🔸به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم؟
مهستان؛ مصطفی پهلوانی: اگر در دوره جنگ ۳۹ روزه، خورهی سرچ اخبار در کانالهای مختلف بوده باشید، ممکن است خبر حمله هواپیماهای ایرانی به پایگاههای نظامی آمریکا در کویت و قطر و اربیل را از بعضی کانالهای کمترشناختهشده شنیده باشید. با این حال، باید خیلی خوشبین باشید که در میانه آن حجم از محتواهای جنگ رسانهای که تفکیکش از خبر واقعی سخت مینمود، این گزارشها را باور کرده باشید. به خصوص که از سوی دستگاههای رسمی اطلاعرسانی جنگ هم با هر استدلالی که همچنان بر ما مکتوم است، در آن دوره اشاره دقیقی به این شاهکار نیروی هوایی ارتش ایران نشد. بعد از پایان آن جنگ که NBC و CNN از حمله هواپیماهای ایرانی به پایگاههای امریکایی در کویت و قطر گزارش دادند، و دریادار حبیباله سیاری نیز در یک برنامهای تلویزیونی درباره این عملیاتها گفت، خیلیها در ایران برای اولینبار شنیدند که نخبههای نیروی هوایی ارتش چه حماسهای خلق کردهاند. داستان سکوت رسانهای درباره کارنامهی ارتش البته جدید نیست، چند سال پیش بود که دریادار سیاری در گفتوگو با ایرنا از این روند به تندی انتقاد کرد و همین انتقاد موجب شد که تنها چند ساعت پس از انتشار آن از خروجیهای خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی حذف شود. اینبار اما در شرایطی که نگاه افکار عمومی به یافتن پیکر یکی از چهار خلبان هواپیماهای سوخو۲۴ نیروی هوایی ارتش ایران که در حمله هوایی به پایگاه العدید قطر شرکت داشتند، جلب شده بود، عدهای تصمیم گرفتند، سرمایه اجتماعی این حماسه که میتوانست یک سوگ -واقعا- ملی را به دنبال داشته باشد، با اعدام در ملاء عام سر به سر کنند!
قطعا سرتیپ خلبان مجید کاظمی که بقایای پیکرش دور از وطن و بعد از آزمایش DNA تشخیص داده شده بود، شایستهی بهترین بدرقهها از سوی جامعه بود. بدرقهای که نیازی به مراسمات خیابانی -که این روزها فقط مردم را از یکدیگر دور میکند- نداشت. کافی بود تصمیمگیران به این نقطه توجه کنند که نباید فضایی که میتواند به همدلی و همبستگی جمعی منجر شود را با خبر اعدامهای بدموقع و بیحاصل آلوده شود. درست در روزی که شیراز برای آمادهی استقبال از پیکر تکه تکه شدهی فرزند شهیدش میشد، اصفهان در التهاب اعدام دو شهروند جوانش در میدان علیخانی بود.
و این همهی آن چیزی است که این روزها برای ما زندگ
سلام و عرض ادب
خیلی نگاه یکطرفه ای بود!
واقعا جایگاه ، وطن / میهن / ایران در ادبیات طیف شما کجا قرار دارد؟
چی رو با چی جایگزین میکنید؟
واقعا خیلی دلم میخواد در این زمینه روشنگری بفرمایید.
میدونید جناب شجاعی
سالها نگاهم از وجه سیاسی شما به مسائل بود، چون به خیلی از مسائل با تفکر انتزاعی نگاه میکردم.
اما واقعا در این شرایطی که میدونیم
بعنوان جامعه ، باید حول محورهای مشترک جمع بشیم.
در این دوران بمباران رسانه ای دشمن.
دشمنی که بدلیل سست کردن پیچ و مهره های همین جامعه توسط تلقین نگاهی که در این مقاله درج فرمودین
جری شده و جسارت تعرض پیدا کرده
کوبیدن بر طبل نا امیدی
چه ((معنا)) یی دارد.
عرض ادب و احترام
البته این نوشته رومیشه فراتر از یک واکنش احساسی به یک رویداد روز، به عنوان نشانهای از یک مسئله عمیقتر در نسبت میان قدرت، روایت و حافظه تاریخی جامعه خوند در تاریخ ایران بارها دیدیم که میدان نبرد تنها در جغرافیا شکل نمیگیره بلکه در عرصه روایت هم ادامه پیدا میکنه و اینکه چه چیزی در حافظه جمعی یک ملت برجسته یا فراموش میشه، خودش بخشی از سیاسته.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، جوامع در دورههای بحران، جنگ و سوگ ملی بیش از همیشه نیازمند تقویت سرمایه اجتماعی و احساس همبستگی هستند تصمیمها و روایتهایی که در چنین زمانهایی ارائه میشن میتونن به نزدیکتر شدن جامعه یا افزایش شکافهای اون منجر شن.
البته تجربه تاریخی نشون داده که هیچ جامعهای تنها با یک روایت پایدار نمیمونه بلکه اعتماد عمومی زمانی شکل میگیره که مردم احساس کنند واقعیت با همه پیچیدگیها و ابعاد مختلف اون دیده میشه.
مسئله اصلی شاید فقط یک تصمیم یا یک رویداد مشخص نباشه، بلکه چگونگی مدیریت «لحظه تاریخی» یک ملته اینکه در بزنگاههای حساس، چه چیزی میتونه به همدلی و انسجام ملی کمک کنه و چه چیزی فاصلهها روبیشتر میکنه.
سلام دوستان
با اجازه از ادمین محترم ❤️💋
ما اینجا یه عالمه فایل بدرد بخور و رایگان واسه علوم پزشکیا و زیست شناسیا پیش رو گذاشتیم...
لینک کانال داخل بیو ایدیمه❤️
نیرنگ رسانه ای امریکا از تجاوز و اشغال و مرگ به نجات هرمز و اقتصاد جهان و نساختن سلاح هسته در متطقه ؛ کلاهی است که نبابد اجازه داد روایت غالب غالب شود.
🎥 خشم جاسوس موساد از قدرت ایران!
◾️منشه امیر، جاسوس و سخنگوی موساد: ایران قدرت بستن شریانهای حیاتی جهان را در اختیار دارد!
🔺آیا تنگه هرمز باز شد؟ مسلما نه! آیا باز خواهد شد؟ بستگی به خواست ایران دارد!
🔺حکومت ایران به تاکتیکی موفقیتآمیز رسیده؛ آنها میگویند ما موشک داریم، میتوانیم همه تأسیسات کشورهای امیرنشین عرب و اسرائیل را نابود کنیم!
🔺خبر رسیده موشکهای پاتریوت آمریکا کم شده است؛ بنابر تمامی این عوامل، ترامپ بار دیگر جنگ را عقب انداخت.
✨پارسینTV را به اشتراک بگذارید📲
🆔 @parsintv
♦️امارات به اسرائیل سفارش فوری بمب دقیق و پهپاد داده است
روزنامه اسرائیلی هاآرتص:
🔹امارات متحده عربی از شرکت البیت خواسته تا به سرعت شش پهپاد پیشرفته هرمس ۹۰۰، که در ارتش اسرائیل با نام کوکاف (ستاره) شناخته میشوند، را در اختیار این کشور قرار دهد.
🔹امارات برنامهای گستردهتر برای گسترش این گروه به ۴۵ فروند در قالب ۱۵ سامانه کامل دارد که ارزش کل آنها حدود ۱.۳ میلیارد دلار تخمین زده میشود. اسناد، یک پروژه تسلیحاتی دیگر به نام «یاسمین ۳» را فاش میکند که شامل تولید ۶۰۰۰ کیت بمب هدایتشونده تنها در سه ماه است.
پن.
جنگ ابران برای ایراییل سودآور هم بوده.
اسرائیل و امریکا طبق معمول جیب عرب ها را تلکه می کمند..انشالله دولت ابراندهم راهی براب تلکه غرامت ها ی ما پیدا کند.
«ایتن لوینز» نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی:
ترامپ جرات آغاز حمله به ایران را ندارد، اما برای جلب رضایت اسرائیل همچنان به تهدیدها ادامه میدهد.
این شرم اور است.
علوم انسانی در ایران به معنای واقعی صورت بندی نشود ثبات فکری و سیاسی ممکن نخواهد نبود.
کانون علوم انسانی علوم سیاسی است.
کانون علوم سیاسی سه مفهوم بسیار مهم: قدرت، استراتژی، ژئوپلتیک.
تا این سه مفهوم نفهمیده شده و بازیچه جلسات سطحی و نمایشی است هیچ چیزی به درستی حل نخواهد شد.
https://t.me/melliiran
منم با آقای رنجبر درخشیلر موافقم که تا مفاهیمی مثل قدرت استراتژی و ژئوپلیتیک رو جدی نگیریم، تحلیلهامون ناقص میمونه و این از نقاط قوت نگاه ایشونه.
فقط به نظرم اگر بگیم «علوم سیاسی کانون علوم انسانی است» کمی جای بحث داره. به نظرم علوم سیاسی بدون فلسفه، تاریخ، جامعهشناسی، اقتصاد و حقوق هم نمیتونه تصویر کاملی از سیاست بده. این رشتهها بیشتر مکمل هم هستند تا اینکه یکی محور مطلق بقیه باشه.
🔻اسلام لیبرال؛ نقدی بر دیدگاه عبدالکریم سروش از منظر فلسفه فرهنگ
✍ محمد عثمانی
✔️گفتار اخیر عبدالکریم سروش درباره «اسلام لیبرال» بار دیگر بحث نسبت اسلام و لیبرالیسم را به کانون توجه آورده است. اما محمد عثمانی در این نوشتار با نقدی متفاوت، مدعی است که مسئله اصلی نه امکان یا امتناع «اسلام لیبرال»، بلکه خطای صورتبندی خود پرسش است؛ زیرا سروش، به باور نویسنده، یک مسئله جامعهشناختی و فلسفه فرهنگ را با پاسخی الهیاتی پاسخ میدهد و از تمایز بنیادین میان «اسلام به مثابه دین» و «اسلام به مثابه فرهنگ» غفلت میکند.
📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
https://www.dinonline.com/46248/
🆔 @dinonline
Аудио Allah_Mazar_Kormanji,_North_of_Khorasan_Khan_Gol_Moserzadeh. · 3.5 MB · click to show
قدیما، وقتی مهاجما، مخصوصاً ازبکها، به خراسان حمله میکردن، مردم بعضی روستاها که عشایر بودن، برای گذروندن زمستون کوچ میکردن به گرمسیر. برای اینکه خونه و روستا و زندگیشون بیدفاع نمونه، چندتا از جوونها رو اونجا میذاشتن.
تو یکی از همین حملهها، ازبکها به روستا حمله میکنن و جوونهایی که مونده بودن، با مهاجما میجنگن و خیلیهاشون کشته میشن.
وقتی مردم برمیگردن روستا، با پیکر بیجان جوونهاشون روبهرو میشن. مادران، همسران و تازهعروسها به سوگ میشینن و نوحه میخونن.
«الله مزار» روایتی از دل همین سوگهاست؛ روایتی که میگه یک تازهعروس میان پیکرها و قبرها به دنبال مزار محبوبش میگرده و وقتی او را پیدا میکنه، این ناله را سر میده؛ نالهای که از دل یک داغ شخصی بیرون میاد و تبدیل به صدای یک سوگ جمعی میشه.
📸تیتر یورونیوز در مورد سخنان سخنگوی وزارت امورخارجه
👈برای اولین بار سخنگوی وزارت خارجه به جای استفاده از نام "بحرین" آن را "بخشی جدا شده از ایران خواند"
#یورونیوز
Видео AQM7J64iB00j7p4V5rI_bV0DDlSHQwYZpGbUZbSYBA6Yn_VE4gXiBEYq_oIe · 6.8 MB · click to show
برخورد ماهیتها
جواد فکوری، فرمانده وقت ارتش ایران
«آن چیزی که مهم است وضعیت نظامی نیست. بلکه موقعیت ما در مقابل موقعیت عراق از نظر ماهیت است. آن چیزی که سرنوشتساز است و تکلیف ج.n.گ را مشخص خواهد کرد، برخورد ماهیتهاست.»
عرض کردم که انچه این دوستان پیشبینی میخوانند راهبرد است
پیشبینی را شهید فکوری کرده نه ما
آنهم در این عمق
✅بازنشر حداکثری
✅اندیشکده تحلیلی فرهنگ جغرافیا
یوتوب | تلگرام| ایتا |روبیکا | بله| گروه |ویراستی
@IranGeoculture
فصل سوم:
دین و هویت تاریخی ایران؛ از ایران باستان تا ایران معاصر
۱. آیا ایران بدون یک نظام معنایی مشترک میتوانست دوام بیاورد؟
ایران یکی از کهنترین حوزههای تمدنی جهان است. یکی از مهمترین پرسشهای تاریخ این است که چگونه سرزمینی با این گستردگی، تنوع قومی، زبانی و فرهنگی توانسته است در طول هزاران سال، مفهومی نسبتاً پیوسته از «ایران» را حفظ کند.
بسیاری از تاریخپژوهان و جامعهشناسان بر این باورند که یکی از عوامل این تداوم، وجود نظامهای معنایی مشترک در دورههای مختلف تاریخی بوده است؛ گاه در قالب آیین زرتشتی، گاه در قالب فرهنگ اسلامی ـ ایرانی و گاه در قالب عناصر ملی، تاریخی و فرهنگی که هویت ایرانی را شکل دادهاند.
۲. ایران باستان؛ دین و مشروعیت سیاسی
در ایران هخامنشی، پادشاهی صرفاً به معنای در اختیار داشتن قدرت نظامی نبود.
کتیبههای داریوش بزرگ نشان میدهد که مشروعیت حکومت با مفاهیمی همچون «راستی» (اَشا) و نظم جهان پیوند خورده بود. داریوش در کتیبه بیستون بارها تأکید میکند که به خواست اهورامزدا به پادشاهی رسیده است.
این موضوع را نباید تنها یک ادعای دینی تلقی کرد، بلکه نشاندهنده پیوند میان سه عنصر اساسی است:
قدرت سیاسی
نظم اخلاقی
مشروعیت عمومی
از این منظر، دین تنها مجموعهای از مناسک نبود، بلکه بخشی از سازوکار مشروعیتبخشی به حکومت به شمار میرفت.
منبع:
پییر بریان، از کوروش تا اسکندر؛ تاریخ امپراتوری ایران
۳. آیین زرتشتی و مسئولیت اخلاقی انسان
یکی از برجستهترین ویژگیهای سنت زرتشتی، تأکید بر مسئولیت اخلاقی انسان است که در شعار مشهور:
اندیشه نیک
گفتار نیک
کردار نیک
تجلی یافته است.
در این نگرش، انسان موجودی مختار و مسئول در برابر انتخابهای اخلاقی خویش است.
البته پژوهشگران درباره میزان نفوذ عملی این آموزهها در همه دورههای تاریخی اتفاقنظر ندارند، اما کمتر کسی تردید دارد که این مفاهیم در حافظه فرهنگی و اخلاقی ایرانیان ماندگار شده و در شکلگیری فرهنگ ایران تأثیر گذاشتهاند.
۴. ورود اسلام؛ گسست یا دگرگونی؟
یکی از مهمترین مباحث تاریخ ایران، نسبت میان ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام است.
در این زمینه دو نگاه افراطی وجود دارد:
گروهی ورود اسلام را به معنای نابودی کامل سنت ایرانی میدانند.
گروهی دیگر هرگونه گسست تاریخی را انکار میکنند.
اما بسیا
رسانه،آگاهی و مسئولیت فکری جامعه:
در عصر شبکههای اجتماعی، یکی از مهمترین مسائل جوامع مدرن، مسئله «مصرف آگاهانه اطلاعات» است. امروز هر فرد با انبوهی از کانالها، صفحات و منابع خبری مواجه است؛ اما دسترسی بیشتر به اطلاعات، الزاماً به معنای آگاهی بیشتر نیست.
گاهی تصور میکنیم عضویت در تعداد زیادی کانال و دنبال کردن حجم عظیمی از اخبار، نشانه آگاهی سیاسی و اجتماعی است؛ در حالی که از منظر جامعهشناسی رسانه، آگاهی فقط با «تعداد ورودیهای اطلاعاتی» سنجیده نمیشود، بلکه به توانایی تحلیل، ارزیابی منبع و تشخیص اعتبار پیامها وابسته است.
هر رسانهای یک جهانبینی، چارچوب فکری و گاهی منافع خاص خود را دارد. بنابراین پیش از آنکه تحت تأثیر یک خبر، تحلیل یا واکنش هیجانی قرار بگیریم، باید بپرسیم:
این رسانه چه خط فکری را دنبال میکند؟
گردانندگان آن چه سابقه علمی و فکری دارند؟
آیا این دیدگاه در میان پژوهشگران و افراد صاحبنظر جایگاهی دارد یا صرفاً محصول فضای هیجانی شبکههای اجتماعی است؟
در تاریخ اندیشه سیاسی، افکار عمومی زمانی میتواند به نیرویی سازنده تبدیل شود که بر پایه عقلانیت، گفتوگو و شناخت شکل گرفته باشد؛ نه صرفاً واکنشهای سریع و احساسی.
از منظر روانشناسی اجتماعی نیز انسانها معمولاً تمایل دارند اطلاعاتی را بپذیرند که با باورهای قبلیشان هماهنگ است. به همین دلیل ممکن است فردی تصور کند در حال آگاهی یافتن است، اما در واقع تنها در حال تقویت یک فضای فکری بسته باشد.
مسئله امروز جامعه ما فقط کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه گاهی انباشت بینظم اطلاعات است که قدرت تشخیص را کاهش میدهد.
جامعه آگاه؛ جامعهای که مسئولیت خبر را میپذیرد
وقت آن رسیده است که جامعه ایرانی به مرحلهای از بلوغ رسانهای برسد که هر خبری را صرفاً به دلیل موافق بودن با احساسات یا گرایشهای ما نپذیرد.
زیاد بودن تعداد کانالهایی که دنبال میکنیم، نشانه سطح بالای آگاهی نیست؛ همانطور که تعداد زیاد اخبار خواندهشده، الزاماً به معنای فهم عمیقتر مسائل سیاسی و اجتماعی نیست.
بسیاری از جریانهای فکری و پژوهشی جدی، به جای دنبال کردن حجم عظیمی از رسانههای غیرتخصصی، بر منابع معتبر، تحلیلهای علمی و گفتوگوی انتقادی تکیه میکنند.
یکی از آسیبهای مهم جامعه ما فاصله گرفتن تدریجی میان فضای نخبگان فکری و فضای عمومی است؛ گاه
🔸برزیل و پلن رئال؛ چگونه یک برنامه اصلاحی، تورم چهاررقمی را شکست داد
مهستان؛ سجاد بیاضی: برزیل تا اوایل دهه ۱۹۹۰ به یکی از نمادهای تورم مزمن جهان تبدیل شده بود؛ کشوری که در برخی سالها تورم سالانهاش از ۲۰۰۰ درصد فراتر رفت. اما آنچه برزیل را از بسیاری کشورهای دیگر با سابقه مشابه متمایز میکند، این نیست که دچار ابرتورم شد؛ بلکه این است که سرانجام، پس از چهار برنامه اصلاحی ناکام، توانست با برنامه پنجم -«پلن رئال» (Plano Real) در سال ۱۹۹۴- این چرخه را برای همیشه بشکند. این تجربه، امروز یکی از موفقترین و کمهزینهترین برنامههای تثبیت اقتصادی در تاریخ اقتصاد جهان شناخته میشود؛ کمهزینه از این نظر که برخلاف بسیاری از تثبیتهای مشابه، بدون رکود شدید یا بیکاری انفجاری به نتیجه رسید.
چند فکت کلیدی درباره پلن رئال
• پیش از پلن رئال، برزیل بین سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۴ پنج بار پول ملی خود را عوض کرد: کروزیرو، کروزادو، کروزادو نوو، کروزیرو (دوباره)، کروزیرو رئال، و سرانجام رئال.
• تورم سالانه برزیل در ۱۹۹۰ به حدود ۲۹۴۸ درصد رسید؛ در آستانه معرفی پلن رئال در ژوئن ۱۹۹۴، نرخ تورم ۱۲ماهه به نزدیک ۴۹۲۳ درصد رسیده بود.
• واحد محاسباتی URV که پایه پلن رئال بود، حدود ۴ ماه (مارس تا ژوئن ۱۹۹۴) پیش از معرفی پول واقعی مورد استفاده قرار گرفت.
• نرخ فقر برزیل از حدود ۴۱٫۶ درصد در ۱۹۹۳ به ۳۳٫۸ درصد در ۱۹۹۵ کاهش یافت؛ تقریباً ۱۰ میلیون نفر از زیر خط فقر خارج شدند.
• رئال، پس از بیش از سه دهه، هنوز واحد پول رسمی برزیل است؛ برخلاف چهار پول قبلی که هرکدام کمتر از چند سال دوام آوردند.
چرا تثبیتهای قبلی برزیل شکست خوردند؟
پیش از پلن رئال، برزیل چهار برنامه تثبیت را در فاصله سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ تجربه کرده بود («پلن کروزادو»، «پلن برسر»، «پلن ورائو» و «پلن کولور»). همه این برنامهها یک ویژگی مشترک داشتند: تلاش برای متوقفکردن تورم از طریق کنترل مستقیم قیمتها و دستمزدها، بدون اصلاح همزمان و جدی کسری بودجه دولت. این الگو دقیقاً همان چیزی است که اقتصاددانانی مثل رودریگر و ساکس در نقد «تثبیتهای ارتدوکس ناقص» توضیح دادهاند: وقتی ریشه مالی تورم دستنخورده باقی میماند، کنترل قیمتها فقط تورم را سرکوب میکند، نه حذف؛ و بهمحض بازگشایی قیمتها، تورم با شدت بیشتری بازمیگردد.
نکته نظری دوم که در طر
عرق ربز خجالت میگدازد سعی بیتابی
ندارم مزرع امید اما میدهم آبی
درین دریا بهکام آرزو نتوان رسید آسان
مه اینجا بعد سالی میکشد ماهی به قلابی
خجالت هم ز ابرام طبیعت برنمیآید
حیا را کرد غواص عرق مطلوب نایابی
گهی فکر تعینگاه هستی میکنم انشا
سر و کارم به تعبیر است گویا دیدهام خوابی
خم تسلیم، قرب راحت جاوید میباشد
به ذوق سجده سر دزدیدهام در کنج محرابی
قناعت پرور اینگرد خوانیم از ضعیفیها
غنیمت میشمارد رشتهٔ ما خوردن تابی
ز فکر خودگریزان رفت خلق نارسا فطرت
بر ناآشنا سیر گریبان بود گردابی
تلاش حرص هم سرمایهٔ مقدور میخواهد
دماغ ما ز خشکی داغ شد، ای دردسر خوابی
برو درکربلا دیگر مپرس از رمز استغنا
شهید ناز او از تیغ میخواهد دم آبی
نوایی گل نکرد از پردهٔ ساز نفس بیدل
ز هستی بگسلم شاید رسد تاری به مضرابی
#بیدلدهلوی
https://t.me/hezar_khom
امروز با بیدل
به مناسبت اربعین حسینی
🔺 برو در کربلا، دیگر مپرس از رمز استغنا
🔻 شهید ناز او، از تیغ میخواهد دَم آبی
این بیت بیدل آمیزهای است از عشق و حماسه. شاعر شهدای کربلا را شهید ناز معشوق میداند، ولی شهیدانی که آب را از لب تیغ طلب میکردند.
میدانیم که آبدادن شمشیر، آن را محکمتر و برندهتر میساخته است. بیدل به همین اعتبار، گاهی شمشیر را به جوی آب تشبیه میکند:
کی شود وهم تعلّق مانع وارستگان؟
آب اگر در جوی شمشیر است، میباشد روان
و حالا، شهیدان ناز معشوق، از این آب مینوشند.
نکتۀ دیگر، ایهام در کلمۀ «دم» است که از طرفی «لب» معنی میدهد و شاعر انگار از «لب آب» سخن میگوید و از طرفی به معنی خون است و با شمشیر تناسب دارد. بیدل در چند جای دیگر هم که از شمشیر و تیغ اسم برده، «دم» را به دو معنی به کار برده است:
مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد
کم است ریزش خون، تیغ را ز ریزش دم
میگوید شمشیری که دم (لب) آن ریخته باشد، انگار که ریزش دم (خون) آن هم کمتر میشود.
به هر حال، بیت بسیار حماسی و باشکوه است و در آن زمانهای که اغلب شاعران ما به واقعۀ کربلا از منظر تأثر و اندوه مینگریستهاند، این که شاعری آن را از منظر استغنا و بینیازی ببیند، جالب است. سخن را با یک بیت عاشورایی دیگر از بیدل ختم میکنم.
گلریزی اشک، بوی خون داشت
این سبحه ز خاک کربلا بود
میگوید تسبیحی که از خاک کربلا بسازی، اگر در حین مناجات با گریه کنی، اشک تو هم بوی خون خواهد داشت. این یعنی زنده بودن خون شهیدان کربلا، که امروزه در ادبیات آیینی ما بسیار مطرح است.
#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
https://t.me/hezar_khom