Ссылка
click to show
click to show
﴿ نشانه توحيد بودن نظم به كار رفته در اختلاف دو دريا ﴾
ظاهراً اين آيه نظير همان است كه در سوره مباركه «نحل» است سوره «نحل» آيه چهارده اين است ﴿وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيّاً وَتَسْتَخْرِجوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَي الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾
همه آن الفاظ در اينجا هست به استثناي چند تعبيري كه در اين آيه هست و آنجا نيست كه اين در عِداد نعمتهاي الهي است.
گاهي خداي سبحان زمين را, باغ را, مزرع و مرتع را ذكر ميكند, گاهي معادن زيرزمين را ذكر ميكند, گاهي بركات دريايي را ذكر ميكند اينها همه نظم است و بركت است.
و ذيل آيه كه دارد ﴿لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ ناظر به اين است كه مبدأ خود را بشناسيد در پيشگاه مبدأ خود شاكر و خاضع باشيد.
پس سخن از تمثيل نيست كه مؤمن به منزله آب دريايي است كه عَذْب است و فرات است و ﴿سَائِغٌ شَرَابُهُ﴾
و كافر به منزلهٴ دريايي است كه ملح اُجاج است .
چون اگر اين بود ديگر بركات هر دو دريا را به صورت مشترك ذكر نميكرد در اين آيه فرمود درياها دو قسماند ولي از همه اينها اين بركات برميآيد درياي اول عذب است و فرات است و ﴿سَائِغٌ شَرَابُهُ﴾ يعني طيّب و طاهر است (يك)
رافع عطش است (دو) گوارا و سريعالهضم است (سه) اين عذب است و فرات است و سائغ آن ديگري شور است و سوزنده و گدازنده ولي ﴿وَمِن كُلٍّ﴾ از هر دو دريا اين بركات برميخيزد اگر ماهي خوب است براي هر دو درياست, اگر لؤلؤ و مرجان است براي هر دو درياست,
اگر كشتيراني است براي هر دو درياست, شما خيال نكنيد كه اگر دريايي شور بود بيخاصيت است نه, درياي شور همان خاصيتي را دارد كه درياي شيرين دارد.
و اين جاي تعجّب است كه از ماء عذْب فرات سائغ, ماهي طيّب و طاهر پرورش پيدا ميكند از آب مِلح اُجاج هم همين طور از درياي عذب فرات سائغ, لؤلؤ و مرجان برميخيزد از درياي مِلح اُجاج هم همين طور. اين تدبير حكيمانه ذات اقدس الهي است كه از آب شور, ماهي طري و تازه و از آب شور, لؤلؤ و مرجان درست ميكند چون فرمود: ﴿وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ﴾نه اينكه لؤلؤ و مرجان براي مِلح اجاج باشد و آن ماهي طيّب و طاهر براي آن عذب فرات باشد.
بنابراين اين قول دوم اقوا به نظر ميرسد.
📚تفسیر تسنیم
💫گروه تقرب
ht࿐
https://t.me/taqarrob99