ما هنوز درگیر الگوی قبیله‌ای هستیم؛ همان الگویی که می‌گوید: اگر قرار است تغییری باشد، باید کسی بیاید و ما خر او باشیم. از «خر بودن» تا «خِرَد ورزیدن» تفکر سیستمی راه دیگری پیش می‌نهد: در این نگرش، هر فرد بخشی از یک کل هوشمند است. هیچ‌کس «صاحب» دیگری نیست، بلکه همه «عاملان مشترک یک هدف ملی»‌اند. در چنین مدلی، «رهبر» نقش هماهنگ‌کننده دارد، نه مالک. و مردم، دیگر خر کسی نیستند؛ بلکه ستون‌های خودآگاه یک سازه ملی‌اند. اما تا زمانی که ذهن ما از وابستگی به چهره‌ها، جناح‌ها و "پالان‌های رنگارنگ" رها نشود، هیچ گورخری از آن‌سوی رودخانه نمی‌تواند ما را نجات دهد. کلام اخر : راه آزادی از درون ذهن ما آغاز می‌شود: آری، ما باید از نو بپرسیم: «خرِ کی باشیم؟» یا «با خردِ، که باشیم؟" این تفاوتِ یک " دال" ، همان فاصله‌ی " تمدن" و "تباهی" است. وقتی مردم به جای" اطاعت،" به تفکر سیستمی روی بیاورند، دیگر کسی نمی‌تواند بر آن‌ها پالان بگذارد.
3.5K ·

All messages on 31 August 2026 · Whole feed · оригинал в Telegram

Open in Telegram Каталог площадок Искать в ChatCrawler

A snapshot of an open public feed from the search index ChatCrawler — “Google for public Telegram”; refreshed as the venue is crawled. Times are UTC.

Public content only, official Telegram API. About · FAQ · What we do not do · Remove a page · Catalog