🔴 زندگی در انتظار اعدام چگونه میگذرد؟ | روایتی از پشت دیوارهای قزلحصار
نیمهشب است.
صدای باز شدن درِ سلول میآید.
برای ما، شاید فقط صدای باز شدن یک در باشد؛ اما برای انسانی که در انتظار اعدام زندگی میکند، این صدا میتواند معنای دیگری داشته باشد:
آیا این بار اسم من را صدا میزنند؟
سهیل عربی در روایتی که امروز از دوران بازداشتش در قزلحصار منتشر شده، تصویری از چنین فضایی ارائه میدهد؛ روایتی مربوط به فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵.
او از «سوئیت» سالن ۳۵ واحد ۳ قزلحصار مینویسد؛ جایی که به روایت او، شماری از زندانیان در انتظار اجرای حکم اعدام نگهداری میشدند و برخی زندانیان از تماس تلفنی و ملاقات محروم بودند.
اما شاید تکاندهندهترین بخش روایت، نه دیوارهاست، نه سلول و نه حتی محرومیتها.
انتظار است.
عربی روایت میکند که یک شب، نزدیک نیمهشب، در سلول باز شد و نگهبان نام یکی از زندانیان را صدا زد.
همبندی که حکم اعدام داشت.
او رفت.
و دیگر بازنگشت.
در بخشی دیگر، زندانی سالخوردهای را از سلول بیرون میبرند. صبح روز بعد، همبندانش میخواهند داروهای او را به دستش برسانند.
پاسخی که میشنوند، معنای رفتنش را روشن میکند:
دیگر به دارو نیاز ندارد.
اینها روایت شخصی یک زندانی است و رادیو زمانه نیز تأکید کرده که امکان راستیآزمایی مستقل همه جزئیات آن را نداشته است.
اما همین روایت، ما را با جنبهای از مجازات اعدام روبهرو میکند که کمتر دربارهاش حرف میزنیم:
اعدام فقط لحظه اجرای حکم نیست.
پیش از آن لحظه، انسانی ممکن است روزها، هفتهها یا ماهها با این سؤال زندگی کند:
امشب؟
فردا؟
هفته بعد؟
صدای پا در راهرو میآید.
در باز میشود.
اسمی خوانده میشود.
اگر اسم تو نبود، شاید برای چند ساعت دیگر زندهای.
اما یکی از همبندانت رفته است.
و شب بعد، انتظار دوباره آغاز میشود.
در روایت عربی حتی از جوانانی کمتر از بیست سال گفته میشود که در انتظار اعداماند و از ترس طناب دار، عضلات گردنشان را تمرین میکنند.
تصورش هم دشوار است:
جوانی که باید برای آیندهاش آماده شود،
گردنش را برای مرگ آماده میکند.
ما بیرون از زندان معمولاً نتیجه را میبینیم:
«فلانی اعدام شد.»
یک نام.
یک تاریخ.
یک خبر.
اما پشت آن یک جمله، ممکن است شبهای زیادی از انتظار وجود داشته باشد.
شب
خبر فوری: انتقال سه زندانی سیاسی از تهران بزرگ به قزلحصار؛ نگرانی از اجرای قریبالوقوع حکم اعدام
بر اساس گزارش دریافتی کمیته آزادی زندانیان سیاسی در ایران، سه زندانی سیاسی به نامهای بهروز زمانینژاد، کوروش زمانینژاد و محمدرضا مجیدیاصل روز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شدهاند.
بر اساس این گزارش، هر سه زندانی با اتهامهای «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت داخلی» و «اقدام عملیاتی برای دولت آمریکا و گروههای متخاصم» در زندان به سر میبرند.
گزارشهای دریافتی حاکی از آن است که این سه زندانی با هدف اجرای حکم اعدام به قزلحصار منتقل شدهاند و در حال حاضر در سوئیت ۳۵ رجاییشهر در زندان قزلحصار نگهداری میشوند.
کمیته آزادی زندانیان سیاسی در ایران نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام این سه زندانی هشدار میدهد و خواستار اطلاعرسانی فوری و اقدام برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام آنان است.
#نه_به_اعدام #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #جان_زندانیان_سیاسی_در_خطر_است #قزلحصار #زندان_تهران_بزرگ #اعدام #کمیته_آزادی_زندانیان_سیاسی
اصل اصالت ایران فراتر از ادعاهای سیاسی
برای ما ایران اصل است؛ اصل اصالت ایران.
اگه ایران باشد، ما با هم حرف داریم. اگه ایران نباشد، ما چه حرفی با همدیگر داریم؟ اگه قرار باشد ایران از بین برود، ایران پارچه پارچه بشود، ایران هر تیکهاش گیر یکی بیفتد، ما دیگر چه حرفی با هم داریم بزنیم؟
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#اصل_اصالت_ایران
#حفظ_تمامیت_ارضی
#نه_به_مداخله_بیگانگان
#محکومیت_چپاول_ایران
#ثروت_ملی
#ایران
#MohammadAliTaheri
#TaheriPeaceOrganization
#Taheri_Movement
🔴 لینک ایکس
🔴 لینک یوتیوب
🔴 لینک اینستاگرام
🔴 لینک فیسبوک
🔴 لینک لایو بیست و هفتم
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🟣 صفحات مجازی مرکزیت مکتب عرفان کیهانی حلقه
Видео EoLEKLL69uBHmg_remux.mp4 · 1.2 MB · click to show
▶️کمبود بنزین در جایگاهها و فروش بنزینهای تقلبی
تو جایگاهای سوخت یه بنزین دارن تحویل مردم میدن که رنگش سفیده
با این کیفیت بنزین هر ماه مردم باید ماشین بخوابونن توی تعمیرگاه!
🆔 ⭐️@iraninPoetry 👈
🔴وحشت در پاستور از انفجار خشم عمومی؛ تذکر جدی به مهرههای حکومتی برای لفاظیهای بنزینی!
📌 اعتراف معاون ارتباطات رژیم به شتابزدگی کارگزاران؛ سهمیههای سوخت تا پایان شهریور مسکن موقت شد!
در پی تشدید بحران سوخت و صفهای کیلومتری در پایتخت، عباس پازوکی، معاون ارتباطات دفتر معاون اول پزشکیان، در موضعگیری صریحی در شبکه اجتماعی ایکس از آشفتگی و وحشت عمیق در بدنه حاکمیت پرده برداشت. پازوکی علناً فاش ساخت که به دلیل مصاحبههای شتابزده و نسنجیده اخیر برخی از مقامات رژیم آخوندی درباره احتمال افزایش قیمت بنزین به ۷۰ یا ۸۰ هزار تومان، دولت دستپاچه شده و به این مهرهها «تذکرات جدی و لازم» داده است تا با اعصاب تودههای مردم بازی نکنند. وی مدعی شد که سهمیهها حداقل تا پایان شهریورماه بدون شوک ناگهانی حفظ خواهد شد.
🅰️⭐️@iraninPoetry 👈
عرفان نه علم است نه شبه علم
مکتب عرفان کیهانی حلقه، وقتی میگوییم عرفان، علمی نیست اصلا. مثل این که بگوییم هنرِ علمی، یا بگوییم فلسفهی علمی، یا بگوییم حقوقِ علمی، یا بگوییم اخلاقِ علمی، مذهبِ علمی، فقط علم است که علم است. بقیه هر کدام حرف خاص خودشان را میزنند و چارچوبهای خودشان را دارند و متکی به یکسری مسائل مخصوص به خودشان هست.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#فرادرمانی
#سایمنتولوژی
#کازمواینتل
#شعور
#علم
#MohammadAliTaheri
#TaheriPeaceOrganization
#Taheri_Movement
🔴 لینک ایکس
🔴 لینک یوتیوب
🔴 لینک اینستاگرام
🔴 لینک فیسبوک
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🟣 صفحات مجازی مرکزیت مکتب عرفان کیهانی حلقه
لغو مجازات اعدام در لبنان ، درخشش بارقه امید پیروزی #نه_به_اعدام در ایران
لغو مجازات اعدام در لبنان آغازی برای پایان مجازات قرون وسطایی اعدام در ایران و خاورمیانه می باشد.
صف عظیم متحدان علیه مجازات اعدام در ایران با خبر لغو مجازات اعدام در لبنان نیروی دوباره گرفت.
۳۲ کشور به همراه مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ادامه اعدام ها در ایران و استفاده از مجازات اعدام علیه معترضان را محکوم کرده و از جمهوری اسلامی خواسته است اجرای احکام اعدام را فورا متوقف کند و خواهان آزادی معترضان زندانی شده اند.
سازمان ملل نیز پیشتر نسبت به افزایش اعدام ها در ایران هشدار داده بود.
واکنش جهانی به موج اعدام ها نتیجه همصدایی کارزارها و مبارزات متحد علیه اعدام بوده است.
موج گسترده مبارزات علیه اعدام در ایران با اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام زندان قزلحصار و توقف موقت اجرای احکام اعدام در این زندان نشان داد که برای لغو کامل مجازات اعدام باید هرچه وسیعتر در تمامی عرصه ها به میدان بیاییم و لغو مجازات اعدام را در همه صفوف مبارزاتی فریاد بزنیم!
بازنشستگان به عنوان پیشکسوتان جدال زندگی در پاسداشت حق حیات در برابر احکام اعدام و قتل حکومتی در خیابانها ، فریاد زدند .
معلمان ، کارگران ، دانشجویان ، هنرمندان و تشکلهای اجتماعی و مدنی برای لغو اعدام همصدا شدند.
"پیمان آوریل" نمونه ای از اتحاد در سطح جهانی برای حرمت بخشیدن به حق حیات و پایان بخشیدن به قتل حکومتی اعدام بود.
حاکمان اعدام در ایران که حیات خود را در استحکام چوبه های دار و کشتار یافته اند، علیه فریاد #نه_به_اعدام اعلام جرم کردند.
پاسخ جامعه زخم خورده از اعدام در ایران ، نفیر خاموش نشدنی "نه به اعدام" است که مرزها را در نوردیده و به صدای جهانی بدل شده است.
صدها زندانی زیر احکام اعدام به همراه خانواده هایشان دوشادوش خیل عظیم خانواده های دادخواه که در طی بیش از چهار دهه زخم جانکاه اعدام عزیزانشان را به دوش کشیده اند با مردمی که شناعت اجرای قتل عمد حکومتی را دیگر برنمی تابند ، همه با هم یکصدا علیه اعدام ایستاده اند.
نهاد "اعدام نکنید" به همراه "دادخواهان" به همه کسانی که برای لغو مجازات اعدام مبارزه می کنند درود می فرستد و برای برافراشته شدن پرچم نه به اعدام در ایران همه نهادها ، سازمانها و تشکلهای مدافع حقوق انسان را به اتحاد
Голосовое сообщение 1786212068183_-2147483648_-215557.ogg · 492 KB · click to show
جواب به ایرادات و شبهات متن زیر قسمت یک
به نظرات سیاسی ایشون (منظور محمدعلی طاهری)انتقادی وارد نیست .از اساس و پایه عارفی که در سیاست نظر داشته باشد ادعای عرفانی بودنش مفت گران است .
عارف با سیاست به شهود نمیرسد با خلوص نیت به ارتباط خدا میرسد . یا باید سیاسی بود یا مرد خدا بود . در سیاست بلوف ، رکب و حتی دروغ نقش برجسته یی دارد .
قسمت دوم
https://t.me/eshgh_agahi_azadi/2802
📍موضوع: پاسخ به برچسب فرقه زدن به عرفان کیهانی حلقه - تایید اندیشه یک متفکر و بکارگیری آن در زندگی به معنای فرقه نیست
📕#پنجمین_وبینار_نجات_از_اعتیاد_بینالملل #۲۵مردادماه_۱۴۰۵
🎥 لینک ویدیو 🎙 لینک صوت
🔍 #فرقه #برچسب #متفکر
🌱 ۱۰۰ گام برای جامعه مدنی
گام ۳ | خشم مردم را سرزنش نکنیم؛ آن را بفهمیم
وقتی آدمی سالها زیر فشار باشد،
وقتی درآمدش به زندگیاش نرسد،
وقتی هر روز چیزی گرانتر شود،
وقتی برای آینده فرزندش نگران باشد،
وقتی احساس کند صدایش شنیده نمیشود،
نباید انتظار داشت همیشه آرام، صبور و خوشبین بماند.
خشم مردم را نمیشود فقط با نصیحت درمان کرد.
گاهی پشت یک جمله تند، سالها تحقیر جمع شده است.
پشت یک دعوای ساده، شاید فشار اجاره، بدهی، بیکاری یا ترس از فردا خوابیده باشد.
پشت جملهی «دیگه بریدم» ممکن است انسانی باشد که مدتهاست احساس میکند هیچ راهی برای تغییر زندگیاش ندارد.
🔴 خشم همیشه نشانه ضعیف یا بیمار یا بد بودن بودن مردم نیست؛ گاهی علامت فشاری است که دیگر قابل تحمل نیست. 🔴
اما اینجا یک خطر بزرگ وجود دارد.
فشار میتواند آدمها را به یکدیگر نزدیک کند...
و میتواند آنها را به جان هم بیندازد.
فروشنده، مشتری را مقصر بداند.
مستأجر، صاحبخانه را.
کارگر، مهاجر را.
یک گروه اجتماعی، گروه دیگری را.
مخالف سیاسی، مخالف دیگر را.
و کمکم مردمی که بسیاری از دردهایشان مشترک است، به جای دیدن ریشه مشکلات، انرژی خود را صرف جنگیدن با یکدیگر کنند.
اینجاست که جامعه مدنی معنا پیدا میکند.
نه با گفتن اینکه:
«عصبانی نباشید.»
بلکه با پرسیدن:
«این خشم از کجا آمده و چگونه میتوانیم نگذاریم ما را علیه یکدیگر قرار دهد؟»
خشم میتواند تخریب کند.
اما همان خشم میتواند تبدیل شود به:
مطالبه.
همکاری.
کمک متقابل.
دفاع از حق دیگری.
تشکیل یک گروه یا انجمن.
و تلاش جمعی برای تغییر چیزی که زندگی مردم را سخت کرده است.
جامعه مدنی قرار نیست خشم جامعه را خاموش کند.
قرار است کمک کند این خشم به جای اینکه میان خود مردم منفجر شود، زبان، جهت و امکان عمل جمعی پیدا کند.
شاید یکی از مهمترین پرسشهای امروز ما همین باشد:
🔴 چطور میتوانیم عصبانی باشیم، بدون اینکه دشمن یکدیگر شویم؟ 🔴
چون جامعهای که درد مشترک دارد اما علیه خودش میجنگد، ضعیفتر میشود.
🌱 اما جامعهای که بتواند دردهای مشترکش را بشناسد و از دل آنها همکاری بسازد، هنوز قدرت دارد.
حتی وقتی خسته است.
حتی وقتی عصبانی است.
حتی وقتی امیدش کم شده است. 🌱
این پیام را به دست دوستان خود برسانید
کانال از حامیان صلح میگوید که میشود باز هم ساخت و
اعدام؛ پایان یک پرونده یا نشانهای از شکست نظام حکمرانی و تربیت؟
#حسین_منفردی
این روزها اخبار احکام اعدام در کشور افکار عمومی را نگران کرده است.
پرسش بنیادین این است که فردی که مرتکب جرم سنگین میشود و بر اساس قانون به شدیدترین مجازات محکوم میگردد، چگونه به چنین نقطهای رسیده است؟ آیا مسئولیت تنها بر عهده اوست یا خانواده، نظام آموزشی، رسانهها، نهادهای فرهنگی، شرایط اقتصادی، ساختارهای اجتماعی و نظام حکمرانی نیز در شکلگیری این وضعیت سهمی دارند؟
در نظریه «نگرش سیستمی» در مدیریت، هیچ پدیدهای معلول یک عامل واحد نیست. هر خروجی، حاصل عملکرد مجموعهای از اجزا و روابط میان آنهاست. اگر فردی به مرحله ارتکاب یک جرم سنگین میرسد، این رویداد را باید نتیجه زنجیرهای از عوامل فردی، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی دانست. بنابراین، هرچند مسئولیت کیفری متوجه شخص مجرم است، اما مسئولیت اجتماعی و مدیریتی نیز متوجه نهادهایی است که در فرآیند تربیت، آموزش و هدایت شهروندان نقش دارند. باید از خود بپرسیم که چه ضعفهایی در نظام تربیتی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی وجود داشته که فردی به چنین سرانجامی رسیده است. جامعهای که تنها به مجازات مجرم بسنده کند، اما به اصلاح فرآیندهای تولیدکننده جرم نپردازد، در واقع چرخه تکرار جرم را متوقف نکرده است.
از سوی دیگر، نظریه «پنجره شکسته» نیز نشان میدهد که بیتوجهی به آسیبهای کوچک اجتماعی، زمینه بروز جرائم بزرگتر را فراهم میکند. وقتی بیعدالتی، فقر، اعتیاد، خشونت خانگی، ترک تحصیل، ضعف مهارتهای زندگی، کاهش سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی عمومی بهموقع مدیریت نشوند، احتمال بروز رفتارهای پرخطر افزایش مییابد.
همچنین نظریه «سرمایه اجتماعی» بر این نکته تأکید دارد که هرچه اعتماد، مشارکت، همبستگی اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به جامعه بیشتر باشد، میزان جرم و خشونت نیز کاهش مییابد. امنیت پایدار، بیش از آنکه محصول شدت مجازات باشد، نتیجه کیفیت حکمرانی، عدالت، آموزش و اعتماد عمومی است.
از منظر علوم تربیتی نیز مجازات، آخرین حلقه زنجیره اصلاح است، نه نخستین راهکار. جامعهای موفقتر است که بتواند پیش از وقوع جرم، عوامل زمینهساز آن را شناسایی و کنترل کند.
راهکارهای مدیریتی و راهبردی
برای کاهش جرائم سنگین و حرکت به سوی امنیت پایدار، صرف اتکا
🔻 آیا این رژیم واقعاً قوی است؟
نزدیک به نیم قرن دیکتاتوری، قفل این رژیم با هر کلیدی باز نشد. اما آیا کلیدها خراب بودند یا کلید اصلی نبودند؟
وقتی آتش جنگ فرو بنشیند، بحرانها فوران میکنند! رژیم چگونه از جنگ مهیب، سپری برای بقای خود ساخت؟
پاسخ و ویدئوش👇
لینگ کانال 👈 ب.ی.و
🔻 آیا این رژیم واقعاً قوی است؟
نزدیک به نیم قرن دیکتاتوری، قفل این رژیم با هر کلیدی باز نشد. اما آیا کلیدها خراب بودند یا کلید اصلی نبودند؟
وقتی آتش جنگ فرو بنشیند، بحرانها فوران میکنند! رژیم چگونه از جنگ مهیب، سپری برای بقای خود ساخت؟
پاسخ و ویدئوش👇
لینگ کانال 👈 ب.ی.و
فلسفه تاسیس سازمان صلح طاهری
صفحه اصلی | درباره | فلسفه تاسیس
سازمان صلح طاهری با رسالتی جهانی در راستای احیای حقوق بشر، توسعه صلح پایدار، حمایت از محیط زیست و ارتقاء شأن و کرامت انسانی بنیان نهاده شده است. این سازمان توسط اینجانب به عنوان یکی از قربانیان نقض حقوق بشر و فردی که جنجالیترین و غیرقانونیترین پرونده قضایی ایران را به خود اختصاص داده است، در واکنش به نقض آشکار حقوق بشر در ایران، پس از رهایی از چنگال دژخیمان نظام جمهوری اسلامی ایران و پس از حدود یک دهه حبس و درگیری به طرق مختلف با عوامل امنیتی، در تاریخ اول فروردین ۱۴۰۰ تاسیس شد.
از نکات مهم این پرونده ضد حقوق بشری میتوان به دستگیری و حبس طولانی مدت در سلول انفرادی، مواجهه با نقض متعدد حقوق بشر، دریافت احکام قضایی ناعادلانهای که با استانداردهای بینالمللی فاصله بسیاری داشت، سپری کردن نزدیک به یک دهه پشت میلههای بازداشتگاههای امنیتی، اِعمال فشارهای روحی و جسمی توسط بازجویان و شکنجهگران، اجرای هفده بار مراسم اعدام نمایشی، صدور دوبار حکم اعدام در طی هشت و نیم سال (که هر دو حکم توسط دیوان عالی کشور نقض گردید)، هفده بار اعتصاب غذا در اعتراض به احکام صادره، اقدامات فراقانونی گسترده و کارشکنی نهادهای امنیتی در روند دادرسی و… که همگی از مصادیق آشکار نقض اصول بنیادین حقوق بشر (از جمله مواد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی) میباشند، اشاره کرد.
انگیزه شکلگیری سازمان صلح طاهری از باور عمیق به ضرورت پاسداری از حقوق بنیادین بشر و پیگیری بیوقفه مطالبات انسانی آغاز شد. این دغدغه، مرا بر آن داشت تا نهادی رسمی و تأثیرگذار بنیانگذاری کنم که هم در عرصه آگاهیبخشی عمومی و هم در معرفی دکترین اینتریونیورسالیزم به جامعه جهانی ایفای نقش کند؛ دکترینی که دههها پیش در مکتب عرفان کیهانی حلقه پایهگذاری و نامگذاری کردم. این سازمان، نهادی غیردولتی و غیرانتفاعی است که در کشور کانادا بهصورت رسمی و قانونی با شماره ثبت 8-1704367 به فعالیت مشغول است. مأموریت آن، بازتعریف جایگاه حقیقی انسان در هستی، احیای شأن، کرامت و هویت انسانی، و مقابله با تمامی اشکال بردهداری مدرن است؛ بردهداریای که هویت انسان را میزداید و او را در ساختارهای سیستماتیک و فناورانه به موجودی مطیع و بیاختیار بدل م
🔴 این بار از قزلحصار، خبر مرگ نمیآید
گاهی یک خبر را باید برعکس خبرهای اعدام خواند.
نه اینکه چند نفر کشته شدند؛
بلکه اینکه چند نفر قرار بود کشته شوند و نشدند.
بر اساس گزارش هرانا، حکم قطعی اعدام دستکم ۵۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار، که در پروندههای مرتبط با مواد مخدر محکوم شده بودند، در پی اعمال بخشنامه عفو به حبس تبدیل شده است.
دستکم ۵۰ حکم مرگ.
۵۰ انسانی که اگر حکمشان اجرا شده بود، امروز دیگر زنده نبودند.
اما حالا قرار نیست اعدام شوند.
و درست همینجا یک سؤال ساده اما اساسی شکل میگیرد:
اگر میشد این ۵۰ نفر را بدون کشتن مجازات کرد،
پس کشتنشان چه ضرورتی داشت؟
اعدام با هر مجازات دیگری یک تفاوت بنیادی دارد:
تا زمانی که یک انسان زنده است، امکان تغییر حکم وجود دارد.
ممکن است قانونی تغییر کند.
ممکن است عفوی اعمال شود.
ممکن است پروندهای دوباره بررسی شود.
ممکن است تصمیمی که روزی قطعی به نظر میرسید، تغییر کند.
اما پس از اعدام، دیگر هیچ تصمیم تازهای معنایی ندارد.
مرگ قابل بازنگری نیست.
این خبر از جهت دیگری هم قابل تأمل است.
همین واحد ۲ قزلحصار در تیرماه شاهد ۱۶ روز اعتصاب غذا و تحصن شماری از محکومان به اعدام بود.
یکی از خواستههای آنها توقف اجرای احکام اعدام در پروندههای مرتبط با مواد مخدر و بازنگری در پروندهها بود.
نمیدانیم و نمیتوانیم ادعا کنیم که تبدیل این احکام نتیجه مستقیم آن اعتراض بوده است.
اما امروز میدانیم که دستکم ۵۰ حکم اعدام در همان واحد، دیگر قرار نیست اجرا شود.
این شاید یکی از روشنترین پاسخها به یک سوءتفاهم قدیمی باشد:
«نه به اعدام» یعنی «نه به مجازات» نیست.
جامعه حق دارد در برابر جرم از خود محافظت کند.
قربانی و خانواده او حق دادخواهی دارند.
و کسی که مرتکب جرم شده میتواند مجازات شود.
اما میان «مجازات کردن» و «گرفتن جان یک انسان» فاصله بزرگی وجود دارد.
این بار قرار نیست ۵۰ نام دیگر به فهرست اعدامشدگان اضافه شود.
این بار خانوادههایی قرار نیست خبر اجرای حکم را بشنوند.
این بار دستکم ۵۰ نفر هنوز فردایی دارند.
شاید همین خبر، سؤال امروز «صدای قزلحصار» باشد:
🔴 اگر میتوان مجازات کرد و نکشت، چرا باید کشت؟
امروز عدد ۵۰، آمار اعدام نیست.
آمار جانهایی است که هنوز گرفته نشدهاند.
و شاید همین، یکی از روشنترین معناهای «ن
هفته جهانی آب
هیچکس به فکر این نیست که بعضاً برای فرسایش خاک باید چه کار بکند، برای مسئله هوا، مسئله آب، بحران آب.
علم الان به خوبی به مسائل محیط زیست واقف است و رشته مهندسی محیط زیست اصولاً از مباحث علمی است که به نحو احسنت جلو می رود. ولی چرا اتفاقی نمیافتد؟
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#هفته_جهانی_آب
#خشکسالی
#بحران_آب
#کمبود_آب
#حفظ_محیط_زیست
#MohammadAliTaheri
#TaheriPeaceOrganization
#WorldWaterWeek
#Taheri_Movement
🔴 لینک ایکس
🔴 لینک یوتیوب
🔴 لینک اینستاگرام
🔴 لینک فیسبوک
🔴 لینک مشاهده وبینار دوازدهم
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🟣 صفحات مجازی مرکزیت مکتب عرفان کیهانی حلقه
🌱 ۱۰۰ گام برای جامعه مدنی
گام ۴ | وقتی میگوییم «هیچ کاری فایده ندارد»
«فایدهای نداره.»
شاید این یکی از آشناترین جملههای این سالهای ما باشد.
اعتراض کردیم؛ چه شد؟
نوشتیم؛ چه شد؟
امضا جمع کردیم؛ چه شد؟
اعتصاب شد؛ چه شد؟
صدا بلند کردیم؛ چه شد؟
وقتی آدم بارها تلاش میکند و نتیجهای که انتظار دارد نمیبیند، طبیعی است که خسته شود.
وقتی شکستها روی هم جمع میشوند، ناامیدی دیگر فقط یک احساس نیست.
کمکم تبدیل میشود به یک نتیجهگیری:
«ما هیچ قدرتی نداریم.»
و این جمله 📛خطرناک📛 است.
نه چون مردم باید همیشه امیدوار و خوشبین باشند.
نه چون هر کار کوچکی حتماً نتیجه میدهد.
واقعیت این است که بعضی تلاشها شکست میخورند.
بعضی کارزارها نتیجه نمیدهند.
بعضی حرکتها سرکوب میشوند.
بعضی مطالبهها سالها بیپاسخ میمانند.
🔴 جامعه مدنی قرار نیست درباره این شکستها به مردم دروغ بگوید. 🔴
اما بین دو جمله تفاوت بزرگی وجود دارد:
«این تلاش نتیجه نداد.»
و
«هیچ تلاشی هیچوقت نتیجه نمیدهد.»
اولی تجربه است.
دومی میتواند ما را فلج کند.
وقتی میلیونها نفر باور کنند هیچ کاری فایده ندارد، هرکس به زندگی خودش عقب میکشد.
آدمها کمتر به یکدیگر اعتماد میکنند.
کمتر سازمان پیدا میکنند.
کمتر مطالبه میکنند.
و هرکس در برابر مشکلاتش تنهاتر میشود.
اینجاست که جامعه مدنی اهمیت پیدا میکند.
جامعه مدنی قرار نیست به ما بگوید:
«فقط امیدوار باش.»
میگوید:
تنها نمان.
یک نفر شاید قدرت زیادی نداشته باشد.
ده نفر هم شاید نتوانند یک ساختار بزرگ را تغییر دهند.
اما وقتی آدمها شبکه میسازند،
تجربههایشان را منتقل میکنند،
از شکستها یاد میگیرند،
کار را تقسیم میکنند،
و حرکتهای کوچک را به یکدیگر متصل میکنند،
چیزی ساخته میشود که یک فرد تنها ندارد:
قدرت جمعی.
و این هم مهم است:
🔴 کار کوچک بهخودیخود مقدس نیست.
اگر پراکنده، بیهدف و بدون ادامه باشد، ممکن است واقعاً اثر چندانی نداشته باشد.
مسئله این است که کارهای کوچک چگونه به هم وصل میشوند.
چگونه از یک اعتراض، شبکه باقی میماند.
از یک کارزار، تجربه باقی میماند.
از یک شکست، درس باقی میماند.
و از چند انسان پراکنده، یک جمع شکل میگیرد.
شاید سؤال درست این نباشد:
«آیا این یک کار، همهچیز را تغییر میدهد؟»
شاید بهتر باشد