ChatCrawlersearch across public Telegram Open the app
گ

گروه مناسبت های دانشگاه بین المللی شعر

598 members
12 August 2026
I
من از کلمه شروع شدم، از هجایی که گریه می‌کرد میان دهان خاموشی. تو آمدی با دامن باد، با بوی نان تازه و سیاست لبخند. در چشم‌هایت شعری بود که هنوز چاپ نشده، و در صدایت تمام خیابان‌های ممنوع عبور. ما، بر نیمکت زنگ‌زده‌ی تاریخ، دست هم را گرفتیم و جهان لرزید بی‌آن‌که بفهمد چرا. شهر، در پلاک آخر خیابانش خون نشت می‌کند از لای سنگفرش شعارها. و من، هنوز میانِ عشق و اعتراض، به دنبال واژه‌ای‌ام که هم «تو» باشد، هم «آزادی». اما هر بار که می‌نویسمت، سانسور با دندان‌هایش بوسه را از دهانم می‌کَنَد. با این همه در زبان من هنوز کبوتر کوچکی هست که وقتی اسمت را می‌گویم از دهانم تا صبح پرواز می‌کند. #شهرام_حسینی https://t.me/Shahramhosseini55
904 ·
A
Фотография
click to show
فرشِ خش‌خش زیرِ پایِ دختری از جنسِ برگ جامه‌ی نارنجی‌اش بر تن، خزانِ قبلِ مرگ #امیرپرهام_عبدی @amirparham_a
392 ·
با تو ای مهتاب تا خود فتنه میرقصم پشت نازک ابرو پشت آیینه میرقصم هرچه گفتم از عشقت هرچه گفتم ازتاریخ از شروع شنبه تا شام آدینه میرقصم گر شروع دلهامان از بهار به ما خندید با وجود این‌ پاییز بی دل و سینه میرقصم جای چشم تو اما ماه زمان می خواست حرف چشمت شدمن برسم دیرینه میرقصم راستی،مستی از دوچشمانت تا ابد مهیااست مست جام سرخالی ،روی آبگینه میرقصم ماه من قشنگی تو ، اینچنین پیداست من برای این عشقت بی تم کینه میرقصم اسماعیل صالحی(اسی کوچک)
N
گفتم که دیوانگی من در این خانه نگنجد دلتنگی ان بوسه دراین محفل افسانه نگنجد دنیا اگر از همت پاییز به سرخی بگراید جان من و این عشق به ویرانه نگنجد امشب که غمت وصله دیدار به ما داد هر زاویه خاطره اش در کف کاشانه نگنجد هر بار که غزل شعر مرا با تو به باد داد یک حرف نوشتم که در باده مستانه نگنجد مجنون که طبیب دل لیلاست بگوید از رفتن او شعله هرشمع به پروانه نگنجد ما را به سر موی تو سو گند ندادند گفتند که این مستی تو در غم‌پیمانه نگنجد اسی کوچک
I
Аудио
@newradioph-Iraj - Man Ye Parandam.mp3 · 4.3 MB · click to show
. #ایرج ملقب به «پهلوان آواز ایران»، آوازهای بی‌نظیر فراوانی در برنامه‌های رادیویی «گل‌ها» و فیلم‌های سینمایی اجرا کرده است. آوازهای شوشتری (با تار جلیل شهناز)، آواز در دستگاه چهارگاه و آواز دشتی او از شاهکارهای موسیقی اصیل ایرانی به شمار می‌روند. من یه پرندم 🕊️ #ایرج_خواجه_امیری یادش در ترانه‌هایش و خاطرات انها مانا 🕊️ 🌎@flowwithmusic
1.1K ·
A
Видео
IMG_7660.MP4 · 2.8 MB · click to show
بهانه‌ها همیشه چمدان‌به‌دست پشتِ در ایستاده‌اند. آمدن، اما چای می‌خواهد و صندلیِ رو به پنجره؛ بیا و بمان! عصر که می‌شود، دل‌شوره‌ی رفتنت غروب را هم تاریک‌تر می‌کند. #امیرپرهام_عبدی @amirparham_a
268 ·
I
باشد. بگذار زبان خون بریزد، از گلوگاه واژه‌ای که هنوز نمی‌داند مذکر است یا تباه. من از دهان زن آغاز می‌کنم، از جایی که تاریخ در لب بالایی پنهان شد و تمدن، در لب پایینی گم. پوست من، بوم اعتراض است عرق می‌نشیند بر آن، مثل امضای سلاخی که نمی‌داند قربانی‌اش هنوز نفس می‌کشد. من در بدنم تبعید شده‌ام، در هر بند انگشت، یک انقلاب ناکام و در هر مو، پرچمی که باد از هوس سرزمین خسته‌اش کرده است. ای وطن بی‌نقشه، من از تو زاده شدم و به تو فحش دادم، مثل شاعری که می‌خواهد خدا را در دهان زن همسایه کشف کند. زبانم را از کتاب مقدس دزدیدم، اما آن را با بزاق شک نوشتم. می‌خواستم بگویم: انسان هنوز تمام نشده است اما دهانم پر از خاک شد. در این شهر، تن‌ها به قیمت نان سنجیده می‌شوند، و عشق، نوعی آمار فصلی‌ست در جدول بودجه‌ی وزارت سکوت. بگذار واژه بمیرد، اگر قرار است هر حرفی در گلوگاه ترس تبدیل شود به نقطه‌ای بی‌سرنوشت. و من هنوز می‌نویسم بی‌آن‌که بدانم این شعر جسد من است، یا رحم زنی که دارد از جهان زایمان می‌کند. #شهرام_حسینی https://t.me/Shahramhosseini55
785 ·
M
رفقا اگه فقط چن دقیقه تایم خالی دارین خدایی بیاین پرسشناممو تکمیل کنید تموم شه دق کردیم از استرس😅🙏 همکاریتون برا من یه دنیاس مطمعنا خودتون دانشجویید درک میکنید. یه پیام بدی فوری میفرستم براتون🫶🙂‍↔️
Аудио
157583359.mp3 · 4.3 MB · click to show
تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری چه خوش است این صبوری چه کنم نمی‌گذاری سر این خدای داند که مرا چه می‌دواند تو چه دانی ای دل آخر تو بر این چه دست داری به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری تو از او نمی‌گریزی تو بدو همی‌گریزی غلطی غلط از آنی که میان این غباری ز شه ار خبر نداری که همی‌کند شکارت بنگر تو لحظه لحظه که شکار بی‌قراری چو به ترس هر کسی را طرفی همی‌دواند اگر او محیط نبود ز کجاست ترسگاری ز کسی است ترس لابد که ز خود کسی نترسد همه را مخوف دیدی جز از این همه‌ست باری به هلاک می‌دواند به خلاص می‌دواند به از این نباشد ای جان که تو دل بدو سپاری بنمایمت سپردن دل اگر دلم بخواهد دل خود بدو سپردم هم از او طلب تو یاری غزل ۲۸۲۹ ✍#حضرت_مولانا 🎙#روشنک_سادات_میرفخرایی 🧚‍♂️🧚‍♂️🧚‍♂️🧚‍♂️🧚‍♂️ @anjomaniranzamin
2.5K ·
R
Аудио
4_5841697848080480939.mp3 · 1.7 MB · click to show
شیخ خرقانی که از عرفای بزرگ اسلام است می گوید: نیمه شب دعا می کردم، ندا آمد که ای شیخ می خواهی درونت را به همه بنماییم تا همه از اطرافت پراکنده شوند؟ ندا را گفتم: می خواهی از مهر و رحمت و بخشش تو بگویم تا دیگر کسی عبادتت هم نکند؟ ندا آمد که نه تو بگو و نه ما. حکایتی از #شیخ_خرقانی آوا: #روشنک_میرفخرایی 💐💐💐💐💐
1.6K ·
13 August 2026
I
webpage
click to show
Видео
20.0 MB · click to show
‍ 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده مهربان #سلام صبح !!! #سلام ای دل نورانی خورشید ای نگاه آبی آسمان ای شکوه آفرینش #سلام صبح #سلام ای وسیع جاری ای پهنه ی نورباران ای طراوت بیکران ای صبح ای از تبار روشنی ! ای عطر دلنشین پونه ها پاکی هوا سپیده ی لطیف ای انتشار حرکت تلاش در رگهای زندگی #سلاااااااااااااااام‌ @modareszadeh
42.4K ·
I
صبح از پنجره‌ای که وجود نداشت وارد اتاق شد؛ با پیراهنی از مه و دستی پر از گنجشک‌های خاموش. گفتم: صبح بخیر، عشق من، و جهان برای لحظه‌ای شبیه قلب تو شد؛ ناممکن، زیبا، و کمی دور. تو نبودی اما فنجان چای هنوز به سمت صندلی خالی‌ات بخار می‌کرد. درختی در آسمان ریشه‌هایش را در موهای من فرو برد و پرنده‌ای سفید از دهانم پرید تا به تو بگوید: صبح بخیر هنوز دوستت دارم؛ آن‌قدر که حتی سپیدی موهایم راهی‌ست که صبح هر روز از آن به سوی تو می‌آید. #شهرام_حسینی https://t.me/Shahramhosseini55
371 ·
Аудио
Iraj Khaje Amiri Harfe Nagofteh 320 .mp3 · 2.6 MB · click to show
ایرج حرف نگفته
49 ·
I
Видео
B649AC9DD136C160DB3BE3D7813F5985_video_dashinit.mp4 · 43.6 MB · click to show
جاری شو ... چرا دشوارترین کار جهان این است که پرنده‌ای را متقاعد کنی آزاد است؟  Adele, Hormoz Jonathan Libertarian Seagull 🌎@flowwithmusic🌍
1.7K ·
I
Видео
1.6 MB · click to show
صبح امروز ، سلامم را بر بال خورشید می فرستم بر پشتِ پنجره های روشنِ نگاهت تا صبح رقصان شود میانِ آفتابِ نگاهت تا لبخند ببارد با عطر سلام از شکوفه های لبت پلک بگشا ، غزلواره های صبح نواخته شد برخیز تا بخیر شود امروزمان ... درود و صد بدرود دوستان عزیزتراز جان الهی امروزتان توام با سلامتی و سعادت و لحظه های شاد ... صبحتان بخیر و نیکی ... 💚#جهانی 💝 #باعشق ❤️🍃 
A
Фотография
click to show
شــعـر يعـنـي، مـن ســـاده مـي نـويـســم.، « د و س ت ت د ا ر م » وَ ايـن سـاده ..‌‌. بـلـــنــدتــريـن شــعـر جـهان سـت . #اميرپرهام @Amirparham_a
236 ·
I
سیمرغ خیال، بی‌پروا، از قفس واژه‌ها پرواز می کند؛ چنان که تخت عمارت زبان دیگر تابِ نگه‌داشتنِ رؤیا را ندارند. می رود تا انتهای نگاه محو می شود و ابرها مثل تکه‌های سفیدِ رؤیا آرام از کنار خورشید می‌گذرند. آنجا، ساعت، معنای خود را گم می‌کند و تقویم، برگ زرد و خشکی‌ست که باد از دیوار زمان کنده و زمین بی‌آنکه تاریخش را بداند در آغوش گرفته است. من نشسته‌ام اینجا، درساحل زمان روی سنگ کوچکِ لحظه، پاهایم را در آبِ سردِ اکنون گذاشته‌ام می‌شمارم: یک... دو... سه... انگشتانم را باز می‌کنم؛ اما لحظه، مثل پرنده‌ای خیس از میان دست‌هایم می‌گریزد. دانه‌های شن را مشت می کنم تا شاید چیزی از زمان برای من باقی بماند؛ اما شن، راه خودش را می‌داند. از میان انگشتانم یکی‌یکی پایین می‌ریزد، و هر دانه شاید یک صبح باشد، یک نگاه، اما زمان به شمارش من نمی‌خندد، فقط می‌گذرد. سیمرغ نمی‌شمارد. نه پرهایش را، نه فاصله آسمان تا زمین را، نه طلوع‌هایی را که پشت سر گذاشته، نه غروب‌هایی را که در بال‌هایش پنهان کرده است. او فقط پرواز می‌کند. بال‌هایش را در بادِ بی‌نام باز می‌کند و از فراز کوه‌ها می‌گذرد؛ از رودخانه‌هایی که به دریا می‌رسند بی‌آنکه از خود بپرسند چند کیلومتر مانده است. در آسمان سیمرغ، دیروز و فردا دو پرنده نیستند؛ یک پروازند. صبح هنوز در چشمان شب جاری‌ست و شب در گوشه‌ای از بالِ صبح خوابیده است. کاش می‌شد یک بار عددها را مثل برگ‌های خشک به دست باد بسپاریم، و بی‌آنکه بپرسیم چند سال گذشته، چند روز مانده، چند قدم تا پایان، فقط چشم به آسمان بدوزیم. آن‌وقت شاید ببینیم سیمرغ خیال هنوز آنجاست؛ دور، اما نزدیک‌تر از نفس، بر فراز ابرها نه شتاب دارد، فقط می‌رود؛ میان اکنون و همیشه، میان رؤیا و بیداری، میان آنچه بوده و آنچه هنوز می خواند ترانه پرواز را. مرداد ۱۴۰۵ حانون
200 ·
R
Аудио
157583359.mp3 · 3.9 MB · click to show
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد صد نامه فرستادم و آن شاه ِ سواران پیکی نَدَوانید و سلامی نفرستاد سوی من ِ وحشی صفت ِ عقل رمیده آهوروشی کبک‌خرامی نفرستاد دانست که خواهد شدنم مرغ ِ دل از دست وز آن خط ِ چون سلسله دامی نفرستاد فریاد که آن ساقی ِ شکّرلب ِ سرمست دانست که مخمورم و جامی نفرستاد چندان که زدم لاف ِ کرامات و مقامات هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد حافظ! به ادب باش که واخواست نباشد گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد ✍#حضرت_حافظ غزل ۱۰۹ 🎙#روشنک_میرفخرایی 🎛#لادن_میرفخرایی 🧚‍♂️🧚‍♂️🧚‍♂️🧚‍♂️🧚‍♂️ @anjomaniranzamin
812 ·
A
Фотография
click to show
مژده‌ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسم و از دام جهان برخیزم #امیرپرهام_عبدی @Amirparham_a
219 ·
Голосовое сообщение
1.1 MB · click to show
پنج‌شنبه‌ای دیگر و زخمی که هر هفته گویی دوباره تازه می‌شود.. پنج‌شنبه‌ها هوایش آلوده به بغض است، پر از دلگرفتگی و فراق، پر است، از جای خالی خیلی‌ها..... #یسنـا_اڪبـری آوا:زهره رضایی @deklamedel
102 ·
🌾❤️ می‌بینی ؟! وقتی که تو را می‌بینم زبانم بند می‌آید دلم به تپش می‌افتد مثل کوچه‌باغ‌های پائیز سرخ می‌شوم زرد‌ می شوم زانوانم می‌لرزد و دستهایم محو نگاهت تبسم‌هایت نقش می‌بندد در دلم آسمان آبی تر و زمین سبز تر نسیم نفسهایت دلِ خزان زده ام را چون سنبله‌های گندم به رقص می‌آورد همه‌یِ وجودم فریاد می‌زند دوستت دارم و من از چشمانت عاشقانه‌های دلت را می‌خوانم و آرام آرام زمزمه می‌کنم چشمانت را غزلِ ناسروده‌ای را می‌مانی که با قافیه‌ی دل ردیف می‌شود در چشم‌انداز نگاهم بنشین تا در سکوت تو را بسرایم #شاهدسنقری 🌷🍃
32 ·
I
Видео
4_5835931549542908561.mp4 · 3.6 MB · click to show
🥀شب بودشبم سرکش 🥀 ودیوانه شبی بود...... 🥀شب بخیر یارااان جان ✍به 🥀یادسردارسورنا @yadmaneb
345 ·
Архив по месяцам
Open in Telegram Каталог площадок Искать в ChatCrawler

A snapshot of an open public feed from the search index ChatCrawler — “Google for public Telegram”; refreshed as the venue is crawled. Times are UTC.

Public content only, official Telegram API. About · FAQ · What we do not do · Remove a page · Catalog