24 August 2026
Фотография
click to show
click to show
Фотография
click to show
click to show
هرمان کان فیزیکدان و استراتژیست مهم آمریکایی میگفت: نباید بیش از اندازه برای دشمن خطرناک به نظر برسیم که از حس ناامنی برای پایان اضطرابش سراغ شدیدترین گزینه برود. و نتیجهگیری کند که "پایان وحشتناک بهتر از ترس بیپایان است"
بنظر فرار ج.ا به سمت ساخت سلاح اتمی از ترس حوادث آینده و پاسخ اتمی پیشدستانه اسرائیل از ترس ساخت این سلاح به وسیله ج.ا، دقیقا همین نقطه است. (کوتاه در باره هرمان کان)
@Exciton_missile_program 🚀
10.1K · Видео
25.5 MB · click to show
25.5 MB · click to show
🔶 شکوفه گیلاس، راه حلی به سبک ژاپن
🔹 در جریان درگیری های نظامی، فشار ناشی از کمبود منابع و نیاز به یافتن پاسخی فوری برای گشودن گره جنگ، منجر به ظهور سلاح ها و تاکتیک هایی می شود که در شرایط عادی عقلانی محسوب نمی شد و مورد توجه قرار نمی گرفت. معمولا هر چه یک طرف با برتری فزاینده دشمن و کاهش منابع روبرو می شود به ناچار به سمت راهکارهایی خشن تر و پر ریسک تر قدم بر می دارد.
🔹 ژاپن در سال های پایانی جنگ جهانی دوم، نمونه ای قابل توجه از این وضعیت بود. پس از گسترش حملات انتحاری موسوم به کامیکازه و موفقیت نسبی آن، طراحان ژاپنی تلاش کردند این ایده را به یک سلاح تخصصی تر و ارزان قیمت تر تبدیل کنند؛ سلاحی که بتواند با سرعت بسیار بالا و یک کلاهک انفجاری سنگین، به شناورهای آمریکایی حمله کند و آنها را غرق نماید.
🔹 نتیجه این تلاش، Yokosuka MXY7 Ohka بود؛ یک بمب گلایدر انتحاری با قابل کنترل تا لحظه آخر و البته سرنشین دار که در زبان ژاپنی Ohka به معنای شکوفه گیلاس نامیده شد در حالی طرف مقابل یعنی امریکایی ها آن را Baka، به معنای دیوانه نام گذاری کرده بودند.
#Ohka
#ژاپن
@RASTAKHIZ_PERSIAN
2.4K · Видео
8.3 MB · click to show
8.3 MB · click to show
🔶 اوهکا یک هواگرد کوچک و بسیار ساده از جنس چوب بود که برای رسیدن به هدف، به یک هواپیمای حامل وابسته بود. هواپیمای حامل، اوهکا را مانند یک پرتابه تا ۴۰ کیلومتری منطقه عملیاتی می رساند و پس از رهاسازی، خلبان داخل اوهکا، آن را به سمت هدفش هدایت میکرد.
🔹 اوهکا با یک سر جنگی ۱۲۰۰ کیلویی به مراتب تهدیدی سنگین تر از جنگنده های زیرو ژاپن بود و فقط یک برخورد میتواند به کشتی های جنگی امریکایی اسیب شدیدی وارد نماید. این بمب سرنشین دار یک بار مصرف برخلاف زیرو فاقد موتور، آلات دقیق و گران قیمت بود و این برای صنایع ژاپنی به معنای هزینه کمتر، تولید سریع تر و راحت تر بود. خلبانان اوهکا نیز بر خلاف خلبانان زیرو نیاز به اموزش های خاصی نداشتند.
🔹 طرف ژاپنی پس از مدتی متوجه سرعت ناکافی در فاز نهایی و هدف قرار گرفته شدن راحت مدل های اولیه شدند؛ مسئله ای که منجر به تجهیز، Ohka Model 11، به سه موتور راکتی سوخت جامد گردید. خلبان میتوانست در مرحله نهایی، موتورهای راکتی را فعال کند و با یک شیرجه بسیار سریع، سرعت هواگرد را به حدود ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند.
#Ohka
#ژاپن
@RASTAKHIZ_PERSIAN
2.4K · Видео
Kamikaze_Suicide_Bomber_1945_1d693f98_3b71_4d54_beea_a3be3ce · 45.7 MB · click to show
Kamikaze_Suicide_Bomber_1945_1d693f98_3b71_4d54_beea_a3be3ce · 45.7 MB · click to show
🔶 آمریکایی ها بهتدریج روش مقابله با این سلاح ژاپنی را آموختند. آنها متوجه شدند Ohka برد محدودی حدود ۴۰ کیلومتر دارد و توسط Mitsubishi G4M Betty به محدوده نبرد حمل میشود، هواپیمایی که در مقابل جنگنده های امریکایی به شدت آسیب پذیر و کند بود. پس امریکایی ها به جای اینکه تنها منتظر اوهکا بمانند، تلاش هایشان را برای نابودی هواپیمای حامل، پیش از رسیدن به نقطه رهاسازی متمرکز نمودند. این روش، بخش مهمی از مزیت اوهکا را از بین برد؛ زیرا بدون هواپیمای حامل، اوهکا عملاً امکان رسیدن به فاصله مناسب از هدفش را نداشت.
🔹 هرچند اوهکا در برخی حملات توانست خسارت سنگینی ایجاد کند و چندین شناور آمریکایی را هدف قرار دهد. با این حال، تعداد محدود حملات موفق، وابستگی شدید به هواپیمای حامل، در کنار آسیب پذیر بودن این هواپیما ( میتسوبیشی G4M) و ورود دیرهنگام این سلاح به نبرد میان امریکا و ژاپن باعث شد اوهکا نتواند تأثیر راهبردی در جریان جنگ ایجاد نماید.
#Ohka
#ژاپن
@RASTAKHIZ_PERSIAN
2.4K · Видео
WW2_Kamikaze_Attacks_Real_Footage_abc561f7_3a7c_4bcb_be07_8f · 56.5 MB · click to show
WW2_Kamikaze_Attacks_Real_Footage_abc561f7_3a7c_4bcb_be07_8f · 56.5 MB · click to show
🔶 اوهکا در واقع نمونهای جالبی از یک راهحل تاکتیکی در شرایط بحرانی بود. طرف ژاپنی تلاش کرد با ترکیب یک کلاهک بسیار سنگین، سرعت زیاد و هدایت انسانی تا لحظه آخر، احتمال اصابت به اهداف دریایی را افزایش دهند؛ اما این سلاح همزمان وابستگی شدیدی به یک سامانه بزرگتر داشت. در نتیجه، دشمن با هدف قرار دادن همان حلقه آسیب پذیر، یعنی هواپیماس حامل، توانست تا حد زیادی کارایی آن را محدود کند.
🔹 تاریخ اوهکا نشان میدهد که در جنگ، صرفاً قدرتمندتر کردن یک سلاح الزاماً به معنای ایجاد یک مزیت استراتژیک نیست. هر سلاح بخشی از یک زنجیره عملیاتی است و اگر دشمن بتواند یکی از حلقه های ضعیف تر زنجیر را هدف قرار دهد، حتی یک سلاح قدرتمند و یا یک طرح انقلابی و هوشمندانه هم ممکن است بخش قابل توجهی از کارایی خود را از دست بدهد.
#Ohka
#ژاپن
@RASTAKHIZ_PERSIAN
2.5K · ارسطو و افلاطون به روایت کویره (قسمت اول)
چگونه درک ارسطو و افلاطون بر شکلگیری مفاهیم ریاضی و فیزیک تاثیر میگذارد.
الکساندر کویره در مقاله "مکتب ارسطویی و مکتب افلاطونی در فلسفهٔ قرون وسطا" توضیح میدهد که درک افلاطونی یا ارسطویی از جهان، خداوند و علم چه تفاوتهایی دارد.
اگرچه کویره به شکل ویژه و اختصاصی به تفاوت دانش فیزیک و ریاضیات برخاسته از هر دیدگاه نمیپردازد، اما اشارههایی به تفاوت درک این دو دیدگاه از ریاضیات و فیزیک دارد.
در حالیکه بنظر میرسد در علم مدرن درک دکارت و نیوتن و شاگردانشان تا حد زیادی ارسطویی است، اما گویی درک ارسطویی در قرن بیستم با چالشهای جدیتری مواجه میشود.
🔸فلسفه قرون وسطا، چه مسیحی، چه یهودی، چه اسلامی در چارچوب يك دین وحیانی جای میگیرد.
سوای فیلسوفان ابن رشدی، فیلسوف قرون وسطا اهل ایمان است و به همین دلیل برخی از مسائل برایش پیشاپیش حل شده است.
🔸در این دوران همه میدانند که خدا چه باشد چه نباشد، به هر روی یگانه است.
در حالی که افلاطون و ارسطو در شناخت خداوند تقید و الزام خاصی ندارند، فيلسوف قرون وسطا در کل میداند و احتمالا باید بپذیرد که خدایش آفریننده است.
اثبات اینکه خداوند ضرورتا آفریننده هم باید باشد برای فلسفه سخت دشوار و چهبسا ناممکن است.
همین تنش و پیچیدگی در رابطهٔ بین فلسفه و دین یا عقل و ایمان است که زمینهٔ گسترش فلسفهٔ غربی را فراهم میکند.
🔸آثار ارسطو دانشنامهای حقیقی از دانش بشری است.
از طب و ریاضیات که بگذریم همه چیز در آن یافت میشود.
از منطق که اهمیتی بنیادی دارد تا طبیعیات و نجوم و ما بعدالطبیعه و علوم طبیعی و علم النفس و علم اخلاق و علم سیاست.
عجیب نیست که دوره دوم قرون وسطا زیر نفود ارسطو بود و در برابر این هوش بیمانند خیره مانده بود.
🔸آثار ارسطو برای تدریس بسیار مناسب است.
میآموزاند و آموزانده میشود و نیازمند بحث و تفسیر است.
به همین جهت آثار ارسطو به محض ورود در مدرسهها فراگیر شد و به عنوان بنیانگذار علم منطق که شیوه اندیشیدن را تالیف کرده بود، جایش همیشه در مدرسه بود و هیچکس هم نتوانست او را از آنجا براند.
ممنوع کردنها و تکفیرها همه بینتیجه ماند.
نمیشد ارسطو را از معلمان گرفت و به جایش چیز دیگری به ایشان داد و تا آمدن دکارت چیزی نبود که به ایشان داده شود.
به عکس افلاطون را نمیشود به
56 · 29 August 2026
ارسطو و افلاطون به روایت کویره (قسمت دوم)
جان در اندیشه افلاطون
🔸"جان" اساس فلسفه افلاطونی است و هر فلسفهای که بر محور جان استوار باشد نیز فلسفهای افلاطونی است.
افلاطونیِ قرون وسطایی، شیفته جان خویش است.
شیفته این واقعیت که جانی دارد یا به سخن دقیقتر شیفته این واقعیت که خود يك جان است و هنگامی که بنا به حکم سقراط میکوشد که خود را بشناسد، در واقع میکوشد تا جانش را بشناسد و در شناخت جانش است که سعادت خود را مییابد.
جان در نظر افلاطونیِ قرون وسطایی چنان برتر و کاملتر از باقی جهان است که در حقیقت با باقی جهان هیچ نسبتی ندارد و به همین جهت فیلسوف بجای جهان (طبیعت) باید به جان توجه کند چراکه حقیقت در اندرون جان خانه دارد.
اما حقیقت برای افلاطونی قرون وسطایی خود خداست.
حقیقت خداست. پس خود خداست که در جان ما خانه دارد و از خود ما به جانمان نزدیکتر است.
از همین جا میتوان دریافت که چرا افلاطونی قرون وسطایی مشتاق شناخت جان خویش است.
شناختن جان به معنای واقعی کلمه شناخت خداست.
برای افلاطونیِ قرون وسطایی میان خدا و روح هیچ حجاب طبیعی نیست به همین دلیل جان انسانی تصویری از خداست و درست به همین دلیل است که نمیتواند خود را کامل بشناسد.
چنین جانی نمیتواند با تن یگانه باشد و با آن وحدتی ذاتی داشته باشد.
البته جان در تن است اما مانند ناخدایی است که کشتی را میراند اما وجودش به وجود آن وابسته نیست.
برای افلاطونی قرون وسطایی انسان چیزی جز جانی جاودان در تنی فانی نیست.
جان تن را به کار میگیرد، اما از آن جداست و تن بیشتر مزاحم جان است تا یاور آن.
اندیشه و اراده تنها از جان بر میآید.
از دیدگاه افلاطونی نباید گفت انسان میاندیشد بلکه جان است که میاندیشد و حقیقت را در مییابد و در این راه تن ارزشی ندارد بلکه به عکس همچون حجابی میان او و حقیقت میایستد.
🔸جان برای شناختن نیازی به تن ندارد و خود را یکراست و بیواسطه در مییابد.
البته نمیتواند ذاتِ خود را یکسره بشناسد ولی وجود خودش برایش از هر چیز دیگری در جهان آشکارتر است.
یقینِ جان نسبت به خویش یعنی شناخت بیواسطه جان از خودش ویژگی اندیشه افلاطونی است.
جان تنها به شناخت خود محدود نمیماند چرا که با شناخت خود کم و بیش خدا را نیز میشناسد چون خود تصویری از خداست و در پرتو نور یزدانی که بر او میتابد همه چیزهای دیگر ر
133 · ارسطو و افلاطون به روایت کویره (قسمت سوم)
برهان و دانش در اندیشه افلاطون
🔸چون دانش از جان سرچشمه میگیرد، جان بر همهٔ وجوه اندیشه اثر میگذارد و دلایل وجود خدا که مسأله اصلى قرون وسطا است در این مکتب دگرگون میشود.
فیلسوفان هم از دلایلی استفاده میکنند که از وجود آفریده به اثبات وجود آفریدگار میرسد و هم از دلایلی که از نظم حاکم بر جهان، وجود ناظم را نتیجه میگیرد اما این دلایل ذهن افلاطونی قرون وسطایی را راضی نمیکند.
برهان واقعی نباید از جهان مادی شروع شود چرا که برای افلاطونی این جهان صرفا بازتابی ناقص از شکوه و جلال خداوند است.
از دیدگاه افلاطونی دركِ خدا همچون آفریدگار جهان مادی، درکی پیش پا افتاده است.
برهان شایسته باید از واقعیاتی بسیار ژرفتر و استوارتر یعنی از واقعیت جان و ایدههای الهی آغاز کند.
از آنجا که بازتاب ایدههای الهی در جان است میتوان گفت که برای افلاطونیِ قرون وسطایی، سفر به سوی خداوند همیشه از جان میگذرد.
برهان افلاطونی از وجود حقیقتهای پاره پاره و جزئی و ناتمام، وجود يك حقيقت مطلق و بیکران را نتیجه میگیرد.
از دیدگاه افلاطونی باید خدای بیکران را بصورت کمال مطلق، حقیقتِ مطلق و یا وجود مطلق شناخت.
کافی است ایده خدا را که در جان خود مییابیم به دقت بررسی کنیم تا بدون واسطه ببینیم که خدا، یعنی کمال مطلق نمیتواند وجود نداشته باشد.
🔸تقدم جان، جهان ایدههای الهی، اشراق باوری و اعتقاد به اینکه که ایدههای الهی در فطرت انسان جای دارند، اساس اندیشه افلاطونی است.
اینکه جهان مادی بازتاب کمرنگی از حقیقت ایدههای الهی است، دانش پیشاپیش در نهاد ما قرار داده شده است و باید کشف شود و باور به ریاضیات، خطوط اصلی اندیشه افلاطونی در قرون وسطا است.
ادامه مطلب
مکتب ارسطویی و مکتب افلاطونی در فلسفهٔ قرون وسطا، نوشته الکساندر کویره، ترجمه داریوش آشوری و همایون فولادپور
مطالب مرتبط
🔘ارسطو و افلاطون به روایت کویره قسمت اول و دوم
🔘 فلسفهٔ مکانیکی دکارتی و سنّت افلاطونی-فیثاغورسی
🔘 خدای روزهای کار و خدای روزهای تعطیل
🔘 تاریخ مکانیک
🔘گذار از جهان بسته به کیهان بیکران
#علم
#فلسفه
#تاریخعلم
#فلسفهعلم
#کویره
@multidisciplinarymedia
131 · ارسطو و افلاطون به روایت کویره (قسمت چهارم)
اندیشه ارسطو در قرون وسطا
🔸اندیشه افلاطونی قرون وسطا با اندیشه خود افلاطون یکی نبود و با آن فاصله بسیار داشت.
به همان نحو اندیشهٔ ارسطویی نیز حتی نزد ابن رشد و ابن سینا یا قدیس آلبرت كبير یا سن توماس آکویناس همان اندیشه ارسطو نبود چون در جهان قرون وسطی میدانستند که خدا یکی است و نمیتواند بیش از یکی باشد.
این البته طبیعی است. نظریهها در طول زندگی تاریخیشان دگرگون میشوند.
نوشته های ارسطو، نخست از اسپانیا به صورت ترجمه هایی از ترجمه عربی و سپس به صورت ترجمههای مستقیم از یونانی در طول قرن سیزدهم و یا شاید هم حدوداً اواخر قرن دوازدهم به غرب رسید.
در سال ۱۲۱۰، کلیسا خواندن طبیعیات ارسطو، یعنی آموزش آن را ممنوع کرد و این نشان میدهد از آشنایی با آثار ارسطو آن قدر گذشته بود که آثار زیانبار آموزشش روشن شده باشد.
این ممنوعیت تنها روی کاغذ ماند و آثار ارسطو در مدارس گسترش یافت که نشان میدهد محیط رشد اندیشههای ارسطو ارسطو همان محیط رشد اندیشههای افلاطون نیست.
روی سخن اندیشههای ارسطو در دانشگاهها با کسانی است که تشنه دانشاند.
این اندیشه پیش از آن که حتی عنوان فلسفه به آن داده شود، علم است.
نه به دلیل هماهنگی با يك اندیشه دینی بلکه به عنوان دانش علمی مورد توجه واقع میشود.
🔸اندیشه ارسطویی در آغاز با باورهای روحانی مسیحی یا مسلمان مؤمن تضاد پیدا میکند و نظریههایش مانند اینکه جهان آغازی ندارد و همیشه وجود داشته است، با حقایق دینی و حتی با مفهوم خدای خالق سازگار نیست.
به همین دلیل میتوان فهمید که چرا مراجع دینی همه جا ارسطو را محکوم میکردند و چرا فیلسوفان قرون وسطا مجبور بودند اندیشههای او را در جهتی همخوان با احکام دینی تفسیر کنند.
کوششی که ابنسینا تنها تا حدودی در آن موفق شد اما سنت توماس آن را با درخشش تمام به انجام رساند.
اندیشه ارسطو که بدست آکویناس مسیحی شده بود، بنیان آموزش غرب شد.
اندیشه ارسطویی را میل دانش علمی یعنی شور مطالعه پیش میبرد اما موضوع مطالعهٔ آن نه جان، بلکه جهان و طبیعت است.
برای ارسطویی جهان بازتابی ناقص از کمال الهی و یا کتابی نمادین از رموز الهی نیست بلکه جهان به خودش متکی است و نظم و سلسله مراتب پایدار و استوار ویژه خودش را دارد و حتی هستیاش از آن خودش است.
البته برای ارسطویی قرون وس
145 · 2 September 2026
ارسطو و افلاطون به روایت کویره (قسمت پنجم)
🔸اندیشمند ارسطویی جان دارد اما او نه فقط يك جان، بلکه يك انسان است و پاسخش به پرسش «انسان چیست؟» با پاسخ افلاطونی تفاوت بسیار دارد.
انسان، جانی جاودان که در یک جسم فانی اسیر شده نیست.
این دیدگاه یگانگی انسان را از بین میبرد.
اندیشه ارسطویی انسان را حیوانی ناطق و فانی میداند که متفاوت با جهان و برتر از آن نیست.
انسان طبعی در میان طبایع دیگر است که در نظام مراتب جهان جای خود را دارد. جایگاه انسان بالا اما به هر حال درون جهان است و برتر از جهان نیست.
همان قدر که فلسفه افلاطونی بر مفهوم جان استوار است، فلسفه ارسطویی بر مفهوم طبیعت تکیه دارد.
طبیعت انسان به تن و جان اهمیت یکسان میدهد و این دو باهم یگانهاند و کارهای انسان ترکیبی از تن و جان است.
تن عامل ضروری هر کاری است و اگر تن را از انسان بگیرند دیگر انسان نیست و بدون تن انسان ناقص و ناتمام است.
جان هم صورت جسمی است که دارای حیات است.
دیدگاه افلاطونی جان را چنان کامل تعریف میکند که جاودانگی آن به آسانی ثابت میشود اما برای ارسطویی اثبات جاودانگی کار آسانی نیست.
از دیدگاه ارسطویی کردار ویژه انسان یعنی اندیشه، تمامی طبیعتش یعنی هم جان و هم تنش را به کار میگیرد.
🔸اندیشهٔ بشری با ادراك اشياء مادی و از راه ادراک حسی آغاز میشود.
این ادراک يك مرحله ضروری و جدایی ناپذیر از اندیشه است. اشیاء مادی و محسوس، قلمرو ویژه شناخت انسانی هستند.
بدون ادراک حسی، علمی وجود ندارد.
البته انسان محدود به ادراک حسی نیست و آن را پرورش میدهد.
تخیل و حافظه باعث میشوند تا انسان برای کسب علم و شناخت، محدود به حضور یک جسم مادی نباشد.
به کمک عقل، صورت شیء مادی از مادهٔ آن جدا میشود و با قوه تجرید و انتزاع، علم بدست میآید و از حیوانات متمایز میشویم.
اندیشهٔ مجردِ علم با ادراک حسی فاصله دارد اما با آن پیوند دارد.
هر چه در عقل وجود دارد ابتدا در ادراک حسی بوده و به همین دلیل موجودات روحانی دستکم بصورت مستقیم در دسترس اندیشهٔ بشری نیستند و نمیتوان جز از راه استدلال به آنها رسید.
این نکته دربارهٔ همهٔ موجودات روحانی از جمله جانِ انسانی صادق است.
جان در اندیشهٔ افلاطونی بیواسطه خود را میشناسد اما در اندیشهٔ ارسطویی تنها از راه استدلال خود را میشناسد.
🔸اندیشه ارسطویی تنها از راه استدلالِ علت
135 · 3 September 2026
ارسطو و افلاطون به روایت کویره (قسمت ششم)
🔸اندیشهٔ ارسطویی قرونِ وسطا دقیقا همان اندیشهٔ ارسطو نیست.
مفهوم دینیِ خدای خالق یعنی خدای بیکران در آن پررنگ است.
با این همه باز آنقدر به ارسطو فادار هست که با نظریههای افلاطونیِ قرون وسطایی به تندی مخالفت کند.
🔸اندیشهٔ ارسطویی میپذیرد که در روح خدا ایدههایی بدون آغاز و ازلی وجود دارند اما این ایدهها الاهیاند و ایدههای ما نیستند و هیچ نوری از آنها به ما نمیرسد.
ما برای روشن شدن، نورِ عقلِ خود را داریم که متعلق به ماست.
البته این نور نیز چون هر چیز دیگر از خدا به ما رسیده است اما عقل ما آینهای نیست که نور خدا را باز بتاباند بلکه چراغی است که خدا در ما برافروخته است؛
چراغی که دیگر نور خودش را دارد و این نور از هر نظر کافی است تا وجود يك خدای آفریننده را اثبات کند اما برای شناخت حقیقی خداوند کافی نیست.
🔸استدلالهای افلاطونی تنها براى يک وجود روحانیِ ناب مانند فرشتگان ارزشمند است یعنی برای وجودی که ایده خدا را داشته باشد اما برای ما که آن ایده را نداریم به هیچ نمیارزد.
در اندیشهٔ ارسطویی طبیعت بشری، اندیشه بشری و کردار بشری، طبیعت، اندیشه و کردار يك موجود مرکب است.
موجودی که جانش با تنش پیوند خیلی نزديكی دارد و كم و بيش جدایی ناپذیر است.
🔸اگرچه تفکر ارسطویی به اندیشه خیلی اهمیت میدهد اما درکش از آن با درک افلاطون فرق دارد.
در دیدگاه ارسطویی اندیشه بر اساس ادراک حسی به زحمت و با کندی شکل میگیرد و به همین دلیل قابل احترام است.
این كه يك موجود مرکب از تن و جان میتواند به اندیشه واقعی برسد و به حقیقتِ علمی و حتی مابعدالطبیعی دست یابد، بسیار شگفتانگیز است.
از دیدگاه ارسطویی اندیشه ذاتِ خداست و خدای او اندیشه ناب است.
در انسان نیز اندیشه چیزی است خدایی که هر قدر متکی به ادراک حسی باشد، در مرحلهای از عالم حس فراتر میرود.
اندیشهای که قانونهای ذاتی وجود را درمییابد و بیان میکند مشغول فعالیتی معنوی و روحانی است.
پرسش این است که چگونه يك موجود انسانی میتواند چنین فعالیت روحانی برتر از ماده را انجام دهد؟
ارسطو به این پرسش اساسی پاسخ روشنی نمیدهد تنها میگوید که عقل فعال، ناب و جاودان است و از جای دیگر به ما میرسد.
در اندیشهٔ ما يك عنصر عملکننده و يك عنصر پذیرنده وجود دارد و بنظر ارسطو ما دو نوع عقل داریم
110 · 4 September 2026
ارسطو و افلاطون به روایت کویره (قسمت هفتم)
🔸ابنسینا این نتیجه که جان جاودان نیست و با مرگ پایان مییابد را نمیپذیرد.
در نظر او اندیشیدن امری خدایی است و صرف اندیشیدن و آموختن و فهمیدن و رسیدن به دانایی و حقیقت، عقل منفعل را به عقل مكتسب تبدیل میکند و این عقل پس از مرگ تن باقی میماند و تا ابد به اندیشیدن دربارهٔ حقایقی که در زمان زندگی از آن خود کرده بود، ادامه میدهد.
در این دیدگاه دانش مدرسهای به ویژه فلسفه، به خوشبختی و جاودانگی میانجامد.
ابنسینا از پذیرش نتایج اصولی که خود وضع کرده میهراسد و راهحلی که برای جاودانگی جان ارائه میکند با اصول خودش سازگار نیست به همین دلیل ابنرشد این نتایج را نمیپذیرد.
به نظر او این حقیقت که عقل بشری، فردی و شخصی نیست و یگانه است، با جاودانگی سازگار نیست.
انسان مانند سایر حیوانات در ذات خود فانی است.
انسان در دیدگاه ارسطویی حیوانی ناطق و فانیست.
موجودی که در جهان زندگی میکند و سرنوشت خود را رقم میزند.
سوال این است که انسان در جهان چه باید بکند؟
پاسخ ارسطویی این است که بهتر از همه آن است که در حد توان به علم یعنی به فلسفه بپردازد درست به این دلیل که اندیشه والاترین فعالیت است و اندیشه ورزی ما را به نابترین و ژرفترین خشنودیها میرساند.
مكتب ابن رشدی کوشش نیرومندی برای غیر دینی کردن زندگی روحانی و نفی کمابیش سرپوشیده جزئیات دینی است اما به همین جا ختم نمیشود.
اندیشه ابنرشدی (پیرو ارسطو) از دیدگاهی فلسفی فردیت روحانی را نفی میکند و وحدت و یگانگی انسان را درهم میشکند.
🔸در مکتب افلاطونی انسان نمیاندیشد بلکه جان است که میاندیشید و وجود انسان دوپاره میشود و جان جدا از تن در نظر گرفته میشود اما دست کم جان من که میاندیشد، جانِ خودِ من است در حالی که برای ابنرشدی این دیگر من نیستم که میاندیشم.
حتی جان من هم نمیاندیشد بلکه عقل فعال، یعنی عقل غیر شخصی و مشترک میان همگان است که در من میاندیشد.
این نتیجه برای یک مکتب انسان باور کمی عجیب است که سرانجام آنچه را که بنیادِ ذات انسان و اساس شأن او میداند (اندیشه) را از او میگیرد.
میتوان فهمید که چرا قدیس توماس در برابر این مکتب ایستاد.
مبارزه او نه فقط بخاطر ایمان که بخاطر عقل نیز بود چرا که برای توماس فلسفه ابنرشد نه تنها يك فلسفه کفرآمیز که یک فلسفه بد است.
پاسخ
99 · فهرست مطالب فلسفهٔ ریاضیات
🔘 چرا فلسفههای سهگانهٔ مشهور ریاضی مهم هستند؟
🔘 بیایید فلسفهٔ ریاضی تدریس کنیم! (خلاصه مقاله)
🔘 بیایید فلسفهٔ ریاضی تدریس کنیم! (اصل مقاله)
🔘 فضا چیست؟ خدای روزهای کار و خدای روزهای تعطیل قسمتهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم و نهم و دهم
🔘 بحرانی در ریاضیات قسمتهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم
🔘 نظریه مجموعهها در فرانسه قسمتهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم و نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم و سیزدهم و چهاردهم
🔘 ساختارگرایی در فلسفهٔ ریاضی معاصر
🔘 ریاضیات قرن بیستم
🔘 گشتی در گلستان جانی فوننویمان
🔘 جان فوننویمان
🔘 نامگذاری بر بینهایتها
🔘 سرگذشت ریاضیات (معرفی کتاب)
🔘 سرگذشت ریاضیات (متن کتاب)
🔘 جامعهشناسی اثبات ریاضی
🔘 متناهی و نامتناهی در اندیشه نیکولای کوزایی
🔘 دو چهرگی ریاضیات
🔘 تجربی و عینی یا مجرد و ذهنی؟
🔘 دقت ریاضی مستقل از تجارب انسانی نیست
🔘 جایگاه زیباییشناسی در ریاضیات
🔘 بحران ریاضیاتی سازی علم در اندیشه هوسرل
🔘 چه اتفاقی برای علم افتاد؟
🔘 چگونه علم مدرن کمّی و ریاضی شد
🔘 پدیدارشناسی و نقد علم مدرن
🔘 کورت گودل
🔘 ادموند هوسرل
🔘 تجاهل بورباکی
🔘 ریاضیات فرانسه در قرن بیستم
🔘 چرا حلقه بورباکی گودل را نادیده گرفت؟ (قسمت اول) و (قسمت دوم)
🔘 از حساب تا هندسه: ذات دوگانه ریاضیات و شکست وحدتگرایی (قسمت اول) و (قسمت دوم)
🔘 مکتب ریاضیاتی برلین و مکتب ریاضیاتی گوتینگن
🔘 ریاضیدانان نامی
🔘 عدد، زبان علم
🔘 مساله پیوستار کانتور چیست؟
🔘 فرضیه پیوستار
🔘 چگونه مساله را حل کنیم
🔘 گفت و شنودهایی در ریاضیات
🔘 ریاضیات چیست؟ (معرفی کتاب)
🔘 ریاضیات چیست؟ (متن کتاب)
🔘 کتاب هانری پوانکاره
🔘 تحول مفاهیم فضا و تقارن
🔘 کانتور و نظریه مجموعهها
🔘 درآمدی بر فلسفه ریاضی معاصر (معرفی کتاب)
🔘 درآمدی بر فلسفه ریاضی معاصر(فهرست کتاب)
🔘رابرت براون
🔘 فلسفهٔ ریاضیات: آشنایی با دنیای امروزی برهانها و تصویرها
#علم
#ریاضیات
#فلسفهریاضیات
<Back
@multidisciplinarymedia
715 · 5 September 2026
Фотография
click to show
click to show
عنوان: دربارهٔ علم (ویراست سوم)
نویسنده: رضا داوری اردکانی
ناشر: هرمس
🔸بخش اول پیرامون علم و تکنولوژی و توسعه و بخش دوم تفکر دربارهٔ علم است.
مقالات این کتاب رابطه علم را با زمینههای اجتماعی و تاریخی بررسی میکند.
فهرست کتاب
مطالب مرتبط
🔘 دشواریهای راه علم قسمتهای اول
🔘 علم و پژوهش و سیاستهای پژوهشی
#علم
#فلسفه
#فلسفهعلم
@multidisciplinarymedia
126 · Фотография
click to show
click to show
رضا داوری اردکانی ( _۱۳۱۲)
فیلسوف و اندیشمند ایرانی و استاد ممتاز دانشگاه تهران، استاد بازنشسته گروه فلسفه دانشگاه تهران و عضو پیوسته فرهنگستان علوم از سال ۱۳۶۸ است که از سال ۱۳۷۷ تا مرداد ۱۴۰۲، ریاست فرهنگستان علوم را بر عهده داشته است.
مطالب مرتبط
🔘 دربارهٔ علم
🔘 دشواریهای راه علم
🔘 علم و پژوهش و سیاستهای پژوهشی
#علم
#فلسفه
@multidisciplinarymedi
140 · دشواریهای راه علم (قسمت اول)
فلسفهٔ علم چیست؟
🔸فلسفهٔ علم محدود به یک حوزه فلسفی مثل فلسفه تحصلی یا فلسفه تحلیلی نیست و تنها با ملاکهای روششناسی هم نمیتوان حد و حدود علم را معین کرد.
آن فلسفهٔ علم که از زمان ماخ و به اعتباری از قرن هیجدهم پدید آمده و به فلسفه علم رسمی بدل شده است، صورت سطحی فلسفهٔ علم است و نباید فلسفهٔ علم را در آن محدود و محصور کرد.
در فلسفهٔ علم علاوه بر تحقیق دربارهٔ ماهیت احکام و قضایای علمی باید پرسید که ریشه علم کجاست و چگونه این علم رشد کرده و توسعه یافتهاست و چه آثاری داشته است و اکنون در چه شرایطی است و مسیر آیندهاش چگونه است.
در فلسفه همیشه این امکان بوده که دربارهٔ ماهیت علم بحث شود اما تا وقتی که علم جدید پدید نیامده بود، این بحث مطرح نشد.
🔸وقتی از علم جدید صحبت میکنیم، در حقیقت به یکی از مسائل اصلی فلسفهٔ علم توجه کردهایم و متوجه شدهایم که علم جدید چیزی متفاوت با علم قدیم است.
این تفاوت چیست و ریشه آن کجاست؟
اگر اینها را میدانیم نه فقط علم قدیم را میشناسیم بلکه از محدودیتهای علم جدید نیز باخبریم.
در درس فلسفهٔ علم بیشتر وقت خود را صرف تعریف دقیق علم و ملاکهای جداکردن علم از غیر علم میکنند اما کمتر توجه میکنند که آنچه در زمان ما علم خوانده میشود از کجا و چگونه پدید آمده و چه شأن و مقامی پیدا کرده و در زندگی مردمان چه اثری داشته و اکنون چه وضعی دارد و به کجا میرود.
البته کوشش برای تشخیص علم از غیر علم جزو فلسفهٔ علم است اما نباید وظیفه اصلی فلسفهٔ علم باشد.
در فلسفهٔ علم از ماهیت علم بحث میشود.
اینکه گفته شود بحث دربارهٔ ماهیت علم ذات گرایی است، حرف بیجایی است.
البته رسیدن به ذات چیزها چنانکه افلاطون و ارسطو گفتهاند آسان نیست اما این دشواری جوازی برای جاهلان نیست که بگویند دربارهٔ ذات نباید بحث کرد.
منظور از ذات و حقیقت علم تعریف دقیق آن نیست بلکه منظور کشف و درک تاریخ و نحوهٔ بوجود آمدن علم در جهان و نسبت آن با آینده است.
البته این یک تحقیق فلسفی است و فراتر از مطالعات روششناسی در علم است.
شاید برخی که صرفاً در محدودهٔ روششناسی پژوهش میکنند طرح این قبیل مسائل را غیر علمی بدانند ولی مگر میشود با روش علمی درباره علم تحقیق کرد و اگر بشود آن تحقیق دیگر علم است و فلسفه نیست.
تحقیق با روش علمی دربارهٔ علم اگر
138 · 11 September 2026
نابرابری در نوین رسانه
نابرابری در توزیع ثروت در جهان یک چالش بسیار مهم قرن بیست و یکم است.
فهرست مطالب زیر نگاهی گذرا و کلی به وضعیت نابرابری در جهان و اثرات و عواقب آن است.
🔘 سرمایهداری کرونا ویروسی
🔘 نابرابری جوهره سیاستگذاری در قرن پیش رو
🔘 شدت نابرابری در جهان
🔘 ثروت ۲۶ نفر معادل دارایی نیمی از مردم جهان
🔘 پول بدون پشتوانه (فیات) چیست؟
🔘 شاخص نابرابری قدرت خرید
🔘 پولدارتر شدن پولدارها از جیب طبقه متوسط
🔘 هرم جهانی ثروت در سال ٢٠١٨
🔘 آیا ثروتمندان افرادی با درآمد بالاتر هستند؟
🔘 نابرابری زیستمحیطی
🔘 هشت ثروتمند جهان
🔘 مراکز ثقل درآمد جهانی
🔘 چرا ثروتمندان، ثروتمندتر میشوند؟
🔘 نابرابری درآمد دهکها در ایران
🔘 رشد سرسام آور درآمد مدیران
🔘 کاهش مالیات ثروتمندان در امریکا
🔘 انقلاب صنعتی چهارم و تشدید نابرابری
🔘 تهدیدهای جهانی
🔘 شش واقعیت تکاندهنده دربارۀ نابرابری
🔘 شکاف ثروت در جهان
🔘 اختلاف درآمد مردان به زنان
#نابرابری
@multidisciplinarymedia
89 · Фотография
click to show
click to show
عنوان: علم و پژوهش و سیاستهای پژوهشی (ویراست جدید)
نویسنده: رضا داوری اردکانی
ناشر: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
چاپ دوم: ۱۳۸۹
مطالب مرتبط
🔘 فهرست کتاب
🔘 دربارهٔ علم
🔘 دشواریهای راه علم
#علم
#فلسفه
#فلسفهعلم
@multidisciplinarymedi
89 · فناوری زیستی در نوین رسانه
فناوری زیستی از مسائل بسیار مهم قرن بیست و یکم است که چالشها و بحثهای مفصلی پیرامون آینده این فناوری را بوجود آورده است.
فهرست مطالب زیر نگاهی گذرا و کلی به فناوری زیستی دارد.
🔘 کریسپر و مسوولیت ما
🔘 ادغام فناوری اطلاعاتی با فناوری زیستی
🔘 ایدز و فناوری زیستی
🔘 کدشکن
🔘 جنیفر دودنا
🔘 امانوئل شرپانتیه
🔘 معرفی کتاب کدشکن
#فناوریزیستی
@multidisciplinarymedia
94 · 12 September 2026
دشواریهای راه علم (قسمت دوم)
شرایط پیشرفت علمی کشور چیست؟
🔸اگر در کشوری بخواهند وضعیت علم را بسنجند، باید کارهای پژوهشی دانشمندان را بررسی کنند و با کار دانشمندان جاهای دیگر مقایسه کنند.
این سنجش اگر صرفا کمّی نباشد و محدود به شمارش مقالات نباشد، پیشرفت یا رکود در امر پژوهش را نشان میدهد.
سنجش و گزارش کارهای علمی و پژوهشی نه علمی است و نه فلسفی بلکه کاری اداری است.
جامعهشناسان میتوانند از این اطلاعات استفاده کنند و اگر ببینند علم نشاط کافی ندارد و پژوهش جدی صورت نمیگیرد یا پژوهشها بیشتر ظاهری و برای کسب افتخار است، میتوانند به بررسی علل و عوامل پدید آمدن این وضع بپردازند.
افزایش تعداد مقالات میتواند یکی از ملاکها برای فهمیدن پیشرفت یا رکود علم باشد اما باید ملاکی برای تشخیص اعتبار مقالات وجود داشته باشد.
اینکه مقاله در کدام مجله چاپ شده است ملاک معتبر یا دقیقی نیست.
مجلات علمی پژوهشی هر مقالهای را چاپ نمیکنند اما اگر عرصهٔ علم و پژوهش میدان مسابقه مقاله نویسی شود، تعداد مجلات هم افزایش مییابد.
در این وضع اگر تعداد مقالات افزایش هم یافت باید دید که آن مقالات در توسعه و آینده علمی کشور چه جایگاهی دارند و با علم و پژوهش در جهان چه نسبتی دارند.
آنچه مهم است پرسش داشتن و در طلب دانش بودن و رغبت به پژوهش است و با اینهاست که علم رونق پیدا میکند و اگر علم رونق پیدا کند، تعداد مقالات هم افزایش مییابد.
باغبانی که به درخت و زمین و آب توجه دارد میوه خوب میچیند اما اگر درخت را از یاد ببرد و جز به میوه نیندیشد، میوه مرغوب به دست نمیآورد.
اگر مسئولان سیاسی کشور و حتی تدوین کنندگان سیاست علمی به افتخارات جهانی بیندیشند و تدابیری برای بالا بردن رتبه علمی کشور اتخاذ کنند باید به آنان حق داد اما وظیفه دانشمند پژوهش است و ملاک دانش او صرفا تعداد مقالاتش نیست زیرا ممکن است کسی یک مقاله یا کتاب بنویسد و انقلابی بزرگ در علم پدید آورد.
در شرایط کنونی بعضی دانشمندان نگاه علمی را رها کرده و مانند سیاستمداران به علم به چشم قدرت نگاه میکنند.
مدیران و سیاستمداران طبیعی است که به آمار و تعداد کتابها و مقالات توجه کنند ولی دانشمند باید به محتوا بنگرد و به صرف اینکه کسی صدها مقاله نوشته در مورد دانش او حکم نکند و مخصوصاً توجه داشته باشد که گرچه دانشمندانِ پرنویس جزو مس
106 · 13 September 2026
فهرست مطالب فلسفه علم
فلسفه ریاضیات
فلسفه فیزیک
🔘 متعلمان عصر جدید
🔘 توماس کوون
🔘 زندگینامه کوون
🔘 ساختار انقلابهای علمی
🔘 تاریخ پیدایش علم جدید
🔘 آرتور برت
🔘 متن کتاب مبانی مابعدالطبیعی علوم نوین
🔘 سید حسین نصر
🔘 نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت
🔘 متن کتاب نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت
🔘 حلقه وین
🔘 اثبات گرایی
🔘 بحران ریاضیاتی سازی علم در اندیشه هوسرل
🔘 چه اتفاقی برای علم افتاد؟
🔘 چگونه علم مدرن کمّی و ریاضی شد
🔘 پدیدارشناسی و نقد علم مدرن
🔘 فلسفهٔ مکانیکی دکارتی و سنّت افلاطونی-فیثاغورسی
🔘 فضا چیست؟ خدای روزهای کار و خدای روزهای تعطیل قسمتهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم و نهم و دهم
🔘 اگوست کُنت قسمتهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم
🔘 الکساندر کویره
🔘 نقش کویره در تاریخ علم قسمت اول و دوم و سوم
🔘 گذار از جهان بسته به کیهان بیکران
🔘 مکتب ارسطویی و مکتب افلاطونی در فلسفهٔ قرون وسطا
🔘 ارسطو و افلاطون به روایت کویره قسمت اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم
🔘 دشواریهای راه علم قسمتهای اول و دوم
🔘 دربارهٔ علم
🔘 علم و پژوهش و سیاستهای پژوهشی
#فلسفهعلم
<Back
@multidisciplinarymedia
113 · 19 September 2026
پئانو و ریاضیات صوری
جوزپه پِئانو در نامهای به فلیکس کلاین نوشت: "هدف از منطقِ ریاضی، تحلیلِ ایدهها و استدلالهایی است که بهطور ویژه در علومِ ریاضی نمود پیدا میکنند."
این جمله کوتاه اما بهغایت بنیادین، یکی از مهمترین بیانیههای تاریخی در گذار از «ریاضیات کلاسیک و شهودی» به «ریاضیات مدرن و صوری (Formal)» است.
جوزپه پِئانو، ریاضیدان ایتالیایی، در این نامه به فلیکس کلاین (غولِ هندسه و از تأثیرگذارترین چهرههای ریاضیات آلمان)، در حالِ ترسیمِ چشماندازِ یک انقلابِ فکری بود.
انقلابی که قرار بود ماهیتِ خودِ ریاضیات را برای همیشه دگرگون کند.
۱. بازتعریفِ مرزهای منطق: تا پیش از پِئانو و همعصرانش (مانند فرگه و بول)، «منطق» عمدتاً شاخهای از فلسفه (منطق ارسطویی) یا بازیهایی با جبرِ ساده (جبر بولی) تلقی میشد اما پِئانو در این جمله، مأموریتی بسیار عظیمتر و جسورانهتر برای منطق تعریف میکند: «کالبدشکافیِ خودِ ریاضیات».
او معتقد بود که زبانِ طبیعی (مانند ایتالیایی، آلمانی یا فرانسوی) برای بیانِ مفاهیمِ دقیقِ ریاضی، ذاتاً مبهم، نارسا و مستعدِ خطا است بنابراین، منطقِ ریاضی نباید صرفاً ابزاری برای استدلالهای فلسفی باشد، بلکه باید به یک «زبانِ نمادینِ بینقص» (Ideography) تبدیل شود که بتوان با آن، ساختارِ درونیِ قضایا و اثباتهای ریاضی را تجزیه و تحلیل کرد.
۲. تقابلِ شهود و صوریسازی (چرا کلاین؟): انتخابِ فلیکس کلاین به عنوان مخاطبِ این نامه، از نظر تاریخی بسیار نمادین است.
کلاین، معمارِ «برنامه ارلانگن» و از پیشگامانِ هندسه، نمایندهٔ نسلی از ریاضیدانان بود که بهشدت به «شهودِ هندسی» (Geometric Intuition) و تجسمِ فضایی تکیه داشتند.
در مقابل، پِئانو پرچمدارِ «صوریسازی» (Formalization) و تجردِ محض بود.
پِئانو پنج سال پیش از این نامه (در ۱۸۸۹)، «اصول موضوعه پِئانو» را برای اعداد طبیعی منتشر کرده بود و نشان داده بود که چگونه میتوان کلِ ساختارِ حساب را تنها با چند نمادِ منطقی و اصل موضوع، بدونِ نیاز به هیچگونه شهودِ پیشینی، بنا نهاد.
او با این نامه در حالِ متقاعد کردنِ جامعهٔ ریاضیِ آلمان بود که آیندهٔ ریاضیات، نه در ترسیمِ اشکالِ هندسی، بلکه در دستکاریِ نمادهای منطقی نهفته است.
۳. میراثِ نمادها و زبانِ مشترک: پِئانو برای تحققِ این هدف، دست به ابداع و استاند
63 ·