شریعتی؛ مخالف حکومت روحانیون یا یکی از زمینهسازان سیاست دینی؟
پاسخ کانال آنتیپوپولیسم آنتیفاشیسم به نقدها و پرسش و پاسخ های دوستان درباره شریعتی :
https://t.me/populismir/21558
🔥دوستان آگاه و فرهیخته و آزاد عزیز کانال،
همچون پوپولیست ها تلاش کنیم از کلی گویی و فرافکنی دوری کنیم
و نکته به نکته به مطلب و پاسخ یکدیگر پاسخ دهیم تا پیشرفت حاصل شود و در پایان درجا نزنیم 🙏
اولا چرا به تحلیل های کانال درباره شریعتی پاسخ و نقد نکنه به نکته نکردید ؟
دوما پاسخ نکته به نکته شما را در کانال منتشر میکنیم تا شاید پیشرفت های لازمه بدور از دگم سازی از شریعتی و دیگران حاصل شود 🙏❤️🔥
🔥وارد دعوای «شریعتی طرفدار خمینی بود یا نبود» نمیشویم : این دعوا بیش از حد شخصمحور است و مسئله اصلی ما را از بین میبرد.
اتفاقاً طرفین بحث که هردو شناخت بسیار خوبی از شریعتی دارند، بخشی از واقعیت را میگویند:
شریعتی هم نقد بسیار تندی از روحانیت و «حکومت مذهبی» دارد، و هم در مقاطعی نسبت به خمینی و مفهوم «امامت» موضعی بسیار مثبت داشته است.
مسئله مهم این است که این دو را چگونه در یک دستگاه فکری واحد توضیح دهیم؟
شریعتی؛ مخالف حکومت روحانیون یا یکی از زمینهسازان سیاست دینی؟
در ادامه بحثهای آزاد درباره علی شریعتی، پاسخهای دوستان نشان میدهد که هنوز یک خطای مهم در حال تکرار است:
یا باید شریعتی را مخالف جمهوری اسلامی بدانیم، یا باید او را مسئول جمهوری اسلامی بدانیم.
اما تاریخ به این سادگی نیست.
مسئله دقیقتر این است:
آیا اندیشه شریعتی با وجود نقد روحانیت، عناصر فکریای داشت که میتوانستند در شرایط انقلابی به نفع سیاست دینی و حکومت ایدئولوژیک مورد استفاده قرار گیرند؟
پاسخ: بله.
اما این با ادعای «شریعتی طراح جمهوری اسلامی بود» تفاوت اساسی دارد.
۱. نخست یک نکته را روشن کنیم: شریعتی واقعاً حکومت روحانیون را نقد کرده بود
نقل قولی که در این بحث آورده شده، واقعی و مهم است.
شریعتی در مذهب علیه مذهب درباره «حکومت مذهبی» مینویسد:
«حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت.»
و سپس هشدار میدهد که چنین حکومتی میتواند به استبداد منجر شود، زیرا حاکم مذهبی خود را به نمایندگی از خدا تصور میکند و خود را پاسخگو به مردم نمیداند. (📚مجموعه آثار ۲۲، مذهب علیه مذهب)
بنابراین ادعای اینکه:
«شریعتی از ا