دشواریهای راه علم (قسمت اول)
فلسفهٔ علم چیست؟
🔸فلسفهٔ علم محدود به یک حوزه فلسفی مثل فلسفه تحصلی یا فلسفه تحلیلی نیست و تنها با ملاکهای روششناسی هم نمیتوان حد و حدود علم را معین کرد.
آن فلسفهٔ علم که از زمان ماخ و به اعتباری از قرن هیجدهم پدید آمده و به فلسفه علم رسمی بدل شده است، صورت سطحی فلسفهٔ علم است و نباید فلسفهٔ علم را در آن محدود و محصور کرد.
در فلسفهٔ علم علاوه بر تحقیق دربارهٔ ماهیت احکام و قضایای علمی باید پرسید که ریشه علم کجاست و چگونه این علم رشد کرده و توسعه یافتهاست و چه آثاری داشته است و اکنون در چه شرایطی است و مسیر آیندهاش چگونه است.
در فلسفه همیشه این امکان بوده که دربارهٔ ماهیت علم بحث شود اما تا وقتی که علم جدید پدید نیامده بود، این بحث مطرح نشد.
🔸وقتی از علم جدید صحبت میکنیم، در حقیقت به یکی از مسائل اصلی فلسفهٔ علم توجه کردهایم و متوجه شدهایم که علم جدید چیزی متفاوت با علم قدیم است.
این تفاوت چیست و ریشه آن کجاست؟
اگر اینها را میدانیم نه فقط علم قدیم را میشناسیم بلکه از محدودیتهای علم جدید نیز باخبریم.
در درس فلسفهٔ علم بیشتر وقت خود را صرف تعریف دقیق علم و ملاکهای جداکردن علم از غیر علم میکنند اما کمتر توجه میکنند که آنچه در زمان ما علم خوانده میشود از کجا و چگونه پدید آمده و چه شأن و مقامی پیدا کرده و در زندگی مردمان چه اثری داشته و اکنون چه وضعی دارد و به کجا میرود.
البته کوشش برای تشخیص علم از غیر علم جزو فلسفهٔ علم است اما نباید وظیفه اصلی فلسفهٔ علم باشد.
در فلسفهٔ علم از ماهیت علم بحث میشود.
اینکه گفته شود بحث دربارهٔ ماهیت علم ذات گرایی است، حرف بیجایی است.
البته رسیدن به ذات چیزها چنانکه افلاطون و ارسطو گفتهاند آسان نیست اما این دشواری جوازی برای جاهلان نیست که بگویند دربارهٔ ذات نباید بحث کرد.
منظور از ذات و حقیقت علم تعریف دقیق آن نیست بلکه منظور کشف و درک تاریخ و نحوهٔ بوجود آمدن علم در جهان و نسبت آن با آینده است.
البته این یک تحقیق فلسفی است و فراتر از مطالعات روششناسی در علم است.
شاید برخی که صرفاً در محدودهٔ روششناسی پژوهش میکنند طرح این قبیل مسائل را غیر علمی بدانند ولی مگر میشود با روش علمی درباره علم تحقیق کرد و اگر بشود آن تحقیق دیگر علم است و فلسفه نیست.
تحقیق با روش علمی دربارهٔ علم اگر علم است چه جور علمی است و چرا نامش فلسفهٔ علم است؟
🔸پرسش "علم چیست؟" در حوزه فلسفه است و فلسفه نه فقط روشی متفاوت با علم دارد بلکه مسائل آنها نیز در دو مرتبه متفاوت قرار دارند.
علم، به اشیا و تأثیر آنها بر یکدیگر و روابط آنها در آزمایش و اندازهگیری توجه دارد اما فلسفه به نسبتهای کمی و کیفی و ظاهری و تأثیر و تأثرها کاری ندارد و به شرایط بوجود آمدن چیزها میپردازد.
در فلسفهٔ علم باید تحقیق کرد که آنچه اکنون به نام علم وجود دارد و دانشمندان و پژوهندگان به آن میپردازند صورت کامل شده علم چینیها و هندیها و یونانیان و ایرانیان و قرون وسطایی هاست یا مبنا و روش و هدفش با آنها متفاوت است؟
اگر چنین تفاوتی وجود دارد آن را باید فهمید.
همچنین باید فهمید که ریشه این تفاوتها کجاست و چگونه علم یونانی و قرون وسطایی به علم مدرن مبدل شده است.
توصیف علم موجود اگرچه مفید است اما نباید آن را با فلسفهٔ علم اشتباه کرد.
فلسفهٔ علم گزارش علمی دربارهٔ علم نیست.
یک علم در میان سایر علوم هم نیست بلکه درک شرایط لازم برای تاسیس و بوجود آمدن یک نوع خاص از علم است.
ادامه مطلب
دربارهٔ علم، نوشته رضا داوری اردکانی، ویراست سوم، صص ۳ تا ۵
مطالب مرتبط
🔘 علم و پژوهش و سیاستهای پژوهشی
#علم
#فلسفه
#فلسفهعلم
@multidisciplinarymedia
138 ·