بالاخره هر سیستم زنده ای اگر مختل نشه خودشو اصلاح میکنه.
دارم فکر می کنم وقتی تو کشور منابع برای این جمعیت نیست تو چه شرایطی اینا با هم ازدواج می کردن 🤔
یه شرایطش این بود با هم ازدواج کنن ولی زوج های دیگه رو بخورن 🤔
یه شرایطش هم این بود که ازدواج کنن ولی ما به کشورهای دیگه حمله کنیم و اونا رو بخوریم
پژواکیابی چگونه به حیوانات و حتی برخی انسانها امکان میدهد با صدا مسیر خود را پیدا کنند؟
بیش از هزار گونه جانوری برای شکار، جهتیابی و زنده ماندن، جهان پیرامون خود را با امواج صوتی و پژواک آنها میسنجند. این توانایی که پژواکیابی نام دارد، در خفاشها، نهنگهای دنداندار و حتی برخی انسانها به شکل چشمگیری تکامل یافته است.
پژواکیابی نوعی سامانه طبیعی شبیه سونار است. جانور صدایی تولید میکند که پس از برخورد با یک جسم بازمیگردد و پژواک حاصل، اطلاعاتی درباره فاصله، اندازه و حتی ویژگیهای آن جسم در اختیارش قرار میدهد.
بیش از هزار گونه از پژواکیابی استفاده میکنند؛ از جمله بیشتر خفاشها، تمام نهنگهای دنداندار و شماری از پستانداران کوچک. بسیاری از این جانوران شبفعال، زیرزمینی یا دریازیاند و در محیطهایی زندگی میکنند که نور بسیار کم یا کاملاً غایب است.
روش تولید صدا نیز متفاوت است. مرغهای روغنی شبفعال و بعضی بادخورکهایی که در غارهای تاریک زندگی میکنند، با اندام صوتی پرندگان صداهای کلیکمانند کوتاه ایجاد میکنند. بعضی انسانها نیز با کلیک زبان میتوانند پژواکیابی کنند؛ قابلیتی که در جانورانی مانند تنرکهای ماداگاسکار نیز دیده میشود.
خفاشها مشهورترین استادان پژواکیابیاند. بیشتر آنها با انقباض ماهیچههای حنجره صداهایی با فرکانس بالاتر از محدوده شنوایی انسان تولید میکنند. نوع این صداها میان گونهها بسیار متفاوت است و حتی با محیط و نوع شکار تغییر میکند. برخی خفاشها هنگام شکار شبپرههایی که قادر به شنیدن امواج فراصوت هستند، شدت صدای خود را کاهش میدهند.
پژواک بازگشتی میتواند اندازه، بافت، فاصله و جهت شکار یا مانع را مشخص کند. حلزون گوش خفاش به دامنه وسیعی از فرکانسها حساس و برای دریافت این پژواکها بسیار دقیق تنظیم شده است.
هنگام نزدیک شدن خفاش به شکار، سرعت ارسال پالسها بهشدت افزایش مییابد و در مرحله موسوم به وزوز شکار میتواند به بیش از ۱۶۰ و در برخی موارد حدود ۱۹۰ فراخوان در ثانیه برسد. بعضی خفاشها قادرند اجسامی در ابعاد کسری از میلیمتر را تشخیص دهند.
اما شکارها نیز بیدفاع نماندهاند. برخی شبپرههای ببری با اندامی به نام تیمبال، کلیکهای فراصوت تولید میکنند که میتواند سامانه سونار خفاش را مختل کند و احتمال شکار شدن آنها را کاهش دهد.
اکثر ادیان در جوامع کشاورزی باستان به مسائل دنیوی، مثل بارآوری محصولات کشاورزی می پرداختند نه به معضلات ماوراء طبیعی و آخرت خدا در وصیت نامه قدیمی هیچ گاه وعده پاداش یا مجازات بعد از مرگ را نداد. او به جای آن به قوم اسرائیل میگوید: اگر به دقت به فرمانهایی که خطاب به شما نازل میکنم توجه کنید ... آنگاه در فصل مناسب باران نازل خواهم کرد ... و شما غله و شراب و روغن برداشت خواهید کرد. من در مزارع شما علف خواهم نشاند تا به احشام خود بدهید و شما تناول خواهید کرد و خوشنود خواهید شد. اما مراقب باشید تا دل تان شما را نفریبد تا مبادا روی گردانید و خدایان دیگر بپرستید. زیرا خشم خداوندی دامن شما را خواهد گرفت و موهبتهای آسمانی را از شما دریغ خواهم کرد و باران نخواهد بارید زمین هاتان ثمر نخواهد داد و شما به سرعت از زمین حاصلخیزی که در اختیارتان گذاشته ام محروم خواهید شد تثنيه ۱۷ – ۱۱:۱۳) دانشمندان امروز می توانند بسیار بیش از آنچه که خدا در وصیت نامه قدیمی وعده داده ایجاد کنند. تولید کشاورزی در این دوره به کمک کودهای مصنوعی حشره کش های صنعی و غلات تراریخته، بسیار بیشتر از بالاترین سطح توقع کشاورزان باستان است. و سرزمین خشک اسرائیل دیگر از غضب و تهدید فلان خدا برای خشکاندن آسمان و منع باران واهمه نخواهد داشت، زیرا اسرائیلی ها اخيراً تجهیزات عظیم نمک زدایی در سواحل مدیترانه مستقر کرده اند و در حال حاضر میتوانند آب آشامیدنی خود را از دریا بگیرند.
تا اینجا ما با ساختن ابزارهای بهتر و بهتر با خدایان باستان مسابقه داده ایم و در آینده ای نه چندان دور احتمالاً ابرانسانهایی را می آفرینیم که از خدایان باستان پیشی خواهند گرفت نه به خاطر ابزارهایشان، بلکه به واسطه استعدادهای ذهنی و جسمی شان اگر و وقتی به آنجا برسیم، الوهیت به همان اندازه فضای مجازی دنیوی خواهد شد - معجزه ای در میان معجزات دیگر که میتوان آنها را تضمین شده فرض کرد.
ما می توانیم مطمئن باشیم که انسان ها بر روی الوهيت سرمایه گذاری خواهند کرد زیرا دلایل زیادی برای خوشنود شدن از چنین تحولی دارند و راه های بسیاری برای رسیدن به آن دارند. حتی اگر یک راه نوید بخش به بن بست برسد، راه های گزینه باز خواهند ماند. به عنوان مثال، شاید به این نتیجه برسیم که ژنوم های انسانی بسیار پیچیده تر از آن هستند که بتوان به طور جدی آنها را دستکاری کرد،
خود در سطح بدن مرتبط هست با body representation و دادههای دریافتی از بدن رو ادغام و یکپارچهسازی میکنه.
در این سطح هم لایهی درونحسی و درک داخلی از بدن interoception رو داریم و هم لایهی برونحسی که دریافتهای سطح بدن رو ادغام میکنه و خروجیهای Body schema و Body image رو میسازه. اولی مربوط به نقشهی در دسترس برای کنش و حرکت و کنترل حرکت و دومی مربوط به تصویر ذهنی از بدن یا ادراکی از خودپندارهی بدنمون هست.
حسهای درونی، نقشهی مکانی اندامها و حرکتهایی که در جهات مختلف فضا دارند و.. حس مالکیت و عاملیت: این بدن منه
بعد سطوح دیگری رو داریم که از لایههای روانی تا اجتماعی گستردهاند. از narrative self تا social self و لایههای اشکار و ضمنی دارند یعنی هم بخشی قابل تصریح و بیان آشکار و هم بخشی خودکار و تلویحا غیرقابل به زبان آوردن صریحاند. همه درهمتنیده هستند. کارکردهای مختلفی دارند از تمایز من-غیر من تا درک از هویت و حس تعلق و ایجاد مرجع ثابت برای یکپارچهسازی روایتها و تداعیها و در سطوح ابتداییتر یکپارچهسازی حسی-حرکتی.
ببینید هم برای بازسازی حافظه در نسبت با وجه اکنون خودمون و هم برای تثبیت حافظه در وجه اکنون خودمون به شکل سناریوی متصل و در پیوند با گذشته.
بحث مفصلیه....
حرف ماورالطبیعه ای نمیزنم، صرفا تجربه شخصی ایگو دث را بیان میکنم.
کاملا مفهوم من، از بین میرود و شبیه ترین مثالی که بخواهم بزنم این است که، تبدیل به یک آگاهی بسیط میشوید و فقط وجود دارید، بدون هیچگونه صفات فیزیکی انسانی!
پانوشت:
طبیعتا تجربه شخصی در حد یک کیس ریپورت معتبر است. ادعای تعمیم به کلِ علمی ندارم!
جالبه 😃 خیلی هم ممنون 🙏
حالا آخه من روایت هایی دیدم که اتفاقا تجربه وحدت رو بیان می کنن و یه جور اتصال به یه خود قدیمی تر
حالا منم هنوز حرف علمی نزدم ولی
ایگو و سلف قاعدتا متفاوتن دیگه؟
والا باید عرض کنم ظاهرا تفاوت دارند.
آنقدر مساله پیچیده ست که من بشدت واهمه دارم در گروه علمی چیزی از لسانم بیرون بپرد که تنه بزند به شبه علم!!!
شما ببینید من در آن حالت که همه چیز واقعی مینمایاند، چه عذابی را متحمل شدم که پایم لبه پرتگاه شبه علم سر نخورد 😁
من مظهر شبه علم گروه هستم فکر کنم 😂😂😂شبه علم های سخت هم تولید می کنم که فقط با gpt رد میشن 🤣🤣🤣
جناب آزادی یه حرفی زدن که من خودمم تجربه تلخی ازش داشتم و تصادفی داشتم تو یه جمعی شبه علم تولید می کردم که اصلاحش کردم :
"باید در ارجاع دادن به مقالات علمی جدید محتاط بود چون امکان رد شدن بیشتری دارند"
این خیلی مهمه واقعا.
من تو پژوهش های!! چند سال اخیرم راجب سایکدلیک ها،به یه نکته غلط رسیده بودم که حقیقت می پنداشتم و هر جا می تونستم شیر می کردم : فکر می کردم ماهیت خواب و تجربه سایکدلیک dmt محور یکیه چون تو جفتشون dmt آزاد میشه... الان می دونم این غلطه! ولی تو اون دو سال جقدر زندگی با معنا شده بود 😂😂 یه dmt گذاشته بودم همه چی رو باهاش توجیه می کردم و فکر می کردم هر خواب یک مرگ هست چون هر تجربه سایکدلیک یک مرگ است... یه روز با gpt چک کردم گفت مغز می تونه از راه های مختلفی یه تجربه رو بسازه و اصلا هم اثبات نشده موقع خواب dmt آزاد میشه... خلاصه همه نظام معنایی ام به هم ریخت 😂
داستان همین بود که یه زمانی این dmt مطرح بود ولی قبل این که وارد تکست بوک ها بشه به اندازه کافی برش ردیه نوشتن... ولی من نمی دونستم این ها رو ،جو روگن هم خیلی با حرارت ترویجش می کرد و هیشکی هم هنوز بهش چیزی نگفته 😳🤣🤣
خلاصه حالا تو این بحث ها ما هم باید حرف علمی بزنیم هم حواسمون باشه اینا هنوز اینا وارد تکست بوک نشدن و پایه هاشون لرزانه
خیلی عالی گفتید
من فقط بگم چرا یکمی زیاد این مباحث سایکدلیک رو دنبال کردم : دلیلش این بود که دیدم انگار ادیان این مباحث سایکدلیک رو به نام خودشون زدن و از اون ور هم "افراد دانشگاهی" معمولا خیلی رابطه خوبی با این مسائل ندارن(البته دانشمندان مرتبط داریم ولی صداشون زیاد شنیده نمیشده)
سر همین خیلی تلاش کردم پرونده این مسائل رو علمی برای خودم ببندم که حالا بازم بهم یادآوری شد علم تموم نمیشه
ولی بازم می خوام دامیننس ادیان در این مباحث کم بشه 😁
N
حالا در این بحث ها هم راجب مساله "خدا" هم به یه جواب شخصی هم برای خودم رسیدم که چون پدیده ای هست که در مغز تولید میشه دعوای خداباوران و خداناباوران هیچ وقت تموم نمیشه چون جفتشون دارن درست میگن 😂، نمی دونم به نظرم خیلی جواب قشنگی پیدا کردم 😂😂
یک کلام
هر کس ایمان دارد، یعنی بدون ادله و شواهد پذیرفته،
آن کس هم که شک دارد خدا هدایتش کند 😂
پانوشت:
بیش از ۳ تا ۵ هزار خدای ثبتی و غیر ثبتی داریم.
اکثرشان ابطال ناپذیرند اما خدای دخالت گر و دارای صفات حتما با ادله کافی رد میشود، نمونه عینی اش، برهان شر.
سوال:
کدام خدا دخالتگر و دارای صفات است؟
مثال، خدای ادیان ابراهیمی 😁
سوال شما رو در سه سطح بررسی میشه کرد:
۱. سطح تکاملی و زیستی (آیا با تکامل رفته تو مغز ما؟)
بله، قطعاً. مغز یک «ماشین پیشبینیگر» است. نیاکان ما که توانایی سریعتر ربط دادن علت به معلول را داشتند (مثلاً خشخش بوته = علت خطر)، شانس بیشتری برای بقا داشتند. این توانایی بهصورت ساختارهای عصبی در قشر پیشانی و مخچه نهادینه شده است. جالب است که نوزادان چندماهه، پیش از هر گونه آموزش زبانی، غافلگیری آماری نشان میدهند وقتی یک شیء باعث حرکت شیء دیگر نمیشود؛ یعنی الگوی علیت، جزئی از سخت افزار اولیه مغز است.
۲. سطح هستی شناختی (آیا علیت در خود طبیعت است یا فقط در ذهن؟)
· از دیدگاه فیزیک نوین (نسبیت و کوانتوم)، علیت به عنوان یک «نیرو» یا «جوهر» در طبیعت وجود ندارد. در سطوح بنیادین، فقط همبستگی های آماری و قوانین پایستگی انرژی وجود دارند. جهت زمان (از گذشته به آینده) نیز یک ویژگی ترمودینامیکی (آنتروپی) است، نه یک قانون جبری علی.
· از دیدگاه فلسفه کانت، علیت یک «مقولۀ پیشین» ذهن است؛ یعنی ذهن ما برای نظم بخشیدن به دادههای حسی، مجبور است جهان را بهصورت علت و معلولی تفسیر کند. به عبارت دیگر، ما هرگز خودِ «علت» را نمیبینیم؛ ما فقط «توالی زمانی» را میبینیم و مغزمان معنای علیت را به آن تحمیل میکند.
۳. سطح یادگیری (آیا فقط در طبیعت است و ما یاد میگیریم؟)
نه، صرفاً یادگیری نیست. اگر علیت صرفاً یادگرفتنی بود، بچهها باید صدها خطا میکردند تا بفهمند دستشان به شعله باعث سوختگی میشود، در حالی که این ارتباط را خیلی سریع و فراتر از شرطیسازی ساده درک میکنند. با این حال، محتوای علیت (یعنی کدام علت باعث کدام معلول میشود) کاملاً وابسته به تجربه و یادگیری است. مغز ما چارچوب علیت را دارد، اما باید از طبیعت یاد بگیرد که «آتش» و «سوختگی» در آن چارچوب قرار میگیرند.
جمعبندی نهایی (مدل سه لایه):
۱. طبیعت (خارج از ما): دارای نظمها و توالیهای زمانی است (مثلاً همیشه خورشید قبل از گرما میآید).
۲. مغز تکامل یافته (داخل ما): دارای یک «الگوریتم پیشفرض» است که این توالیها را نه بهعنوان همبستگی، بلکه بهعنوان علت و معلول کدگذاری میکند (چون این کدگذاری برای بقا مفیدتر از ثبت صرف همبستگی است).
۳. یادگیری (تعامل ما با طبیعت): به ما میگوید که کدام یک از این همبستگیها علیت واقعی هستند و کدامها صرفاً توهم همبستگی هستند
به دوستانی که دنبال کردن فلسفه سیاسی و علوم اجتماعی و... رو دوست دارن، پیشنهاد میکنم این کانال آرنتخوانی و گروه مربوط به جلساتش رو عضو بشن.
دوست عزیزم هانا حشمتی با دقت و وسواس چشم گیری در حال مرور آثار آرنت هست و فکر میکنم دنبال کردن این جلسات براتون لذت بخش و مفید خواهد بود.
لینک کانال
https://t.me/arendtdotcom
لینک گروه
https://t.me/+0E9_8aviOEtiOWE0
لینک ربات هدایا
@the_maze2022