Replymessage unavailable
قرنها انسان برای رهایی از محدودیتهایش جنگیده است؛ بیماری و گرسنگی و نادانی. هر فناوری بخشی از رنج بشر را کاهش می دهد. اما شاید معنای انسان بودن یعنی همین محدودیتها و رنجها. انتظار، شکست، تردید، خطر کردن و حتی اشتباه کردن، نقصهای زندگی نیستند؛ آنها تجربهای هستند که معنا را میسازند. جهانی که همه چیز را بینقص و سریع در اختیار ما قرار دهد، شاید راحتتر باشد، اما جهان انسانی نخواهد بود.
هوش مصنوعی نماد یک آرمان است؛ سیستمی که میتواند یاد بگیرد، تحلیل کند و مسئله حل کند، اما هیچگاه اضطراب ، تلخی یا شادی را تجربه نمیکند. اگر اندیشیدن را به آن واگذار کنیم، ممکن است کیفیت پاسخها افزایش یابد، اما کیفیت تجربه زندگی کاهش پیدا می کند.
خطر اصلی سلطه ماشینها نیست؛ بلکه عادت کردن انسان به مشارکت نکردن است. خطر واقعی حذف معنای انسان بودن ؛ احساس کردن و اندیشیدن است.
فرهنگ امروز موفقیت را با سرعت، بهرهوری و رشد مداوم میسنجد. انسان ارزشمند، کسی معرفی میشود که بیشتر تولید کند، بیشتر بیاموزد و کمتر از حرکت بایستد. مسئله اصلی این هست که انسان قرار نبود موجودی کارآمد باشد. بلکه کارآمدی قرار بود اوقات فراغتی خلق کند. تا انسان از حرکت بایستد ، اندیشه کند، احساس کند و انسان باشد.