28 August 2026
.
این زبان عجیب از کجا آمده؟!
وقتی میخواهید از دستگاههای عابر بانک، پول بگیرید، روی صفحه مینویسد:"دستگاه در حال شمارش وجه میباشد."... این یعنی: دستگاه دارد پول میشمارد.
روی برخی پلهای عابر پیاده نوشته شده: "تکدی گری، چهره شهر را زشت میکند."...این یعنی: گدایی چهرۀ شهر را زشت می کند.
راستی این زبانِ عجیب از کجا آمده است؟ در میان هفتاد میلیون مردم ایران، آیا حتی یک نفر هم هست که به "پول" بگوید: "وجه"؟ یا به پول گرفتن، بگوید: دریافتِ وجه؟
آیا یک نفر ایرانی پیدا میشود که به "گدایی" بگوید: " تکدی گری"؟
کسانی که این زبان را به زبان طبیعی مردم ترجیح میدهند، اسم آن را گذاشتهاند "زبان اداری" و خیال میکنند که اگر به زبان رایج مردم بنویسند، نوشتهشان رسمی و اداری نخواهد بود.
پیش از ادامۀ سخن چند جملۀ اداری را با هم بخوانیم:
"اسقاط کافۀ خیارات متصوره از طرفین متعاملین، به عمل آمد، علیالخصوص خیار غبن، اگر چه فاحش باشد."
این جملات را در اسناد معاملات مینویسند و خیال میکنند که به این ترتیب از اصطلاحات تخصصی اداری و حقوقی استفاده کردهاند. بی آن که فکر کنند کسی به این زبان حرف نمیزند و کمتر کسی است که معنای این جملات عجیب و غریب را دریابد.
"زبان اداری" بازماندۀ نثر منشیانۀ قدیم و یکی از مظاهر سلطه جویی و استبداد دیوانی است. وسیلهای برای حفظ اقتدار نظام اداری و فاصله گذاری میان مردم و کارگزارانِ اداری و قرار گرفتنِ مباشرانِ بورکراسی در موضع برتری، به گونهای که مراجعان به دستگاه اداری، تصور کنند که آن کسی که پشتِ میز نشسته است از آنان برتر است و حق در همه حال با اوست، چون پشت میز نشسته است و زبان اداری بلد است.
تعابیرِ برساختهای مانند: "به پیوست ایفاد میگردد"، "ابتیاع فرمایید"، "اطلاع حاصل شد"، "امر به ابلاغ فرمایید" و دهها اصطلاح من درآوردی دیگر، نه فقط به قصد درازنویسی و تکلف زبانی است، بلکه مقصود اصلی از کاربرد این زبانِ دروغین و بی هویت، اعلام برتریِ نظام اداری و کارگزاران اداری است بر دیگران.
حاصل این برتری جویی ، تحقیر و از میدان به در کردنِ مردم، آن است که مراجعه کننده، که به زبان بوروکراسی، میشود: "ارباب رجوع!" نه در موضع " ارباب" و صاحب حق، که در موضع برده و بندۀ مطیعِ نظام اداری قرار میگیرد.
جملات آمرانهای از این قبیل: "از تمام صفحات شناسنامه
.
"از خاطرات مخوف ودردناک هیتلر"
یک روز صبح سرد در سرمای شدید مونیخ آلمان من کودکی 8 ساله بودم. لباس هایم هم آنقدر گرم نبود که بتوانم تحمل کنم. خانه مان هم که یک اتاق کوچک بود من و خواهر و برادر و مادرم زندگی میکردیم.
من برادر بزرگتر بودم. مادرم از سرطان سینه رنج میبرد. تا اینکه آنروز صبح نفس کشیدنش کم شد. اشک در چشمانش جمع شد. نمیدانست با ما چه کند. سه کودک زیر 9 سال که نه پدر دارند نه فامیل. مادرشان هم که اکنون رو به مرگ است. دم گوشم به من چیزی گفت، او گفت که تو باید از برادرو خواهرت مراقبت کنی.
من که هشت سال بیشتر نداشتم قطره اشکم ریخت روی صورت مادرم. سریع بلند شدم تا پزشکی بیاورم. نزدیک ترین درمانگاه به خانه من درمانگاهی بود که پزشکانش یهودی بودند. رفتم التماسشان کردم.
میخندیدند و میگفتند به پدرت بگو بیاید تا یک پزشک با خود ببرد. آنقدر التماس کردم آنقدر گریه کردم که تمام صورتم قرمز بود اما هیچکس دلش برای من نسوخت.
چند دارو که نمیدانستم چیست از آن جا دزدیدم و دویدم. آن هاهم دنبال من دویدند. وقتی رسیدم به خانه برادرم و خواهرم گریه میکردند. دستانم لرزید و برادر کوچکم گفت مادر نفس نمیکشد آدلف!
شل شدم، دارو ها افتاد آرام آرام به سمتش رفتم. وقتی صورت نازنینش را لمس کردم آنقدر سرد شده بود که دیگر کار از کار گذشته بود.
یهودیان وارد خانه شدند و مرا به زندان کودکان بردند. آنقدر مرا زدند که دیگر خون بالا میاوردم. وقتی بعد چند روز آزاد شدم دیدم خواهرو برادر کوچکم نزد همسایه ما هستند. همسایه مادرم را خاک کرده بود. دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداشتم. کارم شب و روز درس خواندن و گدایی کردن بود، چه زمستان چه بهار چه ...
وقتی رهبر آلمان شدم اولین جایی را که با خاک یکسان کردم همان درمانگاه مونیخ بود. سنشان بالا رفته بود و مرا نمیشناختند. اما هم اکنون من رهبر کشور آلمان بودم. التماسم میکردند، دستور دادم زمین را بکنند و هر 6 نفر را درون چاله با دست و پای بسته بیاندازند و چاله را پر کنند. تمنا میکردند و میگفتند ما زن و بچه داریم. آنقدر بالای چاله پر شده ماندم تا درون خاک نفسشان بریده شود و این شد شروع کشتار 120میلیون یهودی و........
○آدلف هیتلر
○خاطرات کودکی نبرد من 1941
با کودکان به مهربانی رفتارکنیم، آنان ازما الگو میگیرند اگرالگوی خوبی باشیم، جهانی در آرام
Фотография
click to show
click to show
✅کنایه آذریجهرمی به پزشکیان:شعار وفاق چه جفاها به سفره مردم نکرد
هزینه پرهیز دولت از درگیری با مجلس را مردم پرداخت کردند
آذری جهرمی در کانال تلگرامی خود نوشت: ده ماه قبل، یک پیشنهاد به رئیس جمهور داده شد که به آقای دکتر همتی، پس از آن استیضاح سیاسی، رئیس کلی بانک مرکزی را پیشنهاد دهند تا سیاستهای ارزی در مسیر اصلاحی دنبال شده، پیش رود.
پاسخ شنیده شد که ایشان میگویند: من به دنبال درگیری با مجلس نیستم!
ده ماه گذشت و چه جفاها که به سفرهی مردم نشد چون که یکی با شعار وفاق، نمیخواست با مجلس درگیر شود و حالا پس از ده ماه برگشتند به نقطهی اول.
Фотография
click to show
click to show
هشدار رضا مختار،پژوهشگر ارشد انرژی:
اختلاط #متانول با #بنزین بسیار خطرناک است.
تبخیر شدید این سوخت،سم فرار را وارد هوای تنفسی میکند که با تبدیل به اسیدفرمیک در بدن، عصب #بینایی را تخریب کرده و خطر نابینایی دائمی دارد
ضمن اینکه موتورخودروها را نابود میکند.
https://www.rokna.net/fa/tiny/news-1243097
Фотография
click to show
click to show
✅تراستی ها ۲.۵ میلیارد دلار پول را بالا کشیدند
ناصر عتباتی رئیس کل دادگستری تهران:
🔹 در پروندههای تراستی، ۶۶ فقره پرونده با ارزش تقریبی ۲.۵ میلیارد یورو در دست رسیدگی قرار دارد
🔹 برای ۴۳ فقره از آنها قرار نهایی صادر شده
🔹 پیگیری بازگشت ارز و استرداد اموال به بیتالمال
من حالا میفهمم چرا بابک زنجانی آزاد شد . چون ظاهراً نه او تنها مفسد است و نه رقم فسادش بالاترین رقم . از این بابک ها الی ماشاالله هستند هنوز....👇👇👇
تراستی ها همان آقازاده های امین مال ملت😳